451

 
 

به نام حضرت دوست، که هر چه بر سر ما مي رود عنايت اوست

مجله الکترونيکي روزانه :: شماره 451 :: شنبه 19 خرداد 1385

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com

جدول بازيهاي امروز:

زمان تيمها مکان تاريخ بازی
16:30 پاراگوئه : انگلستان فرانکفورت 20 خرداد 1385 3
19:30 سوئد : ترينيداد دورتموند 20 خرداد 1385 4
22:30 ساحل عاج : آرژانتين هامبورگ 20 خرداد 1385 5


 

عناوين برخي از  مطالب اين شماره از مجله الکترونيکي «روزانه»

  • عدد را به صورت رقم‌رقم وارد کنید و به صورت حروفی دریافت!
  • معرفي فيلم: آلگرو
  • قسمت هفتاد و يک شبهاي برره
  • جديدترين گفتگو با شهرام ناظري
  • كنترل از راه دور سيستم ها در محيط شبكه و اينترنت
  • بازي: بالاتر از خطر
  • گوش عمروعاص 
  • زندگينامه استاد سعيد نفيسي
  • خودكشي؛ فقط همين!
  • و .....

 


 

 

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com


با تشکر از دوست خوبمون baharak2009 براي ارسال اين عکس.

 



 

 


Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com

خیلی جالب؛ عدد را به صورت رقم‌رقم وارد کنید و به صورت حروفی دریافت!
ويژه نامه الکترونيکي بمناسبت امروز
عکسی از سید جواد ذاکر در بیمارستان

 

 

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com

روايت تكان‌دهنده از شكنجه‌گري

يكي از اسراي ترك آزادشده از گوانتانامو فاش كرد، بيشتر افسران و بازجويان زندان مخوف گوانتانامو صهيونيست هستند و تعدادي خاخام يهودي نيز در آنجا حضور دارد و اين خاخام‌ها در بازجويي مسلمانان شركت مي‌كنند.
«ابراهيم شن» كه دو سال در گوانتانامو در اسارت آمريكايي‌ها به سر مي‌برد، ضمن توضيح نحوه‌ برخورد غيرانساني و شكنجه‌هاي سخت، از حقايق ديگر اين زندان پرده برداشت و در مصاحبه خود با روزنامه «واكيت» ـ چاپ استانبول ـ گفت: «من توسط يك فرمانده يهودي به نام «ياسف» شكنجه مي‌شدم، او وقتي مرا با برق شكنجه مي‌داد، مي‌گفت: بعد از عراق، ايران و سوريه نوبت به تركيه مي‌رسد و زنان شما كنيزان ما و مردان شما برده‌هاي ما خواهند شد و قبر سلطان عبدالحميد (شاه عثماني كه از دادن سرزمين فلسطين به يهودي‌ها امتناع كرد) را به آتش خواهيم كشيد».
ابراهيم شن افزود: اكثر افسران و بازجويان گوانتانامو، يهودي بودند و بر سرشان عرق‌چين مخصوص يهوديان، «كيپا» مي‌گذاشتند و در بازجويي مسلمان‌ها، حتما يك روحاني يهودي (خاخام) نيز به عنوان ناظر شركت مي‌كرد.
به گفته اين شهروند ترك، حدود 90 درصد مسئولان و افسران گوانتانامو نام يهودي داشتند و پانزده خاخام نيز در آنجا از مسلمانان بازجويي مي‌كردند. بازجويي‌ها غيرقابل تحمل بود. زنان يهودي جوانان را هتك حرمت نموده و شكنجه مي‌كردند. در اتاقي مخصوص شكنجه، اسرا را با برق و دارو شكنجه مي‌دادند كه اكثر آن شكنجه‌ها منجر به ديوانگي مي‌شد و 90 اسير در آن اتاق ديوانه شدند؛ چهارصد نفر از اسرا دست به خودكشي زدند.

 



 


 

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com

معرفي فيلم

آلگرو
 Allegro

کارگردان: کريستوفر بوئه. فيلمنامه: کريستوفر بوئه، ميکائيل ولف. موسيقي: توماس کناک. مدير فيلمبرداري: مانوئل آلبرتو کلارو. تدوين: پيتر براندت. طراح صحنه: نيکلاي دانيلسن. بازيگران: اولريش تامسن[زاتراستورم]، هلنا کريستينسن[آندره آ]، هنينگ موريتزن[تام]، نيکلاس برو[ترنس ساندر]، پر فلاي[تماشاچي]، بنديکته هنسن[معلم پيانو]، الن هيلينگسو[کلارا]. ٨٨ دقيقه. محصول ٢٠٠٥ دانمارک. نامزد جايزه رابرت بهترين کارگرداني، تدوين، طراحي صحنه و جلوه هاي ويژه و برنده جايزه رابرت بهترين فيلمبرداري.نامزد جايزه بزرگ هيئت داوران جشنواره سندنس.
زاتراستورم پيانيستي موفق، هيچ چيز درباره گذشته خود به ياد نمي آورد. او به زودي در مي يابد خاطرات اش در جايي دو بعدي به نام Zone نگهداري مي شود. زاتراستورم براي رهانيدن گذشته ش، به زادگاه خود باز مي گردد، اما قبل از هر چيز بايد تکليف اش را با خودش روشن کند.

چرا بايد ديد؟
کريستوفر بوئه متولد ١٩٧٤ از نسل جديد کارگردان هاي دانمارک است که در سال ٢٠٠١ با فيلم کوتاه اضطراب آقاي بوئه و شرکا وارد سينما شد. او که قبلاً روزنامه نگار بود، در پي دريافت اين موضوع که سينما براي مطرح کردن مسائل دنياي پيرامونش رسانه کارا تري است ، وارد مدرسه ملي سينمايي دانمارک شد. در آنجا يک سه گانه کوتاه با نام هاي وسوسه[١٩٩٩]، بکارت[٢٠٠٠] و اضطراب[٢٠٠١] ساخت. در سال ٢٠٠١ سريال تلويزيوني Kissmeyer Basic را کارگرداني کرد و سرانجام دو سال بعد با اولين فيلم بلندش بازسازي[ترجيح مي دهم آن را به نام دوباره دوستم بدار بنامم] توجه منتقدان و تماشاگران دنيا را به خود جلب کرد. بازسازي موفق به دريافت جايزه فيپرشي براي بهترين کارگرداني از جشنواره سن سباستين، دوربين طلايي و جايزه اميدبخش ترين جوان فيلمساز از جشنواره کن، بهترين فيلم نورديک از مراسم آماندا، جايزه بزرگ جشنواره صوفيه و نامزد چندين جايزه از جشنواره هاي معتبر بين المللي ديگر شد. شروعي درخشان براي يک فيلمساز جوان و اينک پس ساختن اپيزودي از فيلم تصورات اروپا[اروپا وجود ندارد] با سومين فيلم بلندش بار ديگر توجه مجامع سينمايي را به خود جلب کرده است. آلگرو که مانند بسياري از فيلم هاي مستقل آمريکايي به فقدان حافظه و سعي در احياي آن مي پردازد، بار ديگر مانند بازسازي مرز ميان حوادث واقعي و خيالي را آن چنان با ظرافت و هم چون يک هزارتو ترسيم کرده، که ذهن هر تماشاگري را به چالش مي طلبد. فيلم که با بودجه ١٠ ميليون کرون ساخته شده بار ديگر زمينه ساز بازي بوئه با رسانه سينما و تماشاگران را فراهم ساخته و يکي از بهترين فيلم هاي اين ماه است. تماشاي آن براي کساني که مي خواهند با سينماي جديد اسکانديناوي و بهتر بگويم موج جديد سينماي اروپا آشنا شوند، ضروري است. در شماره هاي آتي مطلبي بلند و در صورت امکان مصاحبه اي با کريستوفر بوئه خواهيم داشت.
ژانر: درام.

 

دانلود فيلم

با همکاري دوست خوبم «Benz223@gmail.com» هر روز يک قسمت از مجموعه ديدني و پرطرفدار شبهاي برره را براي دانلود در اين قسمت مي گذاريم.

قسمت هفتاد و يک شبهاي برره

سريال "شبهاي برره" كاري موفق و قوي است كه با تيزبيني خاصي بسياري از سنت‌ها و خلقيات منفي رايج بين مردم را به نقد كشيده است.

Shabhaye Barareh is a popular daily sitcom about an imaginary place in Iran.
Director: Mehran Modiri

لينک دانلود (غير مستقيم)

 

 


 

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com

جديدترين گفتگو با شهرام ناظري

۱. جناب ناظری! مدتی بود که از جناب عالی بی خبر بودم. می دانم که در خارج از کشور به سر می بردید و با آقا حافظ، کنسرت های متعددی برگزار نمودید. در مورد این برنامه ها برای دوستان علاقه مند، توضیحاتی بفرمایید.
خواهش می کنم. خب، حافظ شش سال است که در نیویورک آهنگسازی می خواند. در حال حاضر هم دانشجوی رشته رهبری ارکستر است. پایان نامه او در مورد شاهنامه فردوسی می باشد که آن را به صورت یک کتاب ارایه نموده است. حافظ، اهداف خاصی در زمینه موسیقی دارد که به هر حال جالب است. او با همکلاسی های خودش گروهی متشکل از سازهای ایرانی و غیر ایرانی تشکیل داده است و با بنده هم صحبت هایی کرد که با آنها همکاری کنم و من هم چون دیدم کار درخوری می تواند باشد، قبول کردم. البته خب، از سوی موسسه موسیقی جهان (The World Music Institute) برای اجرا در بزرگداشت مولانا هم دعوت شده بودم. کار به این صورت بود که همراهی سازهای خارجی، به طور کامل در خدمت موسیقی ملی ایران قرار گیرد. یک بخش کار در مورد مولانای رومی بود و بخش دیگر هم در مورد فردوسی. این برنامه، علاوه بر نیویورک در دیگر شهرها و ایالات آمریکا نیز برگزار شد. به خصوص برای نخستین بار بود که یک گروه موسیقی از ایران در سالن اسکار (Codak Teater) به اجرای برنامه می پرداخت. آن چه که برای ما خیلی عجیب و غیر منتظره بود، استقبال بسیار زیاد مردم بود. با توجه به این که خیلی ها معتقداند که موسیقی سنتی ایرانی دیگر جایگاه خود را از دست داده است و مردم موسیقی های سبک را بیشتر می پسنداند، این برنامه نشان داد که خیر. به هیچ وجه این گونه نیست. کار، خوب باید باشد تا مخاطب را بتوان جذب کرد. حافظ از نوازندگان خارجی نخواسته بود که ایرانی بنوازند، بلکه فقط نقاط اشتراک را تقویت کرده بود که هم آنها کار خود را بتوانند خوب انجام دهند و برای شان سنگین نباشد و هم این که به یک تفاهم فکری و عملی خوب و قابل اجرا دست پیدا نماییم. البته یادآوری کنم که به این نتیجه رسیدیم در حال حاضر بخش فردوسی را کار نکنیم تا ابتدا CD مربوط به آن آماده شود و بعد آن را بر روی صحنه اجرا کنیم.

۲. چطور شد که به این نتیجه رسیدید؟
خودتان خوب می دانید که متاسفانه آثار موسیقی به طور تقلبی وارد بازار می شود و کسی هم نیست که به این مساله رسیدگی نماید! بنابراین به این نتیجه رسیدیم که ابتدا کارها را عرضه کنیم و بعد، بر روی صحنه اجرا نماییم. حداقل تقلب اش کمتر می شود! به طور حتم خبر دارید که اجرای گروه عارف را که ما با ۹ دوربین ضبط کرده ایم، سر از کجاها درآورد!!

۳. خب، جناب آقای ناظری! وقتی این آثار دیر به دست مردم می رسد که بخشی از آن، از حساسیت های خود جناب عالی ناشی می شود، مسلم است که عده ای سودجو همیشه وجود دارند که از این فرصت به دست آمده، به نفع خود می خواهند استفاده نمایند.
خب، دیگر. عرض کردم که کارها را اول منتشر می کنیم و بعد اجرا می کنیم که تا این حد، مشکل به وجود نیاید.

۴. آیا برنامه ای برای آینده دارید؟
والله، معلوم نیست در ایران برنامه ای داشته باشم یا خیر. به هر حال یک سری شرایط درونی و بیرونی باید وجود داشته باشد که برنامه ای خوب اجرا شود. البته خب، ما همیشه عادت داشته ایم که با شرایط نامناسب بیرونی خودمان را وفق دهیم و باز هم در میدان بمانیم! خیلی ها کنار می روند، چون در واقع برای شان این شرایط سخت است، اما ما و امثال ما هنوز هم در میدان هستیم، چرا که مرد میدان های سخت بوده ایم، نه میهمان سفره های رنگین! من در حال حاضر، این آمادگی روانی را ندارم که کاری بخواهم اجرا نمایم. تنها برنامه ای است به صورت یک جشنواره موسیقی در توکیو که در تاریخ ۲۸ جولای برگزار می شود و از بنده هم برای اجرا در آن برنامه، دعوت به عمل آورده اند که به مدت دو شب به اجرای برنامه خواهیم پرداخت.

۵. آثار صوتی و تصویری چه؟
با یک سری مسایلی روبرو هستیم. خب، آن کاری را که گفتم با ۹ دوربین ضبط شده است، آماده است، اما کار چون پر هزینه است، کسی نمی آید خطر کند. ما هم منتظریم!


۶. پس طرفداران و علاقه مندان چه؟ البته در ظاهر نوعی از موسیقی هست که هم خیلی راحت، مجوز می تواند بگیرد و هم این که یک میلیون یا بیشتر فروش داشته باشد!
(می خندد.) وقتی خط مشی درشت نیست، کاری نمی توان انجام داد. به همین دلیل است که کار خوب، اجازه ورود به بازار و در دسترس علاقه مندان قرار گرفتن را ندارد، ولی کار سطح پایین به راحتی مجوز می گیرد و در اختیار عموم قرار می گیرد! در هر صورت موسیقی ما بلاتکلیف است. باید ببینیم چه می شود.

 

 

 

 

 

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com

نرم افزار PC

كنترل از راه دور سيستم ها در محيط شبكه و اينترنت با نرم افزار قدرتمند Radmin Remote Administrator 2.2

 

در دست گرفتن كنترل يك سيستم از راه دور و انجام كارها توسط آن سيستم به صورت Remote و از پشت سيستم شخصي خودتان در دنياي كامپيوتر ارزش بسياري دارد و در وقت و هزينه به مقدار زيادي صرفه جويي نموده و در بسياري از مواقعs غير ممكن را براي شما ممكن مي سازد . حال اين كار چگونه مي تواند صورت بگيرد؟

شركت نرم افزاري Famatech محصول بسيار قدرتمند و مطرحي در اين زمينه داراست كه Radmin نام دارد و از برترين هاي نرم افزارهاي كنترل از راه دور در جهان است . اين محصول فوق العاده به شما اجازه مي دهد تا از طريق سيستم شخصي خود به يك يا چند عدد سيستم هاي مختلف درون يك شبكه و يا محيط اينترنت متصل شويد و علاوه بر نظرات فعاليت هاي آن سيستم , كنترل فعاليت هاي آن نظير انتقال ديتا , تامين امنيت , انجام تنظيمانت شبكه و بسايري ديگر را از راه دور به عهده گيرد .

برخي از ويژگي هاي كليدي نرم افزار قدرتمند Radmin Remote Administrator 2.2 :

Speed - سرعت بالاي نرم افزار :

به ادعاي شركت سازنده اين نرم افزار سريع ترين در ميان رقباي حال حاضر خود است . اين ابزار در كار با خطوط و اتصال هاي با پهناي باند كم مانند مودم هاي عادي نيز مشكلي نداشته و با اين نوع اتصالات نيز سازگاري لازم را دارد . به طور متوسط در اتصال با مودم اين ابزار قادر نمايش 5-10 تصوير از صفحه نمايش رايانه ي راه دور در ثانيه را داراست .

اوج قرت نرم افزار در اين زمينه هنگاميست كه در يك شبكه ي LAN اتصال برقرار شده باشد و ارتباط بين سيستم ها به صورت كاملا Real-Time و زنده خواهد بود و به حدود 100 تصوير در ثانيه نيز افزايش مي يابد !

Supports User Level Security - پشتيباني امنيت نام كاربري در ويندوز هاي  NT/2000/XP/2003 كه شما امكان استفاده از Radmin را به كاربر يا گروههاي كاربري مشخصي مي دهد .

Сhallenge-response Password Authentication - نرم افزار مي تواند در زمان برقراري اتصال از شخص متصل شونده نام عبور بخواهد , بنابراين اشخاص نا معتبر به هيچ وجه قادر به برقراري اتصال نخواهند بود .

Multiple connections - پشتيباني اتصال همزمان به چند سيستم و مشاهده ي اوضاع و در دست گرفتن كنترل همزمان آنها .

Variable view modes - حالت هاي گوناگون نمايش مونيتور سيستم راه دور . به صورت تمام صفحه , به صورت پنجره و يا در سايز مورد دلخواه شما .

Uses a Video Hook Driver - تكنولوژي قدرتمند شركت در خلق ارتباط زنده و دادن تصاوير مونيتور راه دور به صورت ويديويي و با قابليت نمايش صد ها صفحه در ثانيه كه در حال حاضر تنها با ويندوز NT 4.0 سازگار است .

اين ويژگي در نسخه ي آينده ي Radmin كه هم اكنون تنها به صورت آزمايشي عرضه شده است با ويندوز هاي 2000/XP/2003 نيز سازگار خواهد بود .

Drag and Drop File Transfer - با نرم افزار Radmin شما قادر به انقال فايلها تا حجم 2 گيگابايت به صورا Drag&Drop به داخل محيط اكسپلورر مانند نرم افزار خواهيد بود .

Shutdown Remote C omputer in One Click - خاموش كردن سيستم از راه دور تنها با يك كليد و بدون نياز به وصل شدن به مونيتور آن سيستم .

Operating systems support - سازگاري كامل با تمامي نسخه هاي كاربردي سيستم عامل ويندوز - 95/98/ME/NT4.0/2000/XP/2003 .

ساير ويژگي هاي اين محصول شركت Famatech :

انقال اطلاعات حافظه ي Clipboard سيستم مقصد , حالت انقال 16 رنگي ( 4 بيت در هر پيكسل ) , حذف تمامي اتصال هاي Radmin از سرور هاي ديگر تنها با يك دستور /Stop , اجراي دستور Ctrl+Alt+Delete در كامپيوتر مقصد , و ويژگي هاي ايمنيتي گوناگون نرم افزار .

جزييات كامل تر به زبان سايت سازنده .....

تصاويري از محيط نرم افزار

English Explanations

براي دريافت نسخه ي كامل نرم افزار Radmin Remote Administrator 2.2 همراه با كرك با حجم 1.7 مگابايت  اينجا را کليک کنيد.
پسورد : www.p30world.com





 

نرم افزار موبایل

بازي: بالاتر از خطر

 

بازی زیبای عملیات غیرممکن ۳ !!!

 لینک دانلود اول
براي دانلود، روي لينک بالا کليک سمت راست نموده و Save Target As را بزنيد.

 

 

 

 

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com


آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
معشوق چون نقاب ز رخ در نمی​کشد
چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست
بی معرفت مباش که در من یزید عشق
حالی درون پرده بسی فتنه می​رود
گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار
می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب
پیراهنی که آید از او بوی یوسفم
بگذر به کوی میکده تا زمره حضور
پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان
حافظ دوام وصل میسر نمی​شود

 

آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
باشد که از خزانه غیبم دوا کنند
هر کس حکایتی به تصور چرا کنند
آن به که کار خود به عنایت رها کنند
اهل نظر معامله با آشنا کنند
تا آن زمان که پرده برافتد چه​ها کنند
صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند
بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
ترسم برادران غیورش قبا کنند
اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند
خیر نهان برای رضای خدا کنند
شاهان کم التفات به حال گدا کنند

 
 

 

 

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com

اعضا محترم گروه جرقه مي توانند مطالبشان را به آدرس
 Mobin_s2004@yahoo.com
بفرستند تا با نام خودشان در اين ستون نوشته شود.

 

setayesh_new@yahoo.com

عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب
عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن

 

 

daryasahm2@yahoo.com

به نام خدا
تقدیم به همه ی اون عزیزانی که به گونه ای درگیر مصائب و مشکلات هستند

مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بی دردی علاجش آتش است

با آرزوی سلامتی و موفقیت برای همه ی دوستان
یا حق

 

 

sahel_jin_jin_galaxy@yahoo.com

کمک

ba salam va arze khaste nabashiiid
man 1 moshkele bozorg daram lotfaan komakam konid
az vaghti ke in noskheye betaro baraye yahoo mailam nasb kardam dige be hich onvan nemishe tanzimate farsi marbot be mailaye farsi ke baram mifrestin ro anjam bedam va hamechiz ro darham mibinaaam lotfan komakam koniiid va begiiid ke che bayad bokonam.
ba tashakor SAHEL

 

 

soganad2004@yahoo.com

وقتی خداوند شما را به لبه پرتگاهی هدایت کرد، کاملاً به او اعتماد کنید. چون یکی از این دو اتفاق خواهد افتاد.
او شما را می گیرد اگر بیفتید
یا
اینکه یادتان می دهد چگونه پرواز کنید.

 

 
aafagh_m51@yahoo.com

ترک شيرازي

جناب حافظ سرودند

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

:سالیان سال بعد صائب سرودند

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
اگر چیزی کسی بخشد زمال خویشتن بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

:سالیان سال بعد شهریار سرودند

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که شور افکند دل ما را

:و سالیان سال بعد یکی از شاعران کوچه و بازار زیر لب گفت

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم یه من کشک و دو من قارا
سر و دست و تن و پا را ز خاک گور می دانیم
زمال غیر می دانیم سمرقند و بخارا را
و عزرائیل ز ما گیرد تمام روح و اجزا را
چه خوشتر می تواند باشد ز آن کشک و دو من قارا؟
 

 

 

viski_601@yahoo.com

همه كس و هيچ كس

چهار نفر بودند بنامهاي همه كس-يك كس-هر كس و هيچ كس
يك كار مهم وجود داشت كه ميبايست انجام مي شد و از همه كس خواسته شد آن را انجام دهد.
همه كس ميدونست كه يك كسي آن را انجام خواهد داد
هر كسي ميتوانست آن را انجام دهد اما هيچ كس آن را انجام نداد
يك كسي از اين موضوع عصباني شد به خاطر اينكه اين وظيفه همه كس بود.
همه كس فكر ميكرد هر كسي نميتواند آن را انجام دهد اما هيچ كس نفهميد كه هر كسي آن را انجام نخواهد داد.
سرانجام اين شد كه همه كس يك كسي را براي كاري كه هر كسي نمي توانست انجام دهد و هيچ كس انجام نداد سرزنش كرد

 

 

aminsanie550@yahoo.com

زیبایی

صدفی به صدف دیگر گفت: درد زیادی در درونم احساس می کنم . دردی سنگین که مرا عذاب می دهد . صدف دیگر با غرور گفت : ستایش خدای آسمان ها و زمین را ، که من هیچ دردی را در خود ندارم ، خوب هستم وسلامت . در همان لحظه خرچنگی از آنجا عبور می کرد و صحبت آنها را شنید رو کرد به صدف از خود راضی و گفت : بله ،تو کاملا خوب و سلامتی ، اما دردی که همسایه ات را می آزارد ، مرواریدی بی نهایت زیباست که تو از آن بی بهره ای !

 

 

mokhtarihamed@yahoo.com

جستجو خود سهم کمی نبود
از برای من
از برای تو .
زير آفتاب بی تفاوت پاييز
سايه هامان باور نميکردند خاک را
اگر ميدانستيم که هنوز
کوچه ای هست که در آن ...
ميتوان بی وقفه گم شد
و ديگر
ه
ر
گ
ز
... پيدا نشد.

 

 

fox_elly2000@yahoo.com

نامه هایی برای تمام زنان جهان .... 25

..... بانوی عشق
! ظهر تابستان است
لمیده ام بر ماسه های ساحل
و به تو می اندیشم
دریا ساحلش را ترک می کند
ماهی ها و
صدف هایش را ترک می کند
!.... و از پی من راهی می شود
وقتی می شنوم که مردان
چه مشتاقانه از تو سخن می گویند
و زنان
چه پُر کینه
!.... به زیبایی ات پی می برم
..... تورا گل نیلوفر نامیدم
..... تورا گل یاس نامیدم
امّا ؛
وقتی با لباس دریایی ات پدیدار شدی
دانستم که تو یک جنگل نیلوفری
.... و یک آسمان انبوه از عطر یاس
هر مرد که پس از من ببوسدت
بر لبانت ؛
تاکستانی را خواهد یافت
.... که من کاشته ام
!..... و باغستانی که من آبیاری کرده ام

« نزار قبانی »

 

 

behzad_s1361@yahoo.com

اغتنام همان ساعتى كه در آنى

«يا اباذر اذا اصبحت‏فلا تحدث نفسك بمساء» تأكيد همان مطلب است به يك بيان ديگر. مى‏گويدصبح كه از خواب بلند مى‏شوى فكر نكن كه تا شب زنده مى‏مانى، فكر كن‏همين است «فلا تحدث نفسك بسماء و اذا امسيت فلا تحدث نفسك‏بالصباح» در شب فكر نكن كه حتماً فردايى خواهى داشت. تا فردا زنده‏خواهى ماند. فرض كن همين است، اين آخرين لحظات است «و خذ من‏صحتك قبل سقمك و حياتك قبل موتك فانك لا تدرى ما اسمك غداً» حالاكه فعلاً اين حيات را دارى از آن استفاده كن، فرصت را غنيمت بشمار. براى‏اين كه نمى‏دانى فردا چه كاره‏اى؟ اسمت چيست؟ مرده يا زنده؟ حالا كه زنده‏هستى قدر اين زندگى را بدان. حالا كه سالم هستى پس از سلامتى بهره‏بردارى كن. فردا نمى‏دانى چه اسمى خواهى داشت. اين هم بيان ديگرى است‏براى مطلبى كه قبلاً فرمود و هم ارتباطش با آن فراز قبلى كه فرصت را غنميت‏شمار «صحتك قبل سقمك و حياتك قبل موتك اغتنم» ارتباطش را با آن بيان‏مى‏فرمايد.
 

 

moshaver62@yahoo.com

مشاور

سلام سي و شش

دوستاي گلم سلام
اميدوارم كه حالتون خوب باشه .
اگه اهل فيلم ديدن و تلويزيون ديدن باشيد حتما فيلم هاي خوش ساختي رو ديديد كه داستان يك گروه سارق رو تعريف مي كنه .
به عنوان مثال مي شه به سرقت در شصت ثانيه اشاره كرد .
اگر دقت كرده باشيد معمولا سارق هاي حرفه اي براي يك سرقت بزرگ به دو يا چند نقشه فكر مي كنن . يكي طرح اصلي و ديگري به عنوان نقشه ي دوم يا نقشه ي ب .
نقشه ي ب معمولا وقتي استفاده مي شه كه طرح اصلي به مشكلي بربخوره و گروه در خطر باشه يا نتونن با پيش بيني هاي ص.رت گرفته به هدف برسن . و جالب اينكه تموم اعضا گروه موظف هستند كه نقشه ي ب رو هم تمرين كنند و براي اون هم آمادگي روحي و جسمي داشته باشند
خب دوستاي گلم . چرا ما براي زندگيمون و ماجراهامون نقشه ي ب نداريم ؟ وقتي برامون يه مشكل رخ مي ده توازن روحي و فكريمون بهم مي ريزه و چون وضعيت جديد رو پيشبيني نكرده بوديم مدتي طول مي كشه تا با شرايط جديد وفق پيدا كنيم و بتونيم بحران يا مشكل رو مديريت كنيم و متاسفانه وقتمون هدر مي ره .
از من به تو نصيحت . هر وقت كه خواستي كاري رو انجام بدي براش يه نقشه ي ب هم طراحي كن .

گروه مشاور
moshaver62@yahoo.com
http://moshaver62.persianblog.com

 

 

marzisoderjani@yahoo.com

فریاد اگر آن ماه من نشنیده باشد آه من
بی پر تو رویش کجا بشناسم از ره چاه من
ظلمت به تیغم می کشد ترکم کند گر شاه من
مقصد بعید و ره دراز وای از عذاب راه من
می میرم ار ظلمت شود بی ماه من همراه من
 

 

 

far407@yahoo.com

دل بي تو_صادقانه بگويم_صفا نداشت
دور از توعشق بود ولي محتوا نداشت
پژمرد غنچه ي دلم ؛ اما سخن نگفت
افتاد شيشه ي دلم اما صدا نداشت
در خانه ي دل از چه نماندي وپر زدي
باور كنيد خانه ي ما و شما نداشت
اي مهربان ؛ محبت ما را بگو به ما
دركنج سينه بالاخره داشت يا نداشت
من راحتت كنم كه خود مرداب بوده ام
دل بي تو_صادقانه بگويم_صفا نداشت

 

 

ebgh_80@yahoo.com

جامعه شناسي مسايل جنسي در ايران

قسمت اول

سعي من از اين سري مباحث ، آشنايي با مسايل جنسي از لحاظ روانشناسي و پزشكي است . اميدوارم بتوانم قدمي براي رشد اين فرهنگ بردارم .
در اين كه فرهنگ ما با تحكم هر چه بيشتر با اين مساله به مبارزه مي پردازد هيچ شبه اي نيست ، ولي متاسفانه عليرغم مبارزه كشور و مديران كشوري ، مساله جنسي ، مانند دملي پوسيده ، سر باز كرده و در گوشه و نقاط كشور مشغول ريشه دواندن است . يكي از راه هاي مبارزه با اين پديده ، آموزش جنسي در دوران مدرسه است . علاوه بر مدارس بايد در جامعه هم آموزشهاي علمي در اين زمينه گسترش يابد . دختران و پسران ايراني در زير خرواري از قواعد خشك اجتماعي ( نه ديني ) در حال مدفون شدن هستند ولي دولتمردان و سازمانهايي كه به جوانان وابسته و در زمينه جوانان پژوهش مي كنند ، به دنبال دلايل افسردگي و دلمردگي جوانان مي گردند و جالب اينجاست كه چون پاسخي نمي يابند ، جوانان را مداوما به سركوب اين غريضه يا بهتر بگويم نعمت خداوندي دعوت مي كنند . در يكي از اصول روانشناسي نقل شده است كه " ذهن ضد جنسي ، خود منشا انحراف جنسي است " و اين مساله نيز ثابت شده و حرف روانشناسان است . تقريبا به جرات مي توان گفت كه مسايل جنسي در كشورمان تبديل به تابويي وحشتناك شده است و هر كس كه بخواهد در اين زمينه گفتاري داشته باشد ، مطمينا محكوم به ترويج هتك عفت عمومي ! خواهد شد . ولي اين قاضيان غافل از خيابان هايمان هستند ! جوانان ما نيازمند آبياري هستند و نمي شود آنها را با رويا سبز نگه داشت . فحشا تمام خيابان ها را دارد پر مي كند ولي مسولين ما همواره در ميزگردهايشان مي گويند ، انشالله كه جوانان ما جزو جوانان متدين هستند ، و انگار كه اين جوانان متدين ، دستگاه تناسلي ندارند ! ولي آيا چاره ، حواله دادن جوانان غير متدين به جهنم است !؟ همواره از جوانان خواسته شده كه به رياضت جسم بپردازند و در سلولهاي رواني خود بخزند و سخنان سرپوشيده بزنند ! فهم اين مساله خيلي بايد آسان باشد كه خفاش شب ها ، حاتم گرگي ها ، اصغر قاتل ها ، بيجه ها و ... فقط و فقط براي رفع نياز به اين درجه جنون رسيده اند و نمي توان انگ بي ديني و بي ايماني به آنان زد . قصدم اصلا اين نيست كه از اين جاني ها دفاع كنم ، بحثم دقيقا نقطه مقابلش است كه آيا نمي شد كاري كرد كه اين جنايات اتفاق نيافتد ؟ شايد هزاران بيجه و خفاش شب را به چوبه اعدام بسپاريم ، ولي آيا حواله كردن اين مريضان جنسي راه حل اين ماجراست ؟ قطعا نمي توان تمام مردان كشور را وازكتومي زنان را با زنجير در خانه حبس كرد ، پس چاره چيست ؟ قطعا چاره اين مشكلي كه اكنون از تمام لايه هاي اجتماع در حال سر بر آوردن است ، مجلس وعظ و خطابه و طلب استغفار براي جوانان نيست . و از طرفي نمي توان ماجرا را گردن بيگانگان انداخت ، چرا كه اين كار فقط پاك كردن صورت مساله است ولي غافل شدن از اسب تروايي است كه در داخل جامعه آمده و فرهنگ غني مان ( چه ايراني و چه اسلامي ) را دارد از ريشه نابود مي كند . چرا بايد از يك نعمت خداوند كه به انسان داده شده ، تعبير به اميال حيواني و مقايسه آن با انواع و اقسام حيوانهاي درنده شود ؟ و چرا نبايد اين انرژي ( جنسي ) به يك راه رسيدن به آرامش و آسماني شدن ، تعبير شود ؟ سال ها يش براي رفع اين مساله ، مكاني در گوشه اي از شهر داير بود و امروزه در هر محله اي مي توان در مقياس كوچك آن منطقه ( شهر نو ) را ديد . پس چاره جمع كردن نيست ، اما اين دليل بر پهن كردن هم نيست . شهر نوي سال هاي شاهنشاهي ، با اعتقادات اسلامي ما ناهمگن بود ولي اعتقادات اسلامي ما صيغه را كه حرام نكرده ، ولي در مملكتي اسلامي جايي كه بتوان صيغه كرد ، آيا يافت مي شود ؟ پس مشكل دولتمردان ، سكس اسلامي يا غير آن نيست ، مشكل آنان كلا سكس است و اين هم بر اساس عقايد پوچي است و خرافي كه از كودكي به آنان تزريق شده . در جوامع پيشرفته ، از كودكي ، جنسيت و مسايل جنسي را به كودكان آموزش مي دهند و دولتمردان آن كشورها مي دانند كه ديگر نيازي به قايم موشك جنسي نيست . جنسيت تهديدي براي اين دولت ها محسوب نمي شود و مجبور نيستند دادگاهي هم در اين زمينه داشته باشند و حداقل حسن اين كار است كه جلوي بسياري از خشونت ها و قتل هايي كه فقط براي ارضا شدن بوده را گرفته اند و موفقيت هم داشته اند . در اين جوامع ديگر نيازي به خطبه و وعظ در باب آتش و بهشت نيست . مهم نيست از كجا شروع مي كنيم ، مهم اين است كه از همين اكنون شروع كنيم ، حداقل حسن اين شروع اين است كه ايدز را در جامعه ، از همين اكنون ريشه كن و مانع اش شويم . بيماريهاي مقاربتي و هپاتيت و غيره را پيشگيري كنيم و سلامت جنسي را به جوانان و جامعه هديه دهيم . بياييم به جاي پاك كردن صورت مساله ، آنرا علمي حل كنيم . و به جاي اين كه بگذاريم مسايل جنسي شوره زاري وسيع شود ، باغي معطر و سر سبز احداث كنيم و اين فقط با همت مسولين امكان پذير است . انشالله .

 

 

hussein_rfa@yahoo.com


-->از شهادت تا شهادت<--
(بمناسبت ايام شهادت حضرت زهرا (س) - قسمت اول)
 

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء ( سلام الله عليها):
... إنْ لَمْ يَكُنْ يَرانى فَإنّى أراهُ، وَ هُوَ يَشُمُّ الريح.

مرد نابينائى وارد منزل شد و حضرت زهراء (عليها السلام)پنهان گشت، وقتى رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) علّت آن را جويا شد؟ در پاسخ پدر اظهار داشت: اگر آن نابينا مرا نمى بيند، من او را مى بينم، ديگر آن كه مرد، حسّاس است و بوى زن را استشمام مى كند.
بحارالأنوار: ج 43، ص 91، ح 16، إحقاق الحقّ: ج 10، ص 258.

--------------------------------------------------------------------------------------

پانزده گفتار فاطمي از علامه اميني
گفتار اول

زهرا سلام الله عليها يكى از علل آفرينش
در اين موضوع اخبار بسيارى از فريقين (شيعه و سنى ) روايت شده است كه به موجب آنها ثابت مى شود، حضرت صديقه سلام الله عليها سبب آفرينش (عالم ) بوده است ، همانگونه كه پدربزرگوارش ، اميرالمؤ منين و حسنين سلام الله عليهم ، علت خلقت بوده اند.
ما برخى از اخبار مربوط به اين موضوع را در بخش اول در ذيل آيات شريفه ذكر كرديم و اينك حديثى در اثبات اين مطلب ، كه راوى آن ((ابوهريزه )) است :
((قال رسول صلى الله عليه و اله : لما خلق الله تعالى آدم اباالبشر و نفخ فيه من روحه ، التفت آدم يمنه العرش فاذا فى النور خمسة اشباح سجدا و ركعا، قال آدم : (على نبينا و آله و عليه السلام ) هل خلقت احدا من طين قبلى ؟ قال : لا يا آدم ! قال : فمن هولاء الخمسه الاشباح الذين اراهم فى هيئتى و صورتى ؟ قال : هولاء خمسة من ولدك ، لولا هم ما خلقتك ، هولاء خمسه شققت لهم خمسة اسماء من اسمائى لولا هم ما خلقت الجنة و النار، و لا العرش ، ولا الكرسى ، ولا السماء و لا الارض و لا الملائكة ، و لا الانس ، و لا الجن .
فانا المحمود، و هذا محمد، و اناالعالى و هذا على ، و انا الفاطر وهذه فاطمة .
و انا الاحسان و هذالحسن ، و اناالمحسن و هذالحسن ...
اليت بعزتى ان لا ياتينى احد مثقال ذرة من خردل من بغض احدهم الا ادخله نارى ، ولا ابالى يا آدم ، هولاء صفوتى بهم انجيهم و بهم اهلكهم فاذا كان للك الى حاجة فبهولاء توسل ))
((رسول خدا(ص ) فرمود: هنگامى كه خداى تعالى حضرت آدم ابوالبشر را آفريد و از روح خود در او بدميد، آدم (ع ) به جانب راست عرش نظر افكند، آنجا پنج شبح غرقه در نور به حال سجده و ركوع مشاهده كرد، عرض كرد:
خدايا قبل از آفريدن من ، كسى را از خاك خلق كرده اى ؟ خطاب آمد: نه ، نيافريده ام . عرض كرد: پس اين پنج شبح كه آنها را در هيئت و صورت همانند خود مى بينم چه كسانى هستند؟ خداى تعالى فرمود:
اين پنج تن : از نسل تو هستند، اگر آنها نبودند، ترا نمى آفريدم ، نامهاى آنان را از اسامى خود مشتق كرده ام (يعنى من خود، آنها را نامگذارى كرده ام ) اگر اين پنج تن نبودند، نه بهشت و دوزخ را مى آفريدم ، نه عرش و كرسى ، نه آسمان و زمين را خلق مى كردم ، و نه فرشتگان و انس و جن را...
منم ((محمود)) و اين ((محمد)) است ، منم ((عالى )) و اين ((على )) است ، منم ((فاطر)) و اين ((فاطمه )) است ، منم ((احسان )) و اين ((حسن )) است ، و منم ((محسن )) و اين ((حسين )) است .
به عزتم سوگند، هر بشرى به مقدار ذره بسيار كوچكى ، كينه و دشمنى آنها را در دل داشته باشد، او را در آتش دوزخ مى افكنم ، يا آدم ،... اين پنج تن ، برگزيدگان منند، و نجات و هلاك هر كس وابسته به حب و بغضى است كه نسبت به آنها دارد. يا آدم ، هر وقت از من حاجتى مى خواهى ، به آنان توسل كن .
ابو هريره مى گويد، پيامبر اكرم (ص ) در ادامه سخن فرمود:
((نحن سفينه النجاة ، من تعلق بها نجى ، و من حاد عنها هللك ، فمن كان له الى الله حاجت فليسئل بنا اهل البيت ))
((ما (پنج تن ) كشتى نجاتيم ، هر كس با ما باشد، نجات يابد، و هر كس كه از ما روگردان شود، هلاك گردد. پس هر كس حاجتى از خدا مى خواهد پس به وسيله ما اهل بيت از حضرت حق تبارك و تعالى مسئلت نمايد)).
اين روايت را ((شيخ الاسلام حموينى )) در ((فرائد)) - ((حافظ خوارزمى )) در ((مناقب )) - و چند تن ديگر از دانشمندان اهل سنت نقل كرده اند، همچنين دانشمندان بزرگ شيعه اين حديث شريف را روايت نموده اند، و با بررسى آن ، به طور خلاصه ، مى توان به شش مطلب ، و يا شش منقبت پى برد، كه هر يك از پنج تن در آن مناقب و فضائل ، به طور يك نواخت و همرديف ، مشترك هستند.
مطلب اول : خلقت پنج تن و انوار آنان قبل از آفرينش آدم بوده است ، و غير از روايت مذكور احاديث بسيارى نيز از فريقين (شيعه و سنى ) در اين باره وارد شده است .
از حضرت رسول اكرم (ص )، نسبت به مدت زمانى كه پنج تن ، قبل از آدم بوجود آمده اند رواياتى منقول است كه در برخى 2000 سال و در بعضى به طور مختلف ذكر گرديده است كه گمان مى رود - اين ارقام تقريبى است نه قطعى .
مطلب دوم : پنج تن سبب و علت آفرينش جهان بوده اند.
مطلب سوم : اسامى آنها از نامهاى خداى تعالى مشتق شده است .
مطلب چهارم : جزاى دشمنى و كينه توزى نسبت به آنان ، سوختن در آتش قهر الهى است .
مطلب پنجم : پنج تن ، برگزيدگان حضرت حق تبارك و تعالى هستند، و هلاك و نجات هر بشرى ، وابسته به حب و بغضى است كه نسبت به آنها دارد.
مطلب ششم : هنگام حاجت خواستن از خداى تعالى بايد آنها را وسيله استجابت دعا قرار داد و به آنها متوسل شد.
با توجه به اين شش مطلب كه بيان شد، اگر اشخاصى واجد اين شش منقبت بوده باشند، مى توان معتقد بود و يقين كرد كه آنها يك بشر عادى نيستند، افرادى كه خداى تعالى از همان ابتداى خلقت به آدم ابوالبشر معرفى و نشان داده است كه علت خلقت تو و اولاد تو اينها هستند، اگر حاجتى دارى بايد به در خانه اينان بروى ، اينها برگزيدگان من اند، من خود اينها را نامگذارى كرده ام . بنابر آنچه گفته شد، پنج تن در شش منقبت مذكور هيچ فرقى با يكديگر ندارند و در اين مورد هيچ تفاوتى ميان پيغمبر اكرم ، على ، و حسنين عليهم السلام با حضرت صديقه سلام الله عليها وجود ندارد، همه در اين مناقب يك نواخت ، هم رتبه ، و هم درجه اند. اگر چه از جهات و اعتبارات ديگر ممكن است قائل به فضليت و برترى برخى بر بعضى باشيم ، مثلا پيامبر اكرم (ص ) منصبى دارد كه ديگران ندارند.
اگر درشان پنج تن به جز اين شش منقبت نبود، همرديف بودن آنها در اين مناقب نشان مى دهد كه هر يك از پنج تن ، از همه پيامبران ، از همه صديقين ، از آدم تا خاتم خلاصه از جميع مخلوقات خداى تبارك و تعالى افضل و برترند.
زيرا اگر آنها آفريده نمى شدند، اين خوان رحمت ، و اين سفره خلقت گسترده نمى شد هر كس كه به عالم هستى پا نهاده است (يعنى هر بزرگى ، هر شريفى ، هر نبيى ، هر وصيى ، هر خليفه اى ، هر امامى ، هر عالمى كه به وجود آمده است ) در حقيقت كنار سفره رحمت آنها نشسته ، و از نعمت وجودشان برخوردار گشته ، و نان خور و پرورش يافته و عائله رحمت و بركت وجود پنج تن بوده است ، از اين جهت است كه حضرت سجاد سلام الله عليها در يكى از ادعيه شريفه اش كه ائمه را معرفى مى كند، مى فرمايد:
((نحن رحمة من استرحمك ، و غوث من استغاث بك ))
((مائيم رحمتى كه مردم از تو مى طلبند، مائيم غوث و پناه كسى كه از تو پناه مى جويد)) آرى ، آنان در پيش آمدها پناه ، و در طلب حوائج ملجا همه مردمند، اغلب انبيا (از آدم تا خاتم ) در هنگام مشكلات و طلب حاجت به آنان متوسل شده اند و از آبرومندى آنها در نزد خدا، حاجت روا گشته اند، آنها محترمند، معظمند، معززند، علت خلقتند برگزيدگان خدا هستند، و با توجه به اينكه پنج تن در مناقب گفته شده، همدرجه و همرديف هستند، حضرت صديقه سلام الله عليها نيز در اين مورد كوچكترين فرقى با پدر بزرگوارش نداشته است .

 

مشکان
hra62302@yahoo.com

شنبه: خبر

ريگي به كفش سلطنت طلبان

مجري يك راديوي متعلق به سلطنت طلبان طي يك «گفت وگوي اختصاصي» با عبدالمالك ريگي سركرده تروريست هاي جاده زاهدان وي را «مبارز راه رهايي و آزادي ايران و همه ايرانيان» خواند و در عين حال از او درخواست كرد گروگانگيري بكند، آدم هم بكشد اما به جاي سربريدن گروگان ها، آنها را تيرباران كنند! ريگي نيز در پاسخ وي گفت خود و دوستانش فعلا قصد دارند از روش تيرباران براي كشتن گروگان ها استفاده كنند. عبدالمالك ريگي كه به تازگي ارتباطاتي را با برخي «دوستان رسانه اي» خود برقرار كرده به فاصله حدود يك هفته پس از مصاحبه با سايت روزنت به اين راديوي سلطنت طلب گفت: با كساني مانند منوچهر محمدي و رامين جهانبگلو احساس نزديكي مي كند و به عقايدشان احترام مي گذارد.
ريگي در بخش ديگري از اين گفت وگو كه فايل صوتي آن از آدرس اينترنتي http://WWW.tik.ir/downloud/01.WMV قابل دريافت است، هرگونه ارتباط خود را با عوامل فاجعه تروريستي دارزين انكار كرد اما گفت كه اگر گروه انجام دهنده اين حادثه حاضر به تبعيت از او باشند، حاضر است آنها را بپذيرد. ريگي همچنين درباره منابع مالي خود گفت كه از برخي كشورهاي خارجي كمك مالي دريافت مي كند.
در پايان اين گفت وگو مجري با گفتن جمله «خدا حفظت كند، خدا پشت و پناه تو و يارانت» با ريگي خداحافظي كرد.
لازم به يادآوري است كه ريگي هفته گذشته نيز با پايگاه اينترنتي روزنت كه مسعود بهنود از فعالان اصلي آن است به طور اختصاصي گفت وگو كرده بود. روزنت پس از مواجهه با افشاگري كيهان در اين باره در مقاله اي به قلم بهنود گفت وگو با يك تروريست را انجام يك «وظيفه حرفه اي» دانست. خبرنگار انجام دهنده مصاحبه هم در مقاله اي كه روزنت آن را منتشر كرد، اقدام خود را يك «مصاحبه عادي» خواند!
بهنود و خبرنگار مورد اشاره درباره لحن حمايت آميز خود از عبدالمالك ريگي سكوت كرده و توضيحي ندادند.
گفتني است كه مسعود بهنود در اسناد ساواك علاوه بر همكاري با اين سازمان، سابقه همكاري با «شبكه زيتون»، شاخه موساد در ايران رژيم پهلوي را نيز دارد.

 


 
saheledoosti@yahoo.com

جمله روزانه

20 خرداد
وقتی یاد بگیری وارد قلمرو درونی ات شوی، کنج خلوتی برای خود داری که همیشه در دسترس توست.
وین دایر

 

 

 

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com

  •    دوست عزيزم اگر شما هر مطلب، دل نوشته، شعر، خبر، داستان، جوک و... داري و فکر مي کني براي اعضا گروه جالب باشه را مي توني به آدرس من (mobin_s2004@yahoo.com) بفرستي تا با نام خودت در  بخش از «مطالب ارسالي اعضا» نوشته بشه.

  •    از همه دوستان عزيزي که لطف مي کنند و براي «روزانه» مطلب مي فرستند بينهايت متشکرم. همه ايميلهايي که براي من مي فرستيد به دستم مي رسند و حتما با نام خود شما در «روزانه» نوشته خواهند شد. فقط بخاطر اينکه حجم مطالب ارسالي از طرف اعضا بسيار زياد هست، و از طرفي در نوشتن مطالب (از نظر تعداد) محدوديت دارم، لذا مطالب دريافتي در نوبت قرار گرفته و به مرور نوشته خواهند شد. اين را گفتم تا اگر مطلب شما دوست خوبم با چند روز تاخير نوشته شد، علتش را بدانيد.

  •    منتظر پيشنهادات، نظرات و خدايي نکرده انتقادادتان در مورد مجله الکترونيکي «روزانه» هستم!

  •    دوباره تاکيد مي کنم که هر مطلب و حرفي داشتيد، جون مادر زنتون فقط به آدرس شخصي من ارسال کنيد، مرسي! 

باقي بقايتان!

 

Copyright © 2005-2006  mobin_s2004@yahoo.com
All Right Reserved

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com

 

20 خرداد / 10 ژوئن / 13 جمادی الاول

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com
20 خرداد ماه هجري خورشيدي
Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com
سالروز قتل نادرشاه و تغيير مسير تاريخ شرق

يك نقاش تصويري از نادرشاه را در جنگ هند روي پرده كشيده است.

دهم ژوئن سال 1747 (20 خرداد) در فتح آباد قوچان، نادرشاه در خوابگاهش به دست تني چند از ژنرالهايش به قتل رسيد و به اين ترتيب ناپلئون شرق از اين دنيا رفت- مردي كه آرزو داشت ايران را بار ديگر ابرقدرت جهان كند. نادر در سال 1736 ميلادي توسط زعماي ايران، سران قبايل و كدخدايان و معتمدان كشور به شاهي انتخاب شده بود. وي نيروهاي روسيه را به آن سوي داغستان فراري و عثماني را گوشمالي داد، ماورالنهر را آرام، و گردنكشان افغان را تنبيه كرد، دهلي را در سال 1739 به تصرف خود درآورد و نه تنها حاكميت ايران را بر سراسر خليج فارس مسلم ساخت بلكه حكمرانان مسقط و عمان را نيز به سوي خود جلب كرد و درصدد تصرف جزيره زنگبار در حاشيه آفريقا هم بود.
    نادر دو سوم از ايام عمر خود را روي زين اسب گذرانيد و لشكركشي‌هاي لاينقطع و خوردن «نخود برشته (نخود بو داده)» و ضعف مزاج و خستگي جسماني وي را بدخلق و خوي ساخته بود كه نتيجه اش وضع مالياتهاي بسيار سنگين بر بعضي مناطق و نيز مجازاتهاي شديد و فوري اطرافيان خود از جمله افسران ارشد بود. اين مالياتها؛ مردم سيستان، كرمان و اصفهان را به اعتراض وادار كرد. نادر به كرمان، از آنجا به اصفهان و سپس به مشهد رفت و براي سركوب كردن اعتراض سيستاني ها كه تا هرات گسترش يافته بود با سپاهي عازم اين منطقه شد. وي مراسم نوروز را در كرمان گذرانيده بود و نيمه خرداد در فتح آباد قوچان اردو زده بود. تجسم اين مدت كوتاه، سرعت حركت سير و سفر او را كه در آن زمان باوركردني نبود نشان مي‌دهد. در اردوگاه فتح آباد، 12 كيلومتري قوچان (خبوشان آن زمان)، نادر دژباني اردو را به احمدخان ، افسر 25 ساله افغان، سپرد كه اين امر باعث ترس ساير افسران شد كه بر جان خود ايمن نبودند. به زودي 70 افسر قاجار و افشار «هم قسم» شدند كه نادر را بكشند. آنها شبانه (10 ژوئن 1747) به چادر خوابگاه نادر نزديك شدند، نگهبان چادر را خفه كردند، و وارد چادر شدند. نادر با شمشير دست به دفاع زد ولي صالح خان دست نادر و يك ژنرال قاجار سر او را قطع كرد و روز بعد، در آن اردوگاه عظيم جز جسد نادر چيزي بر جاي نمانده بود، و اين بود سرانجام يكي از بزرگترين مردان تاريخ.
    جنازه نادر سپس در گوري كه خود قبلا در خيابان بالا در مشهد تدارك ديده بود دفن شد، و در آنجا بود كه مردم متوجه شدند نادر ريش خود را رنگ مي‌زد تا كهولت او آشكار نشود.
    نادر يادداشت هاي روزانه‌اش را در پايان روز به منشي‌اش «ميرزا مهدي» ديكته مي‌كرد تا فراموش نشوند. وي جز «پزشك»، هرگز از كمك اروپائيان استفاده نكرد. نادر نسبت به اروپاييان بسيار بدبين بود، از همين رو به جاي خريد كشتي از اروپا، از مازندران از طريق مشهد چوب به بوشهر حمل كرد و 19 كشتي جنگي توپدار ساخت. به ابتكار نادر بود كه توپهاي سبك كه تا آن تاريخ در جهان سابقه نداشت ساخته شد و «زنبورك» نام گرفت. نادرشاه علاقه عجيبي به جمع آوري كتاب و اهداء آنها به كتابخانه ها داشت. وي صدها جلد كتاب خطي نفيس به كتابخانه رضوي مشهد تقديم كرده بود.
    در كودتاي دهم ژوئن 1747 هفتاد تن از افسران ارتش ايران در قوچان كه به قتل نادرشاه منجر شد، نه تنها مسير تاريخ ايران، بلكه تاريخ مشرق زمين تغيير داده شد. اگر اين كودتا رخ نداده بود، انگلستان بر آسياي جنوبي و بعداً خاورميانه و روسيه بر آسياي ميانه و قفقاز دست نمي يافتند، افغانها از ايران جدا نمي‌شدند و مسأله اي به نام كشمير به وجود نمي آمد و نقشه جغرافيايي آسياي جنوبي چيز ديگري بود و ...
    نادر بر خلاف صفويه، كوچكترين نظر مساعدي به اروپاييان نداشت و براي تارانيدن آنان از آبهاي شرق بود كه درصدد ايجاد يك نيروي دريايي بزرگ كه بتواند جزاير اقيانوس هند از جمله زنگبار را از دسترس اروپاييان كه هدفي جز سلطه و استثمار شرق نداشتند دور سازد و براي اين منظور مهندسان كشتي ساز هند را با كمك پارسيان مهاجر يافته و استخدام كرده بود. نادرشاه كه شديداً به اروپاييان بدبين بود به سرزمين‌هاي مورد نظر اروپاييان در منطقه از جمله عمان قول حمايت نظامي داده بود. نادرشاه استقرار اروپاييان در بنادر اقيانوس هند و خليج هاي منشعب از آن را كه به بهانه تجارت صورت مي‌گرفت، وسيله‌اي براي دست اندازي به همه شرق تلقي مي كرد و شديداً از خريد اسلحه از غرب كه آن را آغازي براي وابسته شدن و نيازمند و طفيلي ديگران شدن مي‌دانست اجتناب داشت. براي اثبات «احساس ميهن دوستي» نادر ذكر اين دو دليل كافي است: يكي حك كردن عبارت «نادر ايران زمين» بر سكه‌هايش و ديگري ورود وي به شهر دهلي در روز «نوروز». وي پس از شكست دادن ارتش هند، منتظر شد تا نوروز فرا رسد و در اين روز سعد وارد دهلي شود.

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com
10 ژوئن ميلادي
Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com
درباره كائنات

امانوئل وليكوفسكي نويسنده اي كه درباره كائنات ، پيدايش « ونوس » و احتمال برخورد ستارگان با يكديگر كتاب نوشته و عقايد تازه اي بيان داشته است دهم ژوئن سال 1895 به دنيا آمد.
    وي در كتاب معروف خود « ورلدز اين كاليژن » نوشته است كه « ونوس » از داخل سياره مشتري بيرون جهيده است.

 

انگيزه هاي قتل پادشاه صربستان و همسر او در كاخ بلگراد

پادشاه مقتول

چند سرهنگ ارتش صربستان با يك هنگ سرباز دهم ژوئن 1903 در ساعات شب به كاخ الكساندر اوبرنويچ اول پادشاه وقت صربستان حمله بردند و او و همسرش « دراگا » را كشتند . الكساندر با محافظانش تا ساعت 4 بامداد مقاومت كرده بود.
    با قتل الكساندر دودمان اوبرنويچ منقرض شد و سلطنت به دودمان كارا جورجويچ (جورج سياه ) انتقال يافت. ميلوخ اوبرنويچ و جورج سياه از قهرمانان استقلال صربستان و كرواسي و اخراج عثمانيان از اين دو سرزمين بودند كه به همين سبب حكومت اين سرزمين ها يكي پس از ديگري به خاندان آندو داده شد.
    براي كودتاي نظامي دهم ژوئن بلگراد علل متعدد نوشته اند از جمله:
    ــ ازدواج الكساندر با « دراگا » كه« سرهنگ ماشين» فرمانده كودتا برادر شوهر سابق « دراگا » بود و هم او بود كه ضمن حمله، نخست « دراگا » را كشت .
    ــ تعليق قانون اساسي از سوي الكساندر به خواست محافظه كاران كه باعث خشم روشنفكران و افسران پايين تر از ژنرال شده بود.
    ــ دو دوزه بازي كردن الكساندر اول با روسيه كه روسيه خود را برادر بزرگ و بزرگ خانواده اسلاوها مي دانسته و به خود حق مداخله در امور آنان را مي داده است.
    ــ بي اعتنايي الكساندر كه هنگام مرگ بيش از 27 سال نداشت به توصيه هاي سران ارتش.
    ــ رقابت پنهاني خانواده كارا جورجويچ كه حكومت را حق خود مي دانست با خانواده اوبرنويچ

 

رئيس فراكسيون سوسياليست ها در پارلمان ايتاليا ربوده و مقتول شد

ماتئوتي

گياكومو ماتئوتي رئيس فراكسيون سوسياليستها در پارلمان ايتاليا در پي انتقاد شديد از اظهارات موسوليني رئيس وقت دولت ايتاليا روز 10 ژوئن 1924 در راه خانه اش ربوده شد و جسد او سه روز بعد در خارج از شهر به دست آمد.
    اختلاف نظر او با موسوليني از زماني آغاز شد كه موسوليني به دفاع از آن دسته از صاحبان صنايع سخن گفته بودكه در كارشان موفق و در پيشرفت ايتاليا و قدرتمند كردن آن موثر بوده اند. ماتئوتي گفته بود كه اين حمايت موسوليني باعث افزون شدن ظلم اين جماعت به كارگران و اسثتمار هرچه بيشتر آنان مي شود.
    در پي كشف جسد ماتئوتي ، سوسياليست ها با برگزاري تظاهرات خواهان بركناري موسوليني شدند ، ولي پادشاه ايتاليا قبول نكرد كه موسوليني در آن قتل دست داشته و پيشنهاد بركناري وي را رد كرد.

 

سوريه در برابر توطئه انگلستان در خاور ميانه مي ايستد

شيشکلي

شيشکلي

اديب شيشكلي مرد نيرومند وقت سوريه 10 ژوئن 1952 در واكنش به ادعاي وارده به ملك طلال پادشاه اردن كه به بيماري رواني دچار شده است اعلام كرد كه اين ادعا ساخته و پرداخته دولت انگلستان است كه مي خواهد او را كه مخالف وحدت عراق و اردن است از سلطنت معزول كند. شيشكلي گفت كه دولت لندن از بيم تكرار كودتاي مصر در كشورهاي عربي تحت نفوذ خود، نقشه اتحاد عراق و اردن و ايجاد يك فدراسيون عربي را در منطقه كشيده است و چون با اجراي اين نقشه امنيت، استقلال و تماميت سوريه به مخاطره خواهد افتاد، وي دست روي دست نخواهد گذارد، و به هر اقدام ضد انگليسي از جمله بكار بردن نيروي مسلح متوسل خواهد شد. شيشكلي راه نجات اعراب از سلطه بيگانه را در پيش گرفتن يك ناسيوناليسم عربي واقعي معرفي كرد، ناسيوناليسمي كه يك و يا چند فرد نتوانند آن را بربايند، صاحبش شوند و احيانا وجه المصالحه قرار دهند.

 

مقاله نيويورك تايمز درباره همكاري اياد علاوي با « سيا » و بمب گذاري عوامل او در عراق

اياد علاوي

اياد علاوي

« جي. برينكلي » هشتم ژوئن 2004 در نيويورك تايمز نوشت: چند مامور سابق « سيا » به او گفتند كه اياد علاوي كه از سوي شوراي حاكميت منصوب آمريكا در عراق به سمت نخست وزير موقت اين كشور تعيين شده است سازماني را در تبعيد اداره مي كرد كه اوايل دهه 1990 تحت نظارت « سيا » به قصد سرنگوني صدام حسين گروهي را به بغداد فرستاده بود تا خرابكاري و بمب گذاري كنند و اين افراد اعزامي از طريق شمال عراق وسائل منفجره و اتومبيل انفجاري به بغداد قاچاق كرده بودند، ولي اين خرابكاري ها نتوانست به حكومت صدام آسيب بزند.
    علاوي تحت فشار« برمر» فرماندار آمريكايي عراق بر شوراي حاكميت به نخست وزيري منصوب شد.
    برينكلي ضمن بردن نام اين ماموران سابق سيا اضافه کرده بود كه اين خرابكاري ها بين سالهاي 1992 تا 1995 صورت گرفت. اين ماموران محل خرابكاري ها را بيان نداشتند ولي در آن زمان پليس عراق چند مورد بمب گذاري از جمله انفجار سينما و اتوبوس مدرسه را گزارش كرده بود كه تلفات سنگين داشتند. رابرت بائر مامور سابق سيا به برينكلي گفته بود كه انفجار پرتلفات اتوبوس مدرسه در بغداد كه به مرگ چندين كودك انجاميد كار عوامل علاوي بود و در اين زمينه «كنت پولاك» تحليلگر سيا اظهارداشت كه دزد را فرستاده بودند تا دزد را بگيرد.
    اين ماموران به برينكلي گفته بودند كه علاوي در مبارزه با صدام نظري متفاوت از احمد چلبي داشت و به همين لحاظ هم بود كه علاوي مورد علاقه و اعتماد « سيا » و بيشتر آژانسهاي دولتي آمريكا قرار گرفته بود. چلبي از سال 1991 و علاوي از 1992 با « سيا » همكاري مي كردند. سازمان سيا از كار كردن با علاوي راضي تر بود زيرا كه وي قبلا از عناصر با نفوذ حزب بعث بود ، در امور امنيتي مهارت و در داخل عراق نيز با عده اي ارتباط داشت ولي چلبي فاقد اين امتيازات بود. همكاري علاوي با ماموران امنيتي دولت عراق از زماني آغاز شده بود كه در انگلستان تحصيل طب مي كرد و از وضعيت دانشجويان عراقي براي دولت بغداد گزارش تهيه مي كرد و جاسوس آنان بود.
    

 

قطعنامه اي كه به آساني خوردن آب تصويب شد!

نخستين تفسيرها درباره قطعنامه 32 ماده اي هشتم ژوئن 2004 شوراي امنيت مربوط به عراق حاكي از آن است كه اين قطعنامه كه چهار بار مورد اصلاح عبارتي قرار گرفت وضعيت را در عراق تغيير نخواهد داد و مشاهده كارايي آن به گذشت زمان نياز دارد و رويدادهاي بعدي نتيجه عملي آن را نشان خواهند داد. اين قطعنامه كه بر خلاف اداي چند دولت به مخالفت، به آساني خوردن آب به اتفاق آراء از تصويب گذشت به دولت موقت عراق و وضعيت اين كشور كه بدون مجوز سازمان ملل به اشغال نظامي در آمده است مشروعيت و اعتبار بخشيد!. اين قطعنامه ثابت كرد كه سران دولتها خيلي سريع و آسان به سازش مي رسند و اين سازش ربطي به خواست و عقيده و همچنين انتظار ملتهايشان ندارد. طبق اين قطعنامه، اختيارات دولت موقت تنها در اداره نيروهاي امنيتي عراق است و اجازه اظهار نظر درباره عمليات نظامي آمريكا و وتوي آنها را ندارد. در قطعنامه آمده است كه ماندن و رفتن نيروهاي خارجي( 138 هزار آمريكايي و 25 هزار نظامي خارجي ديگر ) منوط به خواست دولت عراق است. مفسران عموما گفته اند كه اين جمله براي راضي كردن برخي افكار عمومي بوده و گرنه در عمل دولت بغداد كه برگزيده آمريكاست بدون اشاره اين دولت خروج نيروها را نخواهد خواست و تازه، خروج نيروي نظامي به دلايل لجستيك، سريع و فوري نيست و ماهها و بلكه سالهاطول مي كشد. به نظر اين مفسران، تنها نكته مثبت اين قطعنامه اين است كه فرانسه ، آلمان ، روسيه و كانادا تعهدي به اعزام نيرو به عراق برعهده نگرفتند( متن قطعنامه پس از ترجمه، بعدا به اين مطلب اضافه خواهد شد).
    

 

اعلان جنگ به فساد!

وزيران 34 كشور عضو سازمان كشورهاي قاره آمريكا در پايان اجلاس دو روزه خود در شهر« كيتو » به فساد اداري در اين منطقه از جهان دست كم روي كاغذ اعلان جنگ دادند.
    اين وزيران در قطعنامه پاياني اجلاس خود كه نهم ژوئن 2004 انتشار يافت تاكيد كرده اند كه وجود فساد اداري و لانه كردن آن را در سازمانهاي دولتي و غير دولتي قبول دارند و مي پذيرند كه همين فساد از رشوه و پارتي بازي تا اختلاس ، جعل و كلاهبرداري رشد اقتصادي آمريكاي لاتين را مانع شده، دمكراسي را آبكي و ضعيف ساخته و عوام الناس را ناراضي و نوميد كرده است. اين وزيران راه حل مسئله را درضربتي و فعالتر كردن دستگاههاي قضايي، ايجاد دادگاههاي ويژه و اختصاصي مبارزه با فساداداري به منظور پس گرفتن پولهاي به دست آمده از آن و طرد افراد نا صالح دانسته و تاكيد بر استرداد مجرمين مربوط كه به كشورهاي ديگر پناه مي برند كرده اند و در عين حال گفته اند كه گماردن افراد غير واجد شرايط به سمتهاي اداري باعث بسط فساد مي شود.
    

 

مقايسه عكسها

نهم ژوئن 2004 برخي روزنامه ها عكس پوتين و بوش را كه روز پيش از آن در جورجياي آمريكا برداشته شده بود در كنار عكس گورباچف و ريگن مربوط به دهه 1980 چاپ كرده و به طنز نوشته بودند : تاريخ تكرار مي شود!.
اين دو عكس، سران دو كشور را در ژستي مشابه نشان مي دهد و زير نويس كوتاه آن يك دنيا معني دارد.
    

برخي ديگر از رويدادهاي 10 ژوئن

  • 1580:   « لويس واز دو كاموس» شاعر ملي پرتغال ( همانند فردوسي ما ) در گذشت.

  • 1610:   مهاجران هلندي در مانهتان ( شهر نيويورك ) مستقر شدند و آن را نيو آمستردام ناميدند. بعدا انگليسي ها اين منطقه را از دست هلندي ها خارج ساختند.

  • 1801:   ليبي ( حكومت طرابلس ) به دولت وقت امريكا كه حاضر به پرداخت پول مورد مطالبه ( باج دريايي ) نبود اعلان جنگ داد.

  • 1848:   خط تلگراف نيويورك به شيكاگو بكار افتاد.

  • 1848:   خط تلگراف نيويورك به شيكاگو بكار افتاد.

  • 1916:   به تحريك انگليسي ها كه نسبت به سرزمين هاي عربي نظر داشتند مخالفت سران عرب با سلطه عثماني علني شد.

  • 1946:   جمهوري ايتاليا تاسيس خود را رسما اعلام داشت.

  • 1967:   جنگ 6 روزه اسرائيل با مصر ، سوريه ، لبنان ، عراق و اردن از بيم مداخله شوروي پايان يافت.

  • 1976:   كميسيون ويژه سناي آمريكا ( راكفلر) اعلام كرد كه سيا از وظايف خود تجاوز كرده و 3 هزار پرونده براي آمريكائيان تشكيل داده است . طبق قانون ، سيا براي جمع آوري اطلاعات در باره فعاليت خارجيان به وجود آمده است و امنيت داخلي از وظايف اف. بي . آي . است.

  • Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com
    13 جمادی الاول هجري قمري
    Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com
     

     

     

     

     

    گفتنيهاى تاريخ


    گوش عمروعاص 

     معاويه روزى عمروعاص را به كاخ خود دعوت نمود و گفت : من رازى دارم كه تاكنون پنهان كرده بودم . اكنون تصميم گرفتم آن را بگويم . گوشت را نزديك دهان من آر تا بگويم . عمروعاص سر را پيش برد و گوشش را نزديك دهان معاويه قرار داد. معاويه گوشش را به دندان گرفت و سخت گزيد كه صداى نعره عمروعاص بلند شد و در دم گفت : اى عمروعاص با همه حكمت و تدبير تو كه بدان شهرت دارى ديدى چگونه فريبت دادم ؟ تو هيچ فكر نكردى كه جز من و تو كسى در اين اطاق نيست پس چرا در اين اطاق كه هيچكس نيست ، رازى بيخ گوش تو بگويم و بلند نگويم خواستم عملا به تو بفهمانم كه در اين امر هم مثل ساير امور من از تو زيرك تر و باهوش تر هستم .
     

     

     

     

     

    فارسي شکر است

    amirrousta52@yahoo.co.uk

    كاريكلماتور
    مرحوم پرويز شاپور

    آب از تشنگي هلاك شد.
     


    قند و نمك

    مرحوم جعفر شهري
    ضرب المثلهاي تهراني
    (به زبان محاوره)

    آدم بايد هفت لا بشه، تا َصنارش (صد دينار، يك دهم ريال) پيدا بشه
    حرف سرپرت خانواده به عيال.
     

     

     

     

    زندگينامه نامداران ايران


    استاد سعيد نفيسي
    مورخ، داستان نويس، مقاله نويس، مترجم، مصحح، استاد دانشگاه

    سال و محل تولد: 1274ه.ق‌ - تهران
    سال و محل وفات: 1345 - تهران‌
    زندگينامه: استاد سعيد نفيسي‌ از برجسته‌ ترين‌ نويسندگان‌ و ادباي‌ معاصر ايران‌ در سال‌ 1274ه.ق‌ در خانواده‌اي‌ اديب‌ و اهل‌ علم‌ به‌ دنيا آمد. پدرش‌ ميرزا علي‌ اكبر خان‌ ناظم‌ الاطباء و برادر بزرگترش‌ مؤدب‌ الدوله‌ از پزشكان‌ فاضل‌ و ادب‌ دوست‌ زمان‌ خود بودند و سعيد در دامان‌ پدر و برادر خود رشد و نمو يافت‌. سعيد نفيسي‌ پس‌ از به‌ پايان‌ رساندن‌ تحصيلات‌ متوسطه‌ براي‌ ادامه‌ تحصيل‌ به‌اروپا فرستاده‌ شد و تحصيلات‌ دانشگاهي‌ خود را در دانشگاههاي‌ سوئيس‌ و فرانسه‌ ادامه‌ داد. وي‌ پس‌ از بازگشت‌ به‌ ايران‌ ابتدا به‌ تدريس‌ زبان‌ فرانسه‌ در دبيرستانهاي‌ تهران‌ پرداخت‌ و سپس‌ در وزارت‌ فلاحت‌ و تجارت‌ مشغول‌ به‌ كار شد. استاد سعيد نفيسي‌ در سال‌ 1313 پس‌ از تأسيس‌ دانشگاه‌ تهران‌ به‌ سمت‌ استادي‌ اين‌ دانشگاه‌ برگزيده‌ شد و به‌ تدريس‌ زبان‌ و ادبيات‌ فارسي‌ پرداخت‌ . وي‌ يكي‌ از فاضل‌ترين‌ دانشمندان‌ و محققان‌ ايراني‌ بود كه‌ در طول‌ عمر خود بطور پيوسته‌ به‌ تحقيق‌، ترجمه‌ و تأليف‌ پرداخت‌ و حتي‌ لحظه‌اي‌ از عمر خود را بيهوده‌ سپري‌ نكرد. سعيد نفيسي‌ در طول‌زندگاني‌ خود صد ها مقاله‌ ادبي‌ و تحقيقي‌ ، تأليف‌ ،ترجمه‌ ،مقدمه‌، تصحيح‌ و حواشي‌برجاي‌ گذاشت‌ و با بهره‌گيري‌ از تسلط بي‌ نظير در زبان‌هاي‌ فرانسه‌ و عربي‌ و تبحر در نثرفارسي‌ تحقيقات‌ بسيار باارزشي‌ در حوزه‌ تاريخ‌ و فرهنگ‌ ايران‌ برجاي‌ گذاشت‌ كه‌ از كتب‌ مهم‌ اين‌ رشته‌ ها بشمار مي‌آيند. استاد نفيسي‌ عضو پيوسته‌ فرهنگستان‌ ايران‌ و شوراي‌ فرهنگي‌ بود و علاوه‌ برتدريس‌ در دانشگاه‌ تهران‌، چند سال‌ نيز در دانشگاههاي‌ هند ، پاكستان‌، افغانستان‌، لبنان‌ وفرانسه‌ به‌ تدريس‌ زبان‌ و ادبيات‌ فارسي‌ پرداخت‌. وي‌ از پركارترين‌ اساتيد و محققان‌ ايران‌بشمار مي‌ رود كه‌ تا آخرين‌ روزهاي‌ عمر در حال‌ تحقيق‌ و تتبع‌ بود و حتي‌ بيماري‌ تنگي‌ نفس‌ نيز نتوانست‌ او را از فعاليتهاي‌ علمي‌ باز دارد. سعيد نفيسي‌ داراي‌ قلم‌ بسيار شيوايي‌ بود و بهترين‌ نمونه‌ نثر فارسي‌ جديد را به‌ وجود آورد. وي‌ در سال‌ 1345 ه.ش‌ در تهران‌ درگذشت‌.

    آثار: مهم‌ترين‌ آثار اين‌ استاد عبارتنداز: بابك خرمدين ( دلاور آذربايجان ) -احوال‌ و اشعار رودكي‌ - تاريخ‌ نظم‌ و نثر در ايران‌ و در زبان‌ فارسي‌ تا پايان‌ قرن‌ دهم‌ هجري‌ - جستجو در احوال‌ و آثار شيخ‌ فريد الدين‌ عطار نيشابوري‌ - زندگي‌ و كار و انديشه‌ و روزگار پور سينا - آثار گمشده‌ ابوالفضل‌ بيهقي‌ -تصحيح‌ تاريخ‌ ‌بيهقي - تصحيح‌ ديوان‌ انواري‌ - تصحيح‌ رباعيات‌ بابا افضل‌ كاشاني‌ - تاريخ‌ اجتماعي‌ ايران‌ از انقراض‌ ‌ساسانيان تا انقراض‌ امويان‌ - تاريخ‌ تمدن‌ ايران‌ ساساني‌ - ماه‌ نخشب‌ - تصنيف‌ آتشهاي‌ نهفته‌ -تاريخ‌ سياسي‌ اجتماعي‌ ايران‌ در عهد قاجاريه‌ -آخرين‌ يادگار نادر شاه‌ - فرهنگ‌ دو جلدي‌ فرانسه‌ - فارسي‌ - ديوان‌ اشعار - ترجمه‌ ايلياد - ترجمه‌ اديسه‌
     

     

     

     

     

    معرفي آثار انديشمندان

    shamim_shadman@yahoo.com

    دکتر علي شريعتي
    تشیع علوی؛ تشیع صفوی (13)

    5-ورود ايران به اسلام پس از فتح مدائن بوسيله عمر و نتيجه ورود مسلمين به ايران نيست،نتيجه ورود پيغمبر اسلام و دخترش حضرت فاطمه به مدائن و آمدن به كاخ يزدگرد و عقد دخترش و دعوت او به اسلام است.
    6-يزدگرد،آخرين پادشاه ساساني كه بوسيله عمر رانده مي شود و از برابر سپاه خليفه مي گريزد،بوسيله شخص پيغمبر بر مي گردد و وارد اهل بيتش مي گردد و در كنار پيغمبر،يكي از دو سلسله اي مي گردد كه دودمان نبوت را مي سازد.
    7-دختر يزدگرد،تنها بازمانده خاندان سلطنتي ساساني،به دعوت فاطمه دختر پيغمبر مسلمان مي شود،بوسيله پيغمبر به عقد پسرش در مي آيد،با پا در مياني علي از چنگ عمر نجات مي يابد،با پيشنهاد او شوهر انتخاب مي كند،مهريه اش از بيت المال مسلمين پرداخته مي شود از ميان همه جوانان مدينه و حتي از ميان حسن و حسين،حسين را به همسري برمي گزيند(چون امامت در فرزندان حسين ادامه مي يابد).مي بينيم كه جز اين راهي نداشته است.زيرا اگر دختر يزدگرد را به همسري شخص پيغمبر انتخاب مي كردند،فقط همسري از همسران وي بشمار مي رفت و نسل ساساني قطع مي شد،چون تنها بازمانده وي فاطمه است،اگر به همسري علي برگزيده مي شد،امامت كه از بطن فاطمه است،با ساسانيان پيوند نمي خورد،اگر حسن را به همسري برمي گزيد،فرزندانش امام نبودند،ائمه از صلب حسين اند،اين است كه امام حسين داماد ساسانيان مي شود.در عين حال مي بينيم كه پيغمير و علي و فاطمه (چهره هاي اصلي اهل بيت و شخص پيغمبر) در اين داستان حضور دارند و مستقيماً دست در كارند(حتي حضرت فاطمه 18يا هشت سال پس از وفاتش!)و اما حسين همسران و فرزندان متعدد دارد،امام سجاد است كه وارث امامت است و ائمه شيعه پس از او همه از صلب او هستند،اينست كه دختر يزدگرد،فقط يك فرزند از امام دارد و آن يكي هم پسر است و آن پسر هم همين امام سجاد !
    8-همه فضائل و مناقب ائمه اهل بيت،بين تبار پيغمبر اسلام و تبار يزدگرد ساساني تقسيم مي شود.
    9-تداوم امامت از سجاد تا مهدي موعود(ع)،تداوم سلطنت ساساني را در بر مي گيرد.
    10-نور محمدي كه از نور الهي منشعب شده،با فره ايزدي كه در تبار ساساني است و از اهورامزدا سر زده است بهم مي آميزد.
    11-در ولايت ائمه كه حكومت حقيقي شان تا پايان خلقت بر زمين و آسمان جاري است،سلطنت ساساني نيز وجود دارد.
    12-خاندان ساساني كه به وسيله عمر از سلطنت عزل مي شوند،همچون خاندان عترت كه بوسيله او از خلافت محروم مي گردند،در وجود امام زمان كه از زريه پيغمبر و يزدگرد است-تجلي واحد مي يابند و ظهور او در ميان همه مردمي كه از خلافت غصب رنج مي برند انتظار كشيده مي شود و بالاخره او فرج مي دهد و انتقام مي كشد و حق غصب شده و حكومت غصب شده را با شمشير پس مي گيرد و...مي بينيم كه هم در دوره غيبت و هم در آخرالزمان و هم تا قيامت،حكومت حقيقي،حاكم الهي،منجي موعود،امام غائب و بالاخره آنكه روزي به اراده خدا ظهور مي كند و حكومت حق را در جهان بدست مي گيرد پيغمبر زاده اسلام است و شاهزاده ساسان،”بين كسري و هاشم“!...
     

     

     

     

     

     

    ستون آزاد

    در سوگ ريحانه رسول خدا (ص)،
    حضرت صديقه كبري فاطمه زهرا (س)

    فرياد مظلوميت
    زندگى بانوى بزرگ اسلام با آن كه در جوانى به خزان گراييد، در همان دوران كوتاه، درس هاى فراوانى براى پيروان حضرتش به جا گذاشت. يكى از اين آموزه ها كه سراسر عمر پربركت فاطمه مرضيه (س) يكصدا و همسو آن را فرياد مى كرد، «اهتمام و جديت نسبت به دين» بوده است.
    مظلوميت با همه بخش هاى زندگى صديقه طاهره پيوند خورد، به ويژه حوادث دوران پس از رحلت پيامبر اكرم (ص) كه همچو تندبادى بر آن «ياس نبى» وزيد و منجر به شهادت دردناك و غم آور آن «ريحانه رسول» گرديد، اما همين مظلوميت هاى پيوسته نيز همگى يك جهت را نشان مى دهد و آن «سوى دين دارى و پايدارى به پاى دين اصيل» است.
    - ولادت حضرت فاطمه (س) با انزواى مادربزرگوارش ازسوى زنان قريش همراه شد. آنان به دليل ازدواج حضرت خديجه (س) با پيامبر اسلام (ص) با وى قطع رابطه كردند و حاضر نشدند در لحظات دشوار وضع حمل به يارى او بشتابند. بدين شكل زهراى اطهر (س) در فضايى آكنده از مظلوميت متولد شد. اما پيام اين مظلوميت چيزى نبود جز «دفاع از دين خدا و حمايت از رسول خدا محمد (ص)»
    - كودكى فاطمه مرضيه (س) با دوره نخست تبليغ دين در مكه توأم گرديد. مشاهده پدر كه به ضرب سنگباران زخمى شده يا شكمبه شتر بر سر و روى مباركش ريخته اند، بخشى از سهم كودكى فاطمه (س) در رسالت دشوار رسول خدا محمد (ص) بود.
    اوج اين سختى، در سه ساله محاصره در شعب ابى طالب (ع) به وقوع پيوست. تلخ كامى هايى كه با مرگ مادر عزيزش، تلخ تر شد. پيام اين دوران نيز در پاسخ نبى اكرم (ص) به وعده هاى فريباى سران مكه جلوه مى نمود كه فرمود: «اگر خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپم قراردهيد تا امر رسالت الهى را وانهم، چنين نخواهم كرد.» و اين درس بزرگ استقامت در دين بود.
    - آغاز نوجوانى آن حضرت در مدينه با جنگ هاى پى درپى عليه مسلمانان همراه شد. عروس خانه اميرالمؤمنين عليه السلام در غياب همسر خود كه سردار بى بديل سپاه اسلام بود، بارسنگين كارهاى خانه و رسيدگى به فرزندان خردسال را به دوش مى كشيد. داستان دستان زهراى مرضيه (س) كه از چرخاندن آسياب سنگى زخم شده بود و چادر وصله دار حضرتش كه سلمان را به گريه انداخت، همچنين ماجراى شبهاى خانه على عليه السلام كه فرزندان كوچكش گرسنه سر بر بالين مى گذاشتند، گوشه هايى از درد و رنج نوعروس آسمانى اسلام است كه همگى به پاى نهال نورس اسلام و براى جان گرفتن درخت رسالت بود.
    - عزاى غمبار سيدالشهدا عليه السلام كه بزرگترين مصيبت تاريخ بشر است، پيشاپيش خاندان نبوت را به استقبال خود برد.
    براساس روايات معتبر، جبرئيل براى رسول خدا (ص) خبر از فرزندى آورد كه خداوند متعال به زهراى اطهر (س) عطاخواهد كرد و امت او را به شهادت خواهند رساند.
    حضرت فاطمه (س) خواست تا اين تقدير الهى تغييريابد. اما فرشته وحى مجدداً خبر آورد كه پاداش اين امر، استمرار امامت در نسل حسين عليه السلام خواهد بود. ادامه سلسله امامت يعنى به كمال رسيدن كار همه انبياى گذشته.
    سخن كه بدين جا رسيد حضرت فاطمه (س) اين بار سنگين را پذيرفت. اندوه مظلوميت حسين عليه السلام حتى پيش از ولادت، قلب و جان بانوى بزرگ اسلام را آكند و تا آخرين مراحل حيات همراه ايشان بود چنان كه در لحظات سراسر اندوه وداع آن حضرت با همسر مظلومش اميرالمؤمنين عليه السلام از آخرين وصاياى صديقه طاهر ه اين بود: «... كشته دشمنان در كنار فرات را از ياد مبر.»
    اين همه اندوه فقط به پاى دين و براى حفظ آن.
    - گذشته از جهت گيرى كلى در زندگانى حضرت زهرا (س)، تعاليم آن بانو نيز در جهت ترويج و تشويق «اهتمام به دين» قرار داشت. امام عسگرى عليه السلام نقل مى فرمايد: كه روزى خانمى خدمت حضرت زهرا (س) آمد و سؤالاتى راجع به نماز پرسيد. چون تعداد سؤالات زياد و زمان طولانى شد، زن خجالت كشيد و گفت: بس است ديگر زحمت نمى دهم.
    بانوى اسلام فرمود: هرچه مى خواهى بپرس. آيا اگر كسى اجير شود كه بار سنگينى را به بام برساند و يكصدهزار دينار (طلا) اجرت دريافت كند اين كار بر او سخت مى آيد؟... من سزاوارترم كه اين كار برم گران نيايد. از پدرم رسول خدا (ص) شنيدم كه فرمود: دانشمندان شيعه ما در روز قيامت درحالى محشور مى شوند كه به اندازه فهم و دانش و كوشش آنان در راه ارشاد بندگان، بر قامتشان خلعت هاى كرامت و بزرگوارى افكنده مى شود.
    اين نحوه برخورد بانوى بزرگ اسلام، نوعى ارائه الگوى عملى به پيروانش در جهت اهميت دادن به فهم و پرسشگرى دين و فرهنگسازى دراين زمينه است.
    در موردى ديگر حضرت زهرا (س) به خانمى حجت و استدلالى آموخت تا در بحث بر مبلغ معاندى پيروز شود.
    زمانى كه آن زن پس از غلبه بر مخالف، ابراز شادى زيادى نمود، حضرت به او فرمودند: شادى فرشتگان به واسطه غلبه تو بر آن زن بيش از سرور تو است و غصه شيطان و عوامل او به واسطه حزن آن زن معاند، بيش از غصه خود او است.
    - ماجراهايى كه پس از رحلت رسول خدا (ص) بر فاطمه مرضيه (س) گذشت و شدت حزن و اندوه آن گرامى در آن دوران به وصف نمى آيد.
    تعبير خود ايشان در شعر منسوب به حضرتش اين است: «مصيبت هايى بر من فروريخت كه اگر به روزها افكنده مى شد آنها را به شبهاى تاريك بدل مى نمود.»
    آن بانو به موجب كلام امام صادق عليه السلام، پس از درگذشت پدر، دائماً اشكبار بود و پى در پى از شدت غصه از حال مى رفت و جسم مباركش مستمراً تراشيده مى شد. اما آن ولى و حجت الهى به همه اين اندوهها جهت الهى داد و همه را براى تقويت دين خدا و تحكيم موقعيت وصى و جانشين رسول خدا (ص) هزينه كرد و در كمال ماتم زدگى، مصائب خود را زمينه نهيب زدن بر مردمانى قرارداد كه غفلت و مصلحت انديشى دنيايى در خطر برگشت به جاهليت قرارشان داده بود.
    اين چنين بود كه زهراى اطهر (س) در چهره بزرگترين حامى و پيشواى مظلوم خويش ظاهر شد و سند حقانيت اميرالمؤمنين عليه السلام و مظلوميت آن جناب را با خون خود مهر كرد و ابديت بخشيد.
    حضرت فاطمه زهرا (س) در دوران كوتاه رحلت رسول خدا (ص) با شهادت خويش، يكبار به مسجد نبوى پاى گذاشت و خطبه خواند چنان كه عظمت و هيبت كلام فاطمى ستونهاى مسجد و بلكه عرش الهى را به لرزه انداخت.
    در شرايطى كه جو سنگين حاكم بر مدينه نفس ها را در سينه ما خفه مى كرد، دختر پيامبر (ص) حقايق را در چهره مسلمانان نهيب زد: اى بندگان خدا شما پرچمداران امر و نهى و حاملان دين و وحى او هستيد، شما امانتداران خدا بر خويشتن بوده و مأمور رسانيدن احكام دين او به ملل ديگر مى باشيد...
    به سوى شما از ميان خودتان پيامبرى آمد كه رنج و ناراحتى شما بر او دشوار بود و بر ايمان آوردن شما حرص مى ورزيد و به مؤمنين دلسوز و مهربان بود...

    و هنگامى كه خداى تعالى خانه جاودانى انبيا و جايگاه برگزيدگان را براى پيغمبرش اختيارنمود، كينه هاى درونى و نفاق شما ظاهر گشت و جامه دين مندرس و فرسوده شد، گمراهان خاموش به سخن درآمدند و گمنامان فرومايه دعوى نبوغ كردند. شتر باطل گرايان به صدا درآمد و در صحن خانه هايتان جولان نمود. شيطان از كمينگاه خود درحالى كه شما را به سوى خود مى خواند سركشيد و ديد كه چه زود دعوتش را پذيرفتيد...
    كجا مى رويد در حالى كه كتاب خدا پيش روى شما است. كتابى كه مطالب و امورش هويدا و احكامش درخشان و نشانه هايش روشن و نواهيش آشكار و اوامرش واضح است و شما آن را پشت سر خود انداخته ايد؟ آيا قصد اعراض از قرآن را داريد و يا به غير قرآن مى خواهيد داورى كنيد و حكم غير قرآن براى ستمكاران چه بد جزايى است! و هر كه جز اسلام دين ديگرى اختيار كند از او پذيرفته نشود و در قيامت جزو زيانكاران خواهد بود. همه هستى و لحظه لحظه عمر حضرت فاطمه مرضيه (س) يك بانگ را تكرار مى كرد. فرياد اعتنا و توجه به دين خدا، آنچنان كه خداوند خود خواسته و بدان امر فرموده: «فرياد بيدار باش به مسلمانان كه خط اصيل دين را گم نكنند» و اين نهيب ها در دوران پررنج پس از پيامبر (ص) تا لحظه شهادت بانوى اسلام، به شكل فريادهاى اعلام مظلوميت على اميرالمؤمنين عليه السلام و يادآورى حق پايمال شده او كه نشانه زير پا نهادن دين خدا بود، درآمد.
    باشد كه ما به عنوان شيعيان فاطمه زهرا (س) و عزاداران مصائب او اين پيام را دريابيم. به دين خدا اهتمام ورزيم و بكوشيم تا خط ولايت علوى عليه السلام را گم نكنيم.

    حاج محمد طاهری

    2

    حاج سعید حدادیان

     1

    حاج منصور ارضی

    نوحه شهادت


     

     

     

     

     

     

    ستون آزاد

    خودكشي؛ فقط همين!

    قاطع و صريح مي گويد: خودكشي! طوري هم مي گويد كه مجال فلسفه بافي براي نوشتن گزارشي كه در آن نه سيخ بسوزد نه كباب، باقي نمي ماند. از ابتداي امسال، فقط در تهران و در بيمارستان لقمان، بيش از 30 نفر بر اثر مسموميت ناشي از قرص برنج كارشان به بخش ICU مسمومين كشيده و نزديك به يك سوم آن ها هم كشته شده اند. گيرم كه آمارهاي منتشرشده فقط بگويند چهار يا پنج نفر! اين روزها صحبت از قالب كردن قرص هاي برنج به جاي قرص هاي اكستازي است. هيچ كس هم دليلي براي اثبات اين ادعاي خود ندارد. اين درحالي است كه رئيس بخش مسمومين بيمارستان لقمان، انگيزة مصرف كنندگان اين قرص ها را خودكشي مي داند. فقط همين! به نظر مي رسد استفاده از اين اتفاق براي كاستن از رواج قرص هاي خطرناك اكستازي نتيجه معكوس داده. حالا قرص هاي برنج هم به اندازه قرص هاي اكستازي معروف و البته خطرناك شده اند.

    فرضيه اي كه اثبات شد
    ماجرا از صبح سيزدهمين روز ارديبهشت ماه شروع شد. زماني كه دختر دانش آموز دبيرستاني در نازي آباد در ميان كلاس نقش بر زمين شد. اين دومين باري بود كه طي همان روز اين اتفاق مي افتاد و اين بار، كار به بخش مراقبت هاي ويژة بيمارستان لقمان تهران كشيد. قصة اين دختر البته همان جا هم پايان يافت و هانيه در برابر چشمان مبهوت مادر از پاي درآمد. وقتي ماجراي مرگ اين دختر دانش آموز به بازپرس شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران و مأموران كلانتري 130 نازي آباد گزارش شد، تيم تحقيق در بررسي هاي خود پي برد او سومين قرباني اين قرص هاي كشنده است. در فروردين ماه سال جاري و بهمن سال گذشته دو دختر دانش آموز ديگر به نام هاي بيتا و سمانه نيز به شكل مشابهي از پاي درآمده بودند. مسؤولان مدرسه اي كه بيتا و سمانه در آن درس مي خواندند، پس از اين دو مورد مرگ، دست به كار شدند و از يك روان شناس دعوت كردند تا جلسات مشاوره اي را در مدرسه برپا كند.
    به اين ترتيب جلسات مشاوره دكتر گلزاري در اين دبيرستان شروع شد تا از خودكشي هاي احتمالي مشابه جلوگيري شود. اما به رغم چنين تدابيري، هانيه هم همان راهي را رفت كه پيش از او دوستانش تجربه كرده و به كام مرگ رفته بودند.
    در همان ايام و در حالي كه بحث خودكشي اين دانش آموزان، به قول مأموران پيگير اين پرونده فقط به عنوان يك فرضيه مطرح بود، خبرگزاري آريانيوز گزارش داد قرباني آخر، يك نامه نيز از خود بر جاي گذاشته با اين مضمون كه وي قصد خودكشي داشته است.
    آدرس هاي غلط هم ديگر جواب نمي داد! سيدمؤيد علويان، معاون سلامت وزارت بهداشت هم كه تا آن زمان مصرف قرص برنج را ناشي از سوءاستفادة عده اي براي توزيع اين قرص ها به جاي قرص اكستازي اعلام مي كرد، اين بار صحبت از مرگ حتمي مصرف كنندگان اين قرص ها مي كرد و مي گفت: چند وقتي است كه از قرص هاي برنج به عنوان وسيله اي براي خودكشي استفاده مي شود. براي جلوگيري از اين مسأله، اقدام به ممنوعيت فروش اين قرص ها در عطاري ها كرده ايم.
    همزمان با اين اظهارات، اعلام نظر مديركل دفتر پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي و مواجهه با بلاياي طبيعي آموزش و پرورش انعكاس يافت كه در آن تأكيد شده بود طبق بررسي هاي كارشناسان و مشاوران آموزش و پرورش، اين مرگ ها خودكشي بوده و به دليل عشق ديگرخواهانه صورت گرفته است. بحث بر سر مصرف قرص هاي برنج به قصد خودكشي ديگر كاملا جدي است و حالا بازپرس حسيني، بازپرس ويژة اين پرونده هم مي گويد: اگر در بررسي پروندة مرگ دختران دانش آموز مشخص شود كه افرادي با در اختيار گذاشتن قرص ها، قصد دارند خودكشي را در جامعه رواج دهند، با اين افراد به شدت برخورد خواهد شد.

    قرص هاي برنج شوخي سرشان نمي شود
    برخلاف اين اظهارات كه همراه با نوعي ترديد يا مصلحت سنجي نسبت به موضوع خودكشي بيان مي شود، رئيس بخش مسمومين بيمارستان لقمان و رئيس مركز تحقيقات مسمومين ايران صراحتا به همشهري جوان مي گويد: مصرف مواد اخير، قطعا به انگيزة خودكشي بوده است. دكتر پژومند دربارة تعداد مسموميني كه طي چند هفتة اخير به بيمارستان لقمان منتقل شده اند مي گويد: از ابتداي امسال قريب به 30 مورد مسموميت ناشي از مصرف قرص برنج داشته ايم كه از اين ميان بسياري از آن ها به دليل اقدامات به موقع از مرگ نجات يافته اند. وي البته تعداد قربانيان مصرف اين قرص ها را بيشتر از آماري مي داند كه تا به امروز اعلام شده است.
    معاون سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي كشور، پيش از اين، آمار تلفات را 4 نفر اعلام كرده بود.
    دكتر پژومند تصريح مي كند: پيش از اين نيز موارد بسياري از خودكشي با قرص برنج داشتيم، اما اخيرا به خاطر موج رسانه اي كه براي اين دانش آموزان دبيرستاني به راه افتاده، اين مسأله نمود بيشتري يافته است. وي تأكيد مي كند: قرص برنج صرفا يك داروي شيميايي كشنده است و هيچ خاصيت روان گرداني ندارد. كساني هم كه اين قرص ها را مصرف مي كنند، اگر ظرف يك ساعت به بيمارستان منتقل نشوند و تحت مراقبت هاي ويژه قرار نگيرند، قطعا از پاي درمي آيند.
    دكتر پژومند اقرار نجات يافتگان را از اين معركه درخصوص اقدام به خودكشي تأييد مي كند و مي گويد: البته 90 درصد اين افراد براي جلب توجه و يا تهديد اطرافيان خود دست به اين اقدام زده اند.
    اما مشكل اين جاست كه قرص هاي برنج شوخي سرشان نمي شود و اقداماتي از اين دست كه براي جلب توجه و مواردي اينچنيني انجام مي شود، با مرگ پايان مي گيرد.
    رئيس بخش مسمومين بيمارستان لقمان با انتقاد شديد از اظهار نظرهاي غيركارشناسانه و عدم اطلاع رساني مناسب در خصوص مواردي از اين دست مي گويد: اين كه بياييم و بگوييم بنا به مصالحي دربارة موادي چون اكستازي يا قرص برنج اطلاع رساني نكنيم، استراتژي صد در صد غلطي است. در ضمن اگر قرار است اطلاع رساني در اين باره صورت بگيرد، بايد از طرف متخصصان مربوط باشد. نه اين كه مثلا بگوييم اين قرص ها را به دليل مشابهت با قرص هاي اكستازي مصرف مي كنند! چنين اظهار نظرهاي غيركارشناسانه اي باعث مي شود كه جوانان با خودشان حساب كنند كه چرا بروند قرص هاي اكستاري به آن گراني را بخرند و به جاي آن اقدام به استفاده از قرص هاي برنج نكنند كه هم بيشتر در دسترس است و هم ارزان تر.
    دكتر شادنيا، سرپرست بخش ICU مسمومين بيمارستان لقمان هم با رد ارتباط مصرف قرص هاي برنج به دليل مشابهت با قرص هاي اكستازي مي گويد: تا جايي كه ما با مسموماني كه از مرگ نجات يافته اند صحبت كرده ايم، موردي پيدا نشده كه شخص به عنوان جايگزين قرص اكستازي، اين قرص را مصرف كند و تمام مسمومان، فقط به قصد خودكشي اقدام به مصرف قرص برنج كرده اند.
    اين متخصص تأكيد مي كند قرص برنج در واقع نوعي آفت كش است و براي مبارزه با آفات برنج در انبارها به كار مي رود. اين سم قوي هيچ گونه آثار سرخوشي و آثار شبيه قرص هاي اكستازي ندارد.
    به گفتة دكتر شادنيا خودكشي با اين سم، مسألة تازه اي نيست و استفاده از اين تركيب بدين منظور، به خصوص در استان هاي شمالي كشور كه بيشتر با كشت برنج سر و كار دارند و در نتيجه به اين تركيب هم دسترسي بيشتري وجود دارد، از سال ها قبل ديده شده است. وي البته تصريح مي كند: در چند هفتة گذشته، مسموميت ناشي از مصرف اين سم افزايش محسوسي داشته است و بيشتر مسمومان هم جوانان و نوجوانان دبيرستاني بوده اند.

    برنج اخراج شد
    حالا قرار است تا شهريور ماه قرص برنج از ليست آفت كش هاي موجود خارج شده و احتمالا آفت كش ديگري جايگزين آن شود. از هم اكنون هم نيروي انتظامي اقدام به جمع آوري اين قرص ها در برخي از محل هاي تهران كرده است. با اين اوصاف احتمالا تا زمان موعود، ديگر قرصي به نام برنج در مغازه ها وجود نخواهد داشت اما اين دليل نمي شود كه فكر كنيم ديگر كسي خودكشي نخواهد كرد.

    قرص برنج چه كار مي كند؟!
    حتما تا به حال حشرات ريز را در گوني هاي برنجي كه در انباري ها نگهداري مي شوند، ديده ايد. قديمي ها معمولا با نمك به جنگ اين حشرات مي رفتند. البته مي توان از نوعي قرص برنج كه تركيبات گياهي (معمولا سير) دارد، استفاده كرد كه خطري هم براي انسان ندارد. اما براي مبارزه با آفت برنج در انبارها، از قرص برنج استفاده مي شود و البته خيلي ها در منزل هم از همين قرص براي نگهداري از برنج استفاده مي كنند. اين قرص تركيبي از فسفيد آلومينيوم است و هنگامي كه در معرض رطوبت هوا قرار مي گيرد، گازي بسيار سمي به نام فسفين از آن متصاعد مي شود.
    دكتر شادنيا در توضيح عملكرد اين سم مي گويد: فسفين يك سم داخل سلولي است. يعني داخل سلول مي شود و از فعاليت آنزيم هايي كه در تنفس سلول نقش دارند، ممانعت مي كند. اين گاز همچنين با ساخت پروتئين تداخل دارد و مانع سنتز پروتئين مي شود.
    ايجاد اين گونه اختلال در عملكرد سلول ها نهايتا باعث مرگ سلولي مي شود. اما اين سم كشنده، سلول هاي شريان هاي كوچك انتهاي بافت قلب و همچنين بافت ريه را بيش از هر نقطة ديگري تحت تأثير قرار مي دهد. تخريب اين سلول ها باعث نشت مايع به فضاي خارج عروق مي شود و ضربات نامنظم قلب را در پي دارد. اين سم هيچ پادزهري هم ندارد.
    وي ادامه مي دهد: نصف يك قرص 3 گرمي براي يك فرد بالغ، دوز كشنده محسوب مي شود. اما به هر حال هر چقدر فرد مسموم زودتر به مراكز درماني برسد احتمال زنده ماندنش بيشتر است. هر چند كه به هر حال براي آن درمان قطعي وجود ندارد و حتي پس از اقدامات درماني باز هم ممكن است فرد جانش را از دست بدهد.
    رئيس بخش ICU مسمومين بيمارستان لقمان در خصوص علائم ظاهري استفاده كنندگان از قرص برنج مي گويد: مسموميت با اين سم، علائم تخصصي ندارد. تهوع، درد شكم، عطش شديد و در نهايت افت فشار خون، علائمي هستند كه يك ساعت پس از مصرف سم بروز مي كنند. اين مسمومين در اكثر موارد با گذشت چند ساعت، به دنبال بروز عارضة ريوي مي ميرند. اما اگر بخت يار كسي باشد و اين مرحله را پشت سر بگذارد، آن وقت نوبت به عوارض كبدي و كليوي مي رسد كه البته اين عوارض كوتاه مدت هستند و به تدريج بهبود مي يابند.

    تاريخچه برنج در ايران
    فسفيد آلومينيوم يا در اصطلاح عاميانه قرص برنج، به خاطر طبيعت بسيار سمي، ارزان و قابل دسترس بودن، كاربرد زيادي در كشاورزي به عنوان ضدآفت دانة حبوبات دارد. يكي از علل مهم مرگ و شايع ترين وسيلة خودكشي در شمال شبه قارة هند است. همچنين مواردي از مرگ، به دنبال مسموميت با اين ماده به منظور خودكشي در ايران نيز گزارش شده است. اين بخشي از چكيده مقاله اي است كه در شمارة هفتم مجلة علمي پزشكي قانوني در سال هاي 74 و 75 چاپ شده و نشان مي دهد مرگ با قرص برنج در كشور ما هم چيز تازه اي نيست. اين مطالعه، شامل بررسي هفده پرونده از بيماران مراجعه كننده به بيمارستان لقمان حكيم (از فروردين 1373 الي فروردين 1374) به مدت يك سال است كه نتايج آن با اطلاعات به دست آمده در آخرين مقالات در اين زمينه مقايسه شده است. بيماران مورد مطالعه از نظر حدود سني، جنسي، مقدار مادة مصرفي، زمان مراجعه به بيمارستان، اقداماتي كه قبل از پذيرش در مورد آنان صورت گرفته، علائم باليني و اقداماتي كه در بدو ورود آنان انجام شده و، در نهايت ميزان مرگ و مير، مورد بررسي قرار گرفتند و نتايج نشان داد كه با وجود سمي بودن شديد اين ماده، ميزان مرگ و مير كمتر از نتايج به دست آمده در مطالعات انجام شده در ساير مراكز مي باشد.
    موضوع مطالعه: بررسي يك ساله مسموميت با قرص برنج (فسفيد آلومينيوم) (ALP) در بخش مسمومين مركز پزشكي لقمان (1373)، ناصر جلالي، عبدالكريم پژومند، ركسانا رحمتيان
    منبع: مجله علمي پزشكي قانوني، سال 2، شماره 7، صفحات 38 ـ 32
    محل نگهداري: مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران
     

     

     

     

    براي دريافت مجله الکترونيکي «روزانه» و «خبرنامه» و به جهت عضويت در گروه «مبين» روي لينک زير کليک کنيد

    http://groups.yahoo.com/group/mobin-group/join


    *****

    براي تماس با مدير گروه روي لينک زير کليک کنيد

    Mobin_s2004@yahoo.com


    **توجه: اين گروه فعلا بصورت آزمايشي فعاليت مي نمايد**

     

     

     

     
    د