به نام حضرت دوست، که هر چه بر سر ما مي رود عنايت اوست

مجله الکترونيکي روزانه :: شماره 627 :: دوشنبه 11 دی 1385

Mobin_s2004@yahoo.com

به اطلاع کلیه دارندگان وب سایت ها و وبلاگ ها می رساند...

معاونت امور مطبوعاتي و اطلاع رساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي‌ اعلام كرد:‌ در اجراي آيين‌نامه‌ي ساماندهي پايگاه‌هاي اطلاع رساني مصوب 5 آذر ماه 85 هيات وزيران به اطلاع كليه دارندگان پايگاه‌هاي اطلاع رساني وب سايت‌ها وبلاگ‌ها مي‌رساند كه از روز دوشنبه 11 دي 1385 با مراجعه به نشاني‌هاي اينترنتي www.samandehi.ir  و www.Samandehi.com  مي‌توانند نسبت به ثبت الكترونيكي پايگاه خود اقدام كنند.
بعد از اقدام سال 2005 چین، ایران دومین کشور در تمام دنیا است که اقدام به فراخوان عمومی از "تمام وب سایت ها و بلاگ ها" برای ثبت خود می کند. تمامی سایت های چینی بر اساس الزام قانونی هم اکنون در ذیل صفحه خود "شماره پروانه ثبت" خود را نیز نمایش می دهند. معادل چینی سایت samandehi.ir در سیستم سایت های چینی سایت http://www.miibeian.gov.cn  است.

منبع: سايت الف

*****

سلام!
سال نو ميلادي مبارک، اين هم چند تا آهنگ ويژه بمناسبت کريسمس که در زير قرار داده ام. راستي تا يادم نرفته اين را هم بگم که شماره پانزده «مجله فرهنگي روزانه» بعد از چند وقت تعطيلي بالاخره امروز منتشر شد (ستون سمت چپ).

آهنگ کریسمس1
آهنگ کریسمس2
آهنگ کریسمس3
آهنگ کریسمس4
آهنگ کریسمس5

 

آرشيو روزانه

براي مشاهده شماره دیروز «روزانه» (626) اينجا را کليک کنيد

 

عناوين برخي از  مطالب شماره امروز مجله الکترونيکي «روزانه»

  • جيمي به من جواب بده! ... تو رو خدا!
  • معرفي و دانلود فيلم: تردست/حقه باز
  • دانلود آلبوم: بازنده
  • آهنگي زیبا که توسط تعدادي از خوانندگان داخلی از جمله مرحوم ناصر عبداللهی و رضا صادقی اجرا شده
  • CloneDVD Mobile v.1.1.4.0
  • فيلم كامل اعدام صدام همراه با صدا براي موبايل
  • انتقال هپاتيت B بوسيله ناخنگير، قيچي و تيغ آلوده
  • آسمون بي ستاره
  • Happy New Years
  • تعطيلي خوب است اما براي ما!
  • کاش تو را من می کشتم
  • چرا حلقه ازدواج باید در انگشت چهارم قرار بگیرد؟
  • هر كس صورت مادر را ببوسد...
  • من ويتامين «ب 1» هستم !
  • مردها مثل چي هستند؟
  • انواع ماساژ و فوايد آن
  • شماره پانزدهم مجله فرهنگي
  • و ....
 

 

 


 

 

Mobin_s2004@yahoo.com


 



 

 


Mobin_s2004@yahoo.com

A Christmas Card
جيمي به من جواب بده! ... تو رو خدا!
فيلم نسبتا کاملي از اعدام صدام
به درک واصل شدن اين کفتار را مجددا تبريک مي گم!

 

 

Mobin_s2004@yahoo.com

يك منبع نزديك به دولت:
فيلم منتسب به رحيم مشايي مونتاژ شده است

خبرگزاري فارس: يك منبع نزديك به دولت گفت: فيلمي كه اين روزها درباره حضور رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در يك مراسم خلاف موازين اسلامي در تركيه مطرح است، يك فيلم مونتاژ شده مي‌باشد.
اين منبع آگاه در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري فارس با اشاره به اين كه اين جلسه مربوط به حدود 15 ماه قبل بوده تاكيد كرد: انتشار يك فيلم مونتاژ شده، پس از 15 ماه از يك فتنه حكايت مي‌كند.
اين منبع كه خواست نامش فاش نشود، افزود: عده‌اي با چنين اقداماتي كه ظاهراً رنگ و بوي اصولگرايي دارد، مي‌خواهند از دولت انتقام بگيرند.

*****
 

ابوطالب: نمايندگان به رئيس جمهوري تذكر مي‌دهند

خبرگزاري فارس: عضو كميسيون فرهنگي مجلس درباره عكس‌العمل نمايندگان به حضور رحيم مشايي در جلسه رقص و آواز زنان ترك گفت: جمعي از نمايندگان در جلسه روز سه شنبه مجلس در صحن علني به رئيس جمهوري تذكر مي‌دهند.
سعيد ابوطالب در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: كميسيون فرهنگي مجلس مشغول تهيه گزارشي از تخلفات و سوء مديريتهاي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري است كه روز سه شنبه دراين كميسيون قرائت مي‌شود.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس گفت: در اين گزارش به مباحث مختلفي از تخلفات در سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، سوء مديريتها و مسائل مختلفي از جمله فيلم حضور رئيس اين سازمان در مراسم رقصي در تركيه اشاره شده است.
وي در ادامه گفت: در اين جلسه‌ كه به نام اجلاس گردشگري كشورهاي اسلامي در كشور تركيه تشكيل شده و رحيم مشايي نيز تا پايان مراسم رقص و آواز حضور داشته است، هيچ شخصيت ديگري در حد معاون رئيس جمهوري و وزير از كشورهاي ديگر حضور نداشته است و وي مي‌توانسته جلسه اي را كه رسميتي نداشته است ترك كند.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس ادامه داد: ممكن است رحيم مشايي بگويد، مطلع نبوده است كه چنين مراسمي برپا مي‌شود اما بعد از دقايقي از حضورش در مجلس كه متوجه فضاي حاكم بر آنجا شده است، مي توانسته جلسه را ترك كند.
ابوطالب اظهار داشت: وي به عنوان شخصيت رسمي در اين اجلاس شركت كرده و در جايي از اين فيلم نشان داده مي‌شود كه روباني توسط وي پاره مي‌شود. پس مشخص است كه به عنوان مقام رسمي از سوي آنها دعوت شده است.
وي درباره دستگيري دو نفر از خبرنگاراني كه اين فيلم را منتشر كرده‌اند، گفت: اين دو نفر آزاد شده‌اند.اما منطقي نيست بعد از شكايت از فردي، به سرعت آن فرد دستگير شود، شكايت هم روالي دارد و معمولا ابتدا فرد را احضار مي‌كنند و در صورت عدم عكس‌العمل آنها را دستگير مي‌كنند.
وي تاكيد كرد: درباره عملكرد معاون رئيس جمهوري بايد رئيس جمهوري پاسخ دهد، ما آماده‌ايم پاسخ را بشنويم، تا به حال هم درباره رحيم مشايي تذكراتي را به رئيس جمهوري داده‌ايم اما پاسخي نگرفتيم.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس گفت: فيلم اين اجلاس با همكاري شركت تركيه‌‏اي تورسب و موسسه‌‏ CNR كه برگزاركننده نمايشگاه‌‏ها در تركيه است تهيه شده و براي بخش‌‏هاي خصوصي و تمام اشخاص شركت‌‏كننده در مراسم ارسال شده است.
اخيرا يك حلقه سي دي توزيع شده كه در آن اسفنديار رحيم مشايي معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان گردشگري با حضور در مراسم رقص و آواز زنان ترك به تشويق آنها پرداخته است. اين سي‌دي مربوط به حضور رحيم مشايي در اجلاس گردشگران كشورهاي اسلامي است كه در آذر ‌ماه سال 84 در تركيه برگزار شد.
در اين جلسه اسفنديار مشايي به عنوان معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان گردشگري در رديف جلو و روبروي محل رقص نشسته است.
فيلم اين مراسم در دفتر خبرگزاري موجود است.

 



 


 

Mobin_s2004@yahoo.com

معرفي و دانلود فيلم

تردست/حقه باز
Hokkabaz

کارگردان: جم يلماز، علي تانر بالتاجي. فيلمنامه: جم يلماز. موسيقي: اوزان چولاک اوغلو. مدير فيلمبرداري: اوغور ايچباک. تدوين: انگين اوزتورک. طراح صحنه: ياشار کارت اوغلو. بازيگران: جم يلماز[اسکندر تون آيدين]، مظهر آلانسون[سعيد تون ايدين]، اوزلم تکين[فاطمه نور]، تونا اورهان[مارادونا-اورهارن ديرکک]، تونجر سلمان[اصلان تورکسونمز]. ١٢٢ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ ترکيه.
اسکندر تردست است. يعني در واقع شعبده باز است. اما همه مي پندارند که او و دوست دوران کودکي اش مارادونا تردست يا به تعبير عاميانه حقه باز هستند. آن دو به دنبال ماجرايي مجبور به فراري سريع از استانبول شده و با پذيرش سعيد-برادر اسکندر- به عنوان عضوي از تور نمايشي خود مخاطره بزرگي را به جان مي خرند. اما بابا سعيد از سال ها قبل قدرداني از اسکندر را فراموش کرده است. سه مرد در طول تور با ماجراهايي مختلف روبرو ي شوند، اما اين حوادث با ورود فاطمه به جمع شان رنگ تازه اي به خود مي گيرد.

چرا بايد ديد؟
جم يلماز متولد ١٩٧٣ پديده سينماي ترکيه در سال ١٩٩٨ با فيلم همه چيز روبراه خواهد شد پا به سينما گذاشت. او در کنار بازيگري با نوشتن فيلمنامه اين فيلم و فيلم هاي ديگري مانند G.O.R.A. [پرفروش ترين فيلم تاريخ سينماي ترکيه تا اين لحظه] توانست شهرت خود را از يک کمدين کلوب هاي شبانه تا حد يک مولف ارتقاء دهد. او که با ترسيم کاريکارتور وارد دنياي هنر شده بود، خيلي زود اين کاريکاتورها از تصوير به کلام و سپس نقش تبديل کرد. بازي وي در چهار نقش در فيلم G.O.R.A. از اتفاقات نادر سينماي ترکيه بود. شهرت او هم اکنون –حتي به عنوان يک بازيگر نمايش هاي تک نفره[Stand-up Comedian]- در کشورش آن چنان رو به افزايش گذاشته که حضورش به عنوان هنرپيشه ميهمان در نقشي حتي چند ثانيه اي در يک فيلم سينمايي مي تواند ضامن موفقيت تجاري آن باشد. از طرف ديگر تبديل به چهره ثابت فيلم هاي تبليغاتي-مانند اتومبيلOpet- شده و اينک براي اولين بار[هر چند مشترک] روي صندلي کارگرداني هم نشسته است. در کنار او علي تانر بالتاجي قرار دارد که او نيز اولين تجربه کارگرداني خود را با تردست تحقق بخشيده است. بالتاجي قبلاً در شرکت "بوجک فيلم" فيلم هاي تبليغاتي متعددي ساخته و در فيلم هاي مشهور ويزون تله و ويزون تله: توبا دستيار کارگردان بوده، آخرين کار او ساخت ويديو کليپ جرائم سازمان يافته[نيل کارابراهيمگيل] است.
فيلم از حال و هواي جاده اي برخوردار است و به خاطر حضور مظهر آلانسون و تم دو برادر ناسازگار شباهت هايي با فيلم مشترک اول يلماز و او "همه چيز روبراه خواهد شد" را براي تماشاگرانش تداعي خواهد کرد. در کنار اين تم اسکندر بايد با اين تصور مردم که وي را به عنوان شعبده باز قبول ندارند و حقه باز مي خوانندش، بستيزد. تردست به عنوان فيلمي جاده اي و کمدي درباره گروهي از انسان هاست که به هم پيوسته و در انتها به شکلي باشکوه از هم جدا مي شوند.يک فرصت ناب براي دوستداران اين کمدين براي ملاقات مفرح و فرصتي براي کساني که با جم يلماز و شوخي هاي گزنده او آشنا نيستند!
ژانر: کمدي، درام.

 

----------------------------------------------------------------------

قابل توجه شما ایرانیان عزیز خارج از کشور !
با همکاری دوست بسیار عزیزم «benz223@gmail.com» هر هفته، روزهاي جمعه يک فيلم سينمائي ايراني براي مشاهده آنلاین (و یا دانلود) تقدیم می گردد.

 

 


 

Mobin_s2004@yahoo.com

دانلود آلبوم: فارسی

بازنده 
باصدای کیارش اشعریون

برای دانلود روی هر یک از آهنگهای بالا کلیک سمت راست کرده و Save Target As را بزنید.
 


 

تک موزیک

آهنگي زیبا که توسط تعدادي از خوانندگان داخلی از جمله مرحوم ناصر عبداللهی و رضا صادقی اجرا شده

 لینک دانلود
براي دانلود، روي لينک بالا کليک سمت راست کره و Save Target As را بزنيد.

 

 

 

 

 

Mobin_s2004@yahoo.com

نرم افزار PC

CloneDVD Mobile v.1.1.4.0

CloneDVD Mobile قادر به تبديل فيلم هاي DVD با كيفيت شما به فرمتهاي رايج مورد استفاده در ويديو پلير هاي Sony PSP, Apple iPod Video, iAudio X5, Creative Labs ZEN Vision, etc در زماني بسيار كوتاه می باشد.

 لینک دانلود نرم افزار | لینک دانلود کرک
براي دانلود، روي لينک بالا کليک سمت راست کره و Save Target As را بزنيد.


 

دنیای موبایل

فيلم كامل اعدام صدام همراه با صدا براي موبايل

فرمت 3GP حدود 1.3 مگابايت

 لینک صفحه دانلود
لينک دانلود غيرمستقيم مي باشد

 

 

 

 

 

 

Mobin_s2004@yahoo.com


ما درس سحر در ره میخانه نهادیم

ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش
سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد
در دل ندهم ره پس از این مهر بتان را
در خرقه از این بیش منافق نتوان بود
چون می​رود این کشتی سرگشته که آخر
المنه لله که چو ما بی​دل و دین بود
قانع به خیالی ز تو بودیم چو حافظ

 

محصول دعا در ره جانانه نهادیم
این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم
تا روی در این منزل ویرانه نهادیم
مهر لب او بر در این خانه نهادیم
بنیاد از این شیوه رندانه نهادیم
جان در سر آن گوهر یک دانه نهادیم
آن را که لقب عاقل و فرزانه نهادیم
یا رب چه گداهمت و بیگانه نهادیم

 
 

 

 

 

Mobin_s2004@yahoo.com

بخش اول

مطالب ارسالی نویسندگان ثابت «روزانه»

 

جمله روزانه

11 دی
خودت را براساس توانایی ات در انجام دادن کارها ارزیابی نکن. تو آنچه انجام می دهی نیستی. اگر آنچه انجام می دهی، باشی، پس وقتی کاری نمی کنی، وجود نداری. غیر از این است؟
وین دایر

فرستنده:
saheledoosti@yahoo.com

**************

كار كوچكي كه انجام يافته،بهتر از كارهاي بزرگي است كه طرح آن ريخته نشده

فرستنده:
s_ir62@yahoo.com

 

 

حديث روزانه
arash_new2001@yahoo.com

در مقام ادب همین بس که آنچه برای دیگران نمی پسندی، خود از آن دوری کنی.
امام حسن عسگری (ع)

 

 

نکات ريز خانه داري
mitramrz@yahoo.com

بخش دوم : نکاتی درباره ی نگهداری و استفاده از مواد غذایی

نیمروی خوش منظره
برای آنکه هنگام پختن نیمرو اطراف سفیده تخم مرغ ضخیم و بد طعم نشود ، باید پس از داغ شدن روغن یا کره شعله را کم کنید . اندکی آب درون ماهیتابه بریزید و سپس تخم مرغ را در آن بشکنید . شاید سر و صدای زیادی با ریختن آب درون روغن مایع داغ ایجاد شود ، اما وحشت نکنید . کافی است کنار بروید تا جهش روغن فرو نشیند.

 

 

آرایشی - بهداشتی
amoozesh_v_sh@yahoo.com

انتقال هپاتيت B بوسيله ناخنگير، قيچي و تيغ آلوده

هپاتيت ، يک بيماري عفوني ويروسي کبدي است که انواع مختلفي از جمله نوعA ،B وC دارد که نوع A بيشتر از راه خوراکي و عمدتا از طريق سبزيها و ميوه هاي ضدعفوني نشده و آب آلوده انتقال مي يابد همچنين نوع بي وسي عمدتا از طريق خون و فرآورده هاي خوني ، وسايل دندانپزشکي ، تزريق خون آلوده و سرنگهاي مشترک و طريق جنسي مشکوک منتقل مي شود.
از ميان 5 نوع هپاتيت هاي ويروسي ، هپاتيت هاي Aو B وC موجب بيماري مزمن کبدي مي شود.
هپاتيت A: دوره کمون بيماري 15 تا45 روز بوده و انتشار بيماري عمدتا از طريق مدفوعي دهاني است. اين بيماري ، بيشتر در کودکان و با ازدحام جمعيت ، فقر و پايين بودن سطح بهداشت محيط و بهداشت فردي شيوع بيشتري پيدا مي کند. بيماري در کودکان معمولا بدون عارضه جدي بهبود مي يابد.
هپاتيت B: دوره کمون بيماري 50 تا180 روز است.بيماري از3 طريق : برقراري تماس جنسي با فرد آلوده ، استفاده از خون و فرآورده هاي خوني آلوده و ابزار آلوده به خون همانند ناخنگير، قيچي و تيغ آلوده ، از مادر آلوده به کودک قبل و حين زايمان و پس از تولد، به شخص سالم سرايت مي کند.
هپاتيت C در تعدادي از افراد به صورت هپاتيت مزمن C در مي آيد که اين شکل بيماري موجب دوام و انتشار بيشتر بيماري در جامعه مي شود هشتاد تا نود درصد کودکاني که در موقع تولد آلوده مي شوند، به هپاتيت مزمن C مبتلا مي شوند و به همين دليل واکسيناسيون کودکان در بدو تولد بتدريج مي تواند موجب کاهش ميزان عفونت بيماري شود.
هپاتيت B عامل اصلي سيروز کبدي و سرطان سلولهاي کبدي است.
هپاتيت "C" : آمريکا از5 ميليون بيمار مبتلا به هپاتيت هاي ويروسي مزمن ، يک ميليون به ويروس هپاتيت "B" و4 ميليون به ويروس"C" مبتلا شده اند.دوره کمون بيماري 60 300 تا روز است. بيماري از راههاي خون ، فرآورده هاي خوني آلوده ، تزريقات و ابزار آلوده و همچنين از مادر به جنين سرايت مي کند. هپاتيت "C" يک مشکل جهاني است.اين بيماري ، بيشتر در ميان معتادان تزريقي شايع است ؛ به طوري که حدس مي زنند50 درصد موارد، اين گونه باشد.هپاتيت "D" :عامل هپاتيت "D" يا دلتا که به همراه هپاتيت ويروسي "B" ايجاد عفونت مي کند، دوره کمون و راه سرايت و طول مدت بيماري مانند هپاتيت ويروسي "B" است.
هپاتيت "E" : نتقال بيماري از راه مدفوعي دهاني است.
http://lover-than-love.mihanblog.com

 

 

صهیونیسم
komeil_fa84@yahoo.com

22. روسيه چگونه از پا در آمد؟

مؤلف كتاب (اسرارا لماسونيه) نقل از كتاب( ا لموامره ا ليهوديه) علل سقوط روسيه را چنين مي نويسد‹‹ محفل ماسوئي آمريكائي كه تمام نقشه هاي حزب ماسوئي به توسط آن كشيده مي شود.››
كنفرانسي به اشتراك ثروتمند ترين يهوديان آمريكا تشكيل داده و در آن چنين مقرر شد كه با صرف كردن يك ميليارد دلار و قرباني يك ميليون يهودي در روسيه قيصري كودتا كنند. نام متبرئين به يك ميليارد از قرار زير است. 1- سيستر 2- ليفي 3- اسحاق موتيمر4- رون 5- شيف. و اين پول را در تبليغات ضد دولتي صرف كردند. چنانكه بعد از انقلاب ماركس زمام حكومت در دست يهود افتاد. البته اين مطالب به مرور زمان كاملاً اثبات شد و نفوذ ساميها در نظام حكومتي انقلابيون به حد زيادي نمايان گشت، همسر لنين و استالين هر دو يهودي بودند- تروتسكي كامينف سوكلونكف و زينوفيف همه يهودي بودند- دروزارت جنگ ژوف انتچلخت سوير دلوف و يورتسكي نيز از اين نژاد بودند آمار ذيل نفوذ يهود را در ادارات دولتي شوروي بعد از انقلاب نشان مي دهد.

عنوان تعداد يهوديان تعداد كل
مجلس اداره جنگ 34 43
مجلس امورات داخلي 45 64
مجلس امورات خارجي 13 17
مجلس امورات مالي 26 30
مجلس امورات قضائي 18 19
بهداشت 4 5
ارشاد عمومي 44 53
بنا و تعمير 2 2
امورات خبرگزاري 41 42
مجلس رسيدگي به كارمندان 5 7
اقتصادي 45 56
كميته مركزي چهارمين كنفرانس شوروي 33 34
كميته مركزي پنجمين كنفرانس شوروي 34 62
كميته مركزي حزب اشتراكي 9 12
مجموع 425 532 نفر

 

 

فردوسي طوسي
baran432002@yahoo.no

ایرج اما در این میانه می کوشد تا با آخرین نیروی خویش جلوی خونریزی را بگیرد و برادران را از دشمنی باز دارد.
پس، بودا وار بر آن می شود که این قدرت جهنمی را واگذارد و ترک خان و مان گوید:
بسنده کنم زین جهان گوشه ای
به کوشش فراز آورم توشه ای
اما دیگ آز به جوش آمده است. آن نیمه ی قدرت طلب و سلطه جو به طغیان آمده است. جهنم درون شعله می کشد. من کینه خواه و کینه ورز به تکاپو در آمده است. همان نیمه ی ما که بارها در تاریخ سربرآورده است و زمین و زمان را به آشوب کشیده است. پس با دل پرخشم و سر پر زباد:
یکی خنجر از موزه بیرون کشید
سراپای او چادر خون کشید.
داستان به اوج رسیدو طبل آخر. آخرین گوشه ی پنهان بازی!
سر تاجور از تن پیلوار
به خنجر جدا کرد و برگشت کار
آتش خاموشی گرفت. قدرت از خون سیراب شد. پوزه از خون بباید شست! بر پیکر کشته بارگاه باید برافراشت و او را به پرستش گرفت. پس:
بیاکند مغزش به مشک و عبیر
فرستاد نزد جهانبخش پیر
و نخستین بودای خندان ما، چنین به خون می نشیند!

 

 

مشکان
info@moshkan.com

دوشنبه: کليپ هفته
آسمون بي ستاره

براي مشاهده کليپ اينجا را کليک کنيد

 

 

مصحف
hamed.1360@yahoo.com

هر روز چند آيه قرآن بخوانيم

« براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و براي مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روي آيه کليک کنيد »

سوره: سورة آل عمران آيات: 200 محل نزول: مدین

ِالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ 16 الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالأَسْحَارِ 17 شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمَاً بِالْقِسْطِ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ 18 إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهِ سَرِيعُ الْحِسَابِ 19 فَإنْ حَآجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ وَالأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُواْ فَقَدِ اهْتَدَواْ وَّإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ 20 إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الِّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ 21 أُولَـئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ 22

 

ترجمه فارسي مکارم

همان كسانى كه مى‏گويند: «پروردگارا! ما ايمان آورده‏ايم; پس گناهان ما را بيامرز، و ما را از عذاب آتش، نگاهدار!» «16» آنها كه (در برابر مشكلات، و در مسير اطاعت و ترك گناه،) استقامت مى‏ورزند، راستگو هستند، (در برابر خدا) خضوع، و (در راه او) انفاق مى‏كنند، و در سحرگاهان، استغفار مى‏نمايند «17» خداوند، (با ايجاد نظام واحد جهان هستى،) گواهى مى‏دهد كه معبودى جز او نيست; و فرشتگان و صاحبان دانش، (هر كدام به گونه‏اى بر اين مطلب،) گواهى مى‏دهند; در حالى كه (خداوند در تمام عالم) قيام به عدالت دارد; معبودى جز او نيست، كه هم توانا و هم حكيم است «18» دين در نزد خدا، اسلام (و تسليم بودن در برابر حق) است و كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده شد، اختلافى (در آن) ايجاد نكردند، مگر بعد از آگاهى و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در ميان خود; و هر كس به آيات خدا كفر ورزد، (خدا به حساب او مى‏رسد; زيرا) خداوند، سريع الحساب است «19» اگر با تو، به گفتگو و ستيز برخيزند، (با آنها مجادله نكن! و) بگو: «من و پيروانم، در برابر خداوند (و فرمان او)، تسليم شده‏ايم» و به آنها كه اهل كتاب هستند ( يهود و نصارى) و بى‏سوادان ( مشركان) بگو: «آيا شما هم تسليم شده‏ايد؟» اگر (در برابر فرمان و منطق حق، تسليم شوند، هدايت مى‏يابند; و اگر سرپيچى كنند، (نگران مباش! زيرا) بر تو، تنها ابلاغ (رسالت) است; و خدا نسبت به (اعمال و عقايد) بندگان، بيناست «20» كسانى كه نسبت به آيات خدا كفر مى‏ورزند و پيامبران را بناحق مى‏كشند، و (نيز) مردمى را كه امر به عدالت مى‏كنند به قتل مى‏رسانند، و به كيفر دردناك (الهى) بشارت ده! «21» آنها كسانى هستند كه اعمال (نيكشان، به خاطر اين گناهان بزرگ،) در دنيا و آخرت تباه شده، و ياور و مددكار (و شفاعت كننده‏اى) ندارند «22»

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید


توضيح:
هر روز مي خواهيم يک صفحه از قرآن را با هم بخوانيم (به همراه معني آن. هر روز چند دقيقه وقت مي ذاريم، بعد از يه مدت مي بينيم کل قرآن را ختم کرده ايم، به همين راحتي.
فرمايش امام صادق (عليه السلام) هم که يادمون هست: «قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.»
بيائيم فعلا حداقل با يک صفحه در روز شروع کنيم!
ياعلي مدد ... التماس دعا

 

 

 

بخش دوم

مطالب ارسالی ديگر اعضا

اعضا محترم گروه مي توانند مطالبشان را به آدرس
 Mobin_s2004@yahoo.com
بفرستند تا با نام خودشان در اين ستون نوشته شود.

 

mohammadzade@hotmail.com

میلاد حضرت عیسی (ع) بر هموطنان مسیحی مبارک باد


گمان نبرید که آمده ام صلح و آرامش را بر زمین بر قرار سازم ، نه ، من آمده ام تا شمشیر را بر قرار نمایم . ( انجیل متی باب 11 آیات 34 تا 35 )

 

 

chehrzad332@yahoo.com

Happy New Years

سانتا کلاوس(بابانوئل) اسقف کلیسای میرا بود. روحانی که سه شب متوالی با گوزنهای خود به شهر باری ایتالیا رفت تا هزینه عروسی سه دختر یک نجیب زاده ایتالیایی را تامین کند. کشیشان هلندی و بلژیکی به تقلید از وی، پس از مرگش سنت هدیه دادن به کودکان را پاس داشتند تا این که اسقف میرا نماد کریسمس شد. امروز هزاران سانتا کلاوس برای کودکان، موسپیدان سرخ جامه ای هستند که از نا کجاآبادی سرد و پربرف سوار بر سورتمه خود به همراه سه گوزن که سورتمه را می کشند هر سال روز کریسمس برای تمام بچه هدایایی می آورد و دل آنها را شاد می کند.
کریمس پاسداشت انسان و تکریم وی، فارغ از نژاد و موقعیت اجتماعی و اقتصادی اوست، زمانی که در آن بخشش بابانوئل شامل حال همه است و همه حق شاد بودن دارند.
کریسمس هنگامه باز اندیشی یک سوال جاودان است علت ظهور مسیح(ع)، رستاخیزش و بازگشت مجدد او؟
سال نو میلادی بر همگان مبارک باد.
دو هزار و هفت

 

 

rainbow_nlf@yahoo.com

Heaven is when you have:
An American salary
A British house
Chinese food
A German car, and
An Iranian wife


Hell is when you have:
An American car
A British wife
A Chinese home
German food, and
An Iranian salary

 

 

helia_k48@yahoo.com

خدایا:مگذارکه: ایمانم به اسلام و عشقم به خاندان پیامبر مرا با کسبهءدین با حملهءتعصب و عملهء ارتجاع هماوازکند.
.که ازادی ام اسیر پسند عوام گردد.
که "دینم " در پس "وجههءدینی ام " دفن شود که عوام زدگی مرا مقلد تقلید کنندگانم سازد که انچه را "حق می دانم"بخاطر انکه" بد می دانند" کتمان کنم!دکتر علی شریعتی.

 

 
niceboy_1380@yahoo.com

تعطيلي خوب است اما براي ما!

اغلب روزنامه هاي منتقد دولت در مسئله تعطيلي 4 روزه عيد فطر، روز شنبه بين التعطيلين جمعه و عيد قربان را تعطيل كردند.
اقدام دولت در افزودن 2 روز بر تعطلات عيد فطر در سال جاري كه با استقبال مردم روبرو گرديده بود، با واكنش منفي روزنامه هاي ضد دولت مواجه شده و از اين مسئله به عنوان يك بحران اقتصادي و ملي ياد كرده بودند!
گزارش فوق حاكيست، اين روزنامه ها با انتخاب تيترهايي نظير «ناگهان كشور تعطيل شد»، «شهر امن و امان است؛ آسوده بخوابيد!»، «تعطيلات غيرمنتظره»، «تعطيلات بي برنامه» و… خبر از زيان 80 ميليارد توماني كشور در اثر تعطيلات داده با اين حال اغلب همين روزنامه ها روز شنبه را كه بين دو تعطيلي آخر هفته و عيد قربان قرار داشت، تعطيل و از انتشار روزنامه خودداري كردند.
اين در حاليست كه روزنامه هاي مستقل در مطالعات اجتماعي به مثابه بازتابنده نيازها و مطالبات اجتماعي تعريف مي شوند و با در نظر گرفتن رويداد فوق، تعطيلي روزنامه هايي كه تعطيلات عيد فطر را بحراني ملي قلمداد كرده بودند، نوعي يك بام و دو هواي ژورناليستي به چشم مي خورد.
گفتني است پيش از اين رهبر انقلاب خواستار كاستن از تعطيلات زايد و ساماندهي تعطيلات رسمي شده بودند. مجلس هفتم سال گذشته با ارائه طرحي در كميسيون اجتماعي مجلس هفتم، بدون تغيير در تعطيلات نوروزي، اقدام به جابجا كردن و تغييرات جزيي در برخي تعطيلات پراكنده كرده بود كه به دلايل نامعلومي اين طرح نيز از دستور كار مجلس خارج شده و اداره قوانين مجلس اعلام كرده چنين طرحي تا پايان كار مجلس هفتم در دستور كار قرار نخواهد گرفت!
شايان ذكر است با وجود برخي گمانه زني ها از دلايل اقدام دولت در افزايش تعطيلات عيد فطر كه احتمال وجود طرحي براي ساماندهي تعطيلات رسمي را قوت بخشيده بود، تاكنون اخباري مبني بر بررسي چنين طرحي در هيئت دولت و يا ارائه لايحه اي در اين خصوص به مجلس انتشار نيافته است.
روزنامه هاي اعتماد ملي، مردم سالاري، كارگزاران، صداي عدالت، اعتماد و آفتاب يزد از جمله 20 روزنامه منتشر نشده روز شنبه بودند.

 

 

smj_miri@yahoo.com

صدام اعدام شد

اما من آن قدرها هم از این خبر خوشحال نیستم.
صدام اعدام شد. بی آن که از خودش دربرابر یانکی ها دفاع کند.
صدام اعدام شد. بی آن که در دادگاه توضیح دهد گازی که گلوی حلبچه را سوزاند از کجا آمده بود؟
صدام اعدام شد. بی آن که حسن باقری با آن نقشه دست سازش برگردد.
صدام اعدام شد. بی آن که غاده دوباره مصطفایش را ببیند.
صدام اعدام شد. بی آن که کسی حساب کند بدون او، خمینی چقدر بیشتر بین مردمش می ماند.
صدام اعدام شد. بی آن که مادران سردشتی، با دستان تاول زده خودشان خفه اش کنند.
صدام اعدام شد. بی آن که بگوید کجا و چطور باقرصدر را کشت؟
صدام اعدام شد. بی آن که پدران عراقی، گلوله ای را که برای مغز او کنار گذاشته بودند حرامش کنند.
صدام اعدام شد. بی آن که حتی کسی از خدماتش تقدیر کند.
صدام خیلی زحمت کشیده بود.
صدام خیلی سبب خیر بود. هم برای ما، هم برای یانکی ها.
صدام بود که واسطه شد تا توی ایران مرد و نامرد از هم جدا شوند.
صدام بود که شیعیان و کردهای مبارز عراق را دودستی تحویل ایران داد تا روزی برگردند و نگذارند عراق، افغانستان شود.
صدام بود که جگر به خرج داد و کویت یانکی ها را مسخره کرد.
صدام بود که یانکی ها را قهرمان صدام کشی کرد.
صدام بود که سر همه دنیا را گرم کرد!
صدام اعدام شد. اما من آن قدرها هم از این خبر خوشحال نیستم.

 

 

bidari57@yahoo.com

مسئله کدام بود: هولوکاست یا رامین؟!

1- شکر خدا که بازتاب هم ضد هولوکاست شد. به گمانم مسئله ، نه هولوکاست که محمد علی رامین بود. نمی دانم چه اتفاقی افتاد که مهندس رامین با آن سوابق خفن!! و سخنگویی فاشیسم یک باره خورشید اقبالش درخشیدن گرفت و به ستاره محبوب بازتاب مبدل گردید. شاید آن بالا باز هم معامله ای درگرفت ، شاید هم خرده باجی. نوشانوش! اگرچه توپخانه اختلاف افکنی و تخریب کماکان در حال غرش است + ، + ، + ، + و ...

۲- این چند روز خیلی تحت فشار بودم. هم از جانب خودم هم از جوانب متعدد دیگر! چاره ای نیست. تو گویی سنت شده که سنگ ها بسته باشند و سگ ها آزاد! شاید هم «مصلحت» اینگونه «تشخیص» داده شده ... بگذریم!

۳- شنیده ام برخی کاندیداهای ائتلاف رایحه خوش خدمت که قبلا" پست دولتی داشتند و برای انتخابات  استعفا دادند ، پس از آنکه موفق به کسب آرای مردم نشدند درصددند تا به پست های دولتی قبلی بازگردند. ضمن احترامی که برای این حضرات قائلم بر این اعتقادم که بازگشت آنها به همان پست ها ، ریشخند آشکار به مردم و ضربه اساسی به دولت احمدی نژاد است. بزرگواران! جان مادرتان این قدر با آبروی این دولت و این رئیس جمهور که با خون دل فراهم آمده بازی نکنید. گیریم احمدی نژاد از سر مهرورزی به شما تکه تعارفی بکند ، شما که باید عاقل باشید! نکنید عزیزان دل برادر ...

 
.

salman_yavar@gmail.com

کاش تو را من می کشتم

آن روز که در کوچه پس کوچه های حلبچه قدمشار می کردم...دفتر مشق های خاک و خول شده را می دیدم ..مدادهای شکسته و کتاب های ورق ورق شده بچه مدرسه ای های خفه شده از خردل و...می دیدم با خودم می گفتم :
کاش تو را من می کشتم!
وقتی سعید داوودی را شب عملیات دیدم که عکس دختر سه ساله اش را نگاه می کرد و می بوسید و اشک می ریخت ...و همان شب لب اروند پیکر خون الودش را دیدم با خودم به این مردک می گفتم:
کاش تو را من می کشتم!
مادر علی رضا هر وقت در کوچه نگاهش به من می افتد یاد قد و بالای پسرش که هم رزم من بوده می افتد و وقتی بعد از ۱۰ سال استخوانهای پسرش را اوردند در یک گونی کوچک ..شنی تانک انها را شکسته بود باخود گفتم:
کاش تورا من می کشتم!
دخترک تازه عروس ..بعد سعید می بایست گردن کج کند استه برود استه بیاید تا زبان مردم شاخش نزند..دامادش اسیر است یا مفقود..شهید است یا مجروح..اما نگاههای تحسین مردم اهسته اهسته ترحم امیز می شد و اهسته اهسته .......
غیرت سرخم می کرد و با خودم می گفتم :
کاش تو را من می کشتم!
پسر جواد حالا درسش تمام شده هر وقت می خواست برای ثبت نام به مدرسه برود نمی دانست والدین یعنی چه !
چون او فقط مادرش را می شناخت و پدرش هیچگاه مدرسه رفتن اورا ندید..وقتی غر می زدند که اینها با سهمیه شان حق ملت را خورده اند با خودم می گفتم:
کاش تورا من می کشتم!
حیف که نشد.ده بار بعد از جنگ به بهانه زیارت به دیارت امدم ..شاید چون فیلم زیاد دیده بودم فکر می کردم فرصتی پیش بیاید تا تو را بکشم ..حتی اگر تروریستم بخوانند و حتی اگر هر دو جناح سیاسی اصلا تابعیت ایرانی مرا تکذیب کنند..اما می ارزید تا دل این همه مظلوم را شاد کنم...
کاش تو را می کشتم
اما نه در عید قربان!!!!

منيع: وبلاگ ده نمکي

 

 

nseifolahpour@yahoo.com

چرا حلقه ازدواج باید در انگشت چهارم قرار بگیرد؟

مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید . تا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید.(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)
1- ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.
2- چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید.
3- به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند.
4- سعی کنید انگشتان شست را از هم جدا کنید. انگشت شست نمایانگر والدین است. انگشت های شست می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.
5- لطفا مجددا انگشت های شست را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.
6- اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.
7- انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند.

عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.
شست نشانه والدین است .
انگشت دوم خواهر و برادر .
انگشت وسط خود شما .
انگشت چهارم همسر شما .
و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است .

Nahid.S

 

 

arashfor2@yahoo.com

با سلام خدمت همه مارشاليهاي عزيز
اين شعر راتقديم ميکنم به همه مارشالي ها ي عزيز و مجله روزانه البته بايد بگويم که اين شعر براي من نيست و شاعر ان را هم نميشناسم

حالمان بد نيست غم کم می خوريم
کم که نه! هر روز کم کم می خوريم

آب می خواهم، سرابم می دهند
عشق می ورزم عذابم می دهند

خود نمی دانم کجا رفتم به خواب
از چه بيدارم نکردی؟ آفتاب!!!!

خنجری بر قلب بيمارم زدند
بی گناهی بودم و دارم زدند

دشنه ای نامرد بر پشتم نشست
از غم نامردمی پشتم شکست

سنگ را بستند و سگ آزاد شد
يک شبه بيداد آمد داد شد

عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام
تيشه زد بر ريشه ی انديشه ام

عشق اگر اينست مرتد می شوم
خوب اگر اينست من بد می شوم

بس کن ای دل نابسامانی بس است
کافرم! ديگر مسلمانی بس است

در ميان خلق سر در گم شدم
عاقبت آلوده ی مردم شدم

بعد ازاين بابی کسی خو می کنم
هر چه در دل داشتم رو می کنم

نيستم از مردم خنجر بدست
بت پرستم، بت پرستم، بت پرست

بت پرستم،بت پرستی کار ماست
چشم مستی تحفه ی بازار ماست

درد می بارد چو لب تر می کنم
طالعم شوم است باور می کنم

من که با دريا تلاطم کرده ام
راه دريا را چرا گم کرده ام؟؟؟

قفل غم بر درب سلولم مزن!
من خودم خوشباورم گولم مزن!

من نمی گويم که خاموشم مکن
من نمی گويم فراموشم مکن

من نمي گويم که با من يار باش
من نمی گويم مرا غم خوار باش

من نمی گويم،دگر گفتن بس است
گفتن اما هيچ نشنفتن بس است

روزگارت باد شيرين! شاد باش
دست کم يک شب تو هم فرهاد باش

آه! در شهر شما ياری نبود
قصه هايم را خريداری نبود!!!

وای! رسم شهرتان بيداد بود
شهرتان از خون ما آباد بود

از درو ديوارتان خون می چکد
خون من،فرهاد،مجنون می چکد

خسته ام از قصه های شوم تان
خسته از همدردی مسموم تان

اينهمه خنجر دل کس خون نشد
اين همه ليلی،کسی مجنون نشد

آسمان خالی شد از فريادتان
بيستون در حسرت فرهادتان

کوه کندن گر نباشد پيشه ام
بويی از فرهاد دارد تيشه ام

عشق از من دورو پايم لنگ بود
قيمتش بسيار و دستم تنگ بود

گر نرفتم هر دو پايم خسته بود
تيشه گر افتاد دستم بسته بود

هيچ کس دست مرا وا کرد؟ نه!
فکر دست تنگ مارا کرد؟ نه!

هيچ کس از حال ما پرسيد؟ نه!
هيچ کس اندوه مارا ديد؟ نه!

هيچ کس اشکی برای ما نريخت
هر که با ما بود از ما می گريخت

چند روزی هست حالم ديدنیست
حال من از اين و آن پرسيدنيست

گاه بر روی زمين زل می زنم
گاه بر حافظ تفاءل می زنم

حافظ ديوانه فالم را گرفت
يک غزل آمد که حالم را گرفت:

" ما زياران چشم ياری داشتيم
خود غلط بود آنچه می پنداشتيم"

--------------------------------------------------------------------------------

با تشکر

 

 

sun1971_h@yahoo.com

يک فنجان گل گاو زبان با آقازاده

قبل از متن گپی با آقا زاده یه مطلب کوچیک بگم بعد اصل مطلب.در ادامه روند روشنفکری من و به سبب رکیک بودن فحش هایم به احمدی نژاد با مستحکم شدن جایگاهم در بین روشنفکران وطنی و غیر وطنی در راستای ادامه سیر صعود به قله های روشنفکری اصل عدم پاسخگویی را هم به آن اضافه نموده فلذا از پاسخ به شبهات و موارد مطروحه نظیر تخم مرغ یا حتی شتر مرغ و کمکهای دولت به حزب الله لبنان این انسانهای ملعون خداوند حتی الامکان خود داری می نمایم چون طبق تحقیقات به عمل آمده در سال 82 اصل روشنفکری در سال پاسخگویی بر عدم پاسخگویی بود در ضمن در دادگاه تفتیش عقاید روشنفکری سوگند یاد می کنم که احمدی نژاد بد و تروریست بوده و همه حامیان ایشان چوپان و بیسواد و چماق به دست می باشند و در محضر روزانه سوگند یاد می کنم هر چه بلا بر سر این ملت و حتی ملتهای دیگر می رود مسبب آن احمدی نژاد بوده و همه مشکلات مملکت از فقر و تورم و مشکلات راه ها و تصادفات و دختران فراری و بیکاری و ...همه با ورود احمدی نژاد متولد شده اند و یاد آور می شوم متنی که در ادامه می آید مربوط به آقازاده احمدی نژاد است و باقی سیاسیون جناح های چپ و راست و وسط همگی از پدیده آقازاده مبرا می باشند.

اما آقازاده::::::: سلام.
سلام عليكم
خيلي طول كشيد تا خدمتتان رسيديم.
اگه حاج آقا سفارشت رو نمي كرد. نتيجه ات هم خدمتمون نمي رسيد.
نظر لطفتان بود. خُب، مي شود خودتان را معرفي كنيد.
آقازاده صدام كن.
به به پس شما پسر آقاي آقازاده، رييس سازمان انرژي اتمي هستيد؟
نخير. من همچين حرفي نزدم. فقط آقازاده ام.
وجه تسميه شما چيست؟ يعني يک نفر که آقا بودند شما را به دنيا آوردند؟
نه بابا. من رو مامانم به دنيا آورد ولي چون هميشه زير سايه بابام بودم چه از جهت مالي و چه معنوي و چه اعتباري به همين خاطر مي گن آقازاده.
مي توانم بپرسم اسم پدرتان چيست؟
بله مي توني.
اسم پدرتان چيست؟
به تو چه؟ نبايد پا تو از گليمت بيشتر دراز كني.
بله متوجه شدم! آيا شما را همه مي شناسند؟
خودم رو نه، ولي بابام رو چرا. من رو نشناسند بهتره ولي همه بايد بابام رو بشناسند وگرنه كارهام به بن بست مي خوره.
تا حالا شده است که از اسم پدرتان براي مقاصد شخصي تان سو استفاده كنيد؟
عمرا. فقط از اسم بابام، استفاده كردم.
تا حالا شده است كسي پايش را توي كفش شما بكند؟
بله، يه چند نفري بودند كه وقتي كفشم رو بهشون دادم پشيمون شدند. (صورتش را كمي به من نزديك كرد و آهسته گفت) راستش رو بخواي كفش من يه كمي بو مي ده.
پدر شما هم آقازاده بودند؟
نخير، ايشون، اول، آقا هم نبودند. بعدا آقا شدند.
منظورتان اين است كه تغيير جنسيت دادند؟
تو چقدر خنگي، البته تقصير خودت نيست خيلي‌ها اينطوري اند. منظورم اينه كه ايشون اول يه آدم عادي بودند و بعد آقا شدند و بعدتر من به دنيا اومدم و آقازاده شدم.
فهميدم، پس شما قائل به اين هستيد كه انسانها سه دسته اند: مردم عادي، آقا، آقازاده.؟
نه بابا، انسانها همشون چهار دسته اند: مردم عادي، آقا، آقازاده و خانم ها.
پس با اين اوصاف خانم ها نمي توانند آقا شوند؟
فقط مي تونند آقازاده باشند. آقا شدنشون هم يد بيضا مي خواد كه نيست.
آيا شما دوست داريد آقا شويد؟
مگه مرض دارم كه خودم رو تو هچل بندازم. دارم راحت زندگيم رو مي كنم. اونطوري، همه مي فهمند كه من كي هستم.
الان هم كه همه شما را مي شناسند.
نه، همه بابام رو مي شناسند. اگر من رو مي شناختند كه كارم زار بود. پدرم را در مي‌آوردند.
پس شما چطور كارهايتان راحت راه مي افتد و هر مجوزي كه بخواهيد مي گيريد؟
وقتي كاري برام پيش مي آد، به سازمان مربوطه اش مراجعه مي كنم و پيش رييسش مي رم و مي گم آقازاده هستم و كارم راه مي افته.
پس ميشناسنتان كه كارتان را راه مي اندازند؟ اسم اين پارتي بازي نيست؟
من رو كه نمي شناسند، بابام رو مي شناسند. بذاريد يه مثال بزنم. اگه يه بنده خدايي بياد پيش شما و بگه تو رو خدا كارم رو راه بنداز. اگه بتونيد انجام مي ديد و هر كاري از دستتون بر مي آد براش مي کنيد. درسته؟
بله، حتما.
باريك الله. من هم همين كار رو مي كنم. اول مي رم پيش كسي كه همه كاري ازش بر بياد و بعدش به جاي اينكه از خدا و پيغمبر مايه بذارم، صادقانه فقط اسم بابام رو مي گم و اون انجامش مي ده.
پسر شما هم آقازده مي شود؟
اگر عرضه شو داشته باشه و بدونه كجا و كي از اسامي بطور صحيح استفاده كنه و شانس باهاش يار باشه، آره. كلا ما آقازاده ها استادِ بازي اسم و فاميليم. كارمون رو خوب بلديم.
آيا از آقازاده بودنتان راضي هستيد؟
بله ولي مسئوليت سختيه و دقيق و ظريف.
براي باقي آقازاده ها توصيه اي نداريد؟
بهشون سلام ميدم و توصيه مي كنم از اين نعمتي كه دارند حداكثر استفاده رو بكنن چون سي چهل نفر بيشتر تو مملكت اين پست رو ندارند و استفاده مفيد نکردن از اون كفران نعمته و بايد جواب پس بدن.
عامل موفقيتتان را چه مي دانيد؟
يك كلام والسلام: بابام.
ممنون از اينكه وقت داديد. فقط حالا كه مصاحبه تموم شد. ببخشيد آقازاده، خونمون يه قناصي داره كه كلي واسم آب مي خوره. مي شه يه لطفي كنيد، دستور بديد يا يكي رو ....
مي دونيد كه من از پارتي بازي و اين حرفها بدم مي آد. اصلا كسي من رو نمي شناسه. خانم منشي اين آقا رو راهنمايي كنيد بيرون.
همان خانم وجيهه اي كه قبلتر گفتم آمد و در را به نشانه اينكه من بيرون بروم باز گذاشت و من دست خالي و دست از پا درازتر آمدم بيرون. حيف آن همه پيگيري و تلفن زدن ها. خدايا شكرت
به نقل از سايت لوح louh.com

 

 

daneshjou2001@yahoo.co.in

تکراری شدی دیگه

قبل از هر چیز سلام
منظورم چیه ؟ با کی هستم ؟ صبر کنید می فهمید ؟
راستی یه چند وقتی نبودم در گیر ترجمه برای یکی از اساتید بودم بگذریم
جونم واستون بگه که این بهونه قدیمی دیگه خیلی وقته تکراری شده برامون که آقا اجازه نامردیه اینا تقلب کردن آقا ما مامانمونو میخوایم !! آخه هر چیزی یه تاریخ مصرفی داره عزیز من این که بعضیا !!!! مینوسن کلی صندوق رای رو خودم دیدم سر چارراه داشتن میدویدن یا از ین اباطیل دیگه واقعا قدیمی شده من دورانی که سوسول گرا بودم ( یه چیز تو مایه های 15 سال پیش ) از این بهونه ها میاوردم یا وقتی استقلال میباخت یه بهونه هائی در میوردیم که به عقل جن هم نمیرسید اما اینا دیگه همش قدیمی شده . اما البته و متاسفانه هستند کسانی که از این بهونه استفاده میکنن و هستند کسانی که راحت باور میکنن .
بچه ها نمیخوام به کسی توهین کنم که شعور افراد جامعه ما کمه اما آدم یه چیزائی میبینه گریش میگیره نمیخوام معطلتون کنم یه عکسی هست تو بعضی از سایتای سرگرمی از عوارض قزوین که بالاش نوشتن از خم شدن برای برداشتن بلیط اکیدن خودداری کنید تو سایت ( جائی که دانشجویان اینترنت کار میکنن ما بهش میگیم سایت اسمشو نمیدونم چیه ) 5 نفر دانشجو داشتن با هم این عکسو میدیدن که بین دو نفرشون در مورد واقعی بودن این عکس اختلاف در گرفت و در نهایت یکیشون بقیه رو راضی کرد که این عکس واقعیه بله متاسفانه ما این طور آدمائی رو هم داریم و بعضیا !!!! رو همین افراد سرمایه گذاری میکنن و موفق هم هستن !!
نمیدونم دوم خردادی ها چقدر حرف همدیگه رو قبول دارن تا بتونم با سندیت نوشته و بهونه های چند نفر از اونا این موضوع رو بررسی کنم
یه نکته ای که واضحه اینه که تا حالا هر نوع مدیریتی که امکان داشت در ایران بر پا بشه ( تقریبا ) بر پا شده مگر مدیریت ضد انقلابان اپوزیسیون که امیدوارم نشه و همه اینا هم تا حالا مجری یه انتخاباتی بودن و در هر دوره هم آه عده ای بلند بود که حق ما رو خوردن . پسر خوب 22 ملیونی که جناب خاتمی رای آورد در دوران محافظه کاران بود ( نمیخوام بگ تقلب نشده که نمیدونم اما بعید میدونم تقلب ها تاثیر گذار باشن نمونش این که در انتخابات اخیر من به جای یه آدم بی سواد رای دادم و بهم گفت به هر کی دلت میخواد را بده از قیافم معلوم بود آدم حسابیم به آدمای درست درمون رای میدم به هر حال این کار غیر قانونیه و تقلب حساب میشه اما به هر حال تاثیر گذار نیست بقیه روش ها رو هم که من بلد نیستم از بقیه بپرسید ) اون 17 ملیونی هم که احمدی نژاد رای آورد در دوره اصلاح طلبان بود و باز هم نمیگم تقلب شده چون نمیدونم و جالب اینجاست که در هر دوره مجریان انتخاباتی در اواخر دوران مدیریتشون بر جامعه شاهد امدن عده جدیدی بر مسند قدرت بودند و هیش کاری هم نمیتونستن بکنن اگه میتونستن که دریغ نمیکردن !!! دوستان عزیز در کمتر انتخاباتی پیش میاد که تقلب نشه اما انصاف هم چیز خوبیه اون رگ ورلمبیده جناب هاشمی یا قیافه ناراحت و خواب الود شیخ اصلاحات که بعد از خواب فهمید یه اتفاقاتی افتاده اینا همش نشون از ظرفیت افراده که چقدر تحمل باخت رو دارن البته شعار همه خدمته و اگه من رای نیاوردم خوب یه نفر دیگه اما واقعیت طور دیگه ایه ، این عصبانیت میزان علاقه به خدمتو نشون میده .
نمیدونم این اخبار محرمانه چطور به دست بعضیا !!!!میرسه که نتایج کلا به نفع اصلاح طلبا بود اما واقعا این حرف خنده دار بود برای من یکی شما رو نمیدونم . چند تا همایش براتون نام ببرم که بزرگان اصلاحات دور هم جمع شدن که بابا ما زبون ملتو در بعضی مواقع نفهمیدیم تازه بعضیاشون به زبون بی زبونی گفتن که این پوپولیسم هم چیز بدی نیست ها و کلی تصمیمات کبری که اگر این دفعه به قدرت رسیدن دیگه از اون کارای بدبد نکنن اما این بعضیا !!! هنوز تو خواب زمستانی تشریف دارن . پسر خوب اونا خودشون به اشتباهاتشون پی بردن اما شما هنوز همون یه پا رو داری . بگذریم بعضیا زده خدائی هستن من هم قصد زدن ندارم فق میخواشتم که حرفمو زده باشم تا بقیه راحت تر قضاوت کنن .
نمیدونم این چه رسمیه که هر بار یکی از دوستای دوم خردادی ما ایمیل میفرسته برای پر کردن ایمیل خودش همه انتقادات قبلی رو هم روی دایره میاره بابا قضیه شلاق زدن جوونا اگه قابل مطرح شدن باشه که هست جاش تو قضیه انتخابات و تقلب در انتخابات نیست من که با ایمیل بعضیا اول یه دل سیر میخندم و بعد میشینم یه گوشه به حال بعضیا !!!! تاسف میخورم . دیگه انتخابات چه ربطی به سفرهای استان داره چه ربطی به نیویورک داره چه ربطی به نامه آق محمود داره البته قبول دارم که فضای سیاسی بعد از دوم خرداد برای انتقاد باز تر شد اما باز چه ربطی به تقلب داره اگه این بعضیا میان هر روز منتور بندازن که امروز حقمونو ادا کردیم بابا ما قبول داریم هر روز برمیداریم ایمیلای قبلیتونو دوباره میخونیم این جوری هزینه شما هم پائین میاد
دوم خردادی عزیز اگه رئیس جمهور ما زا روی خیک حرف میزنه و به نظر شما دو نوع حرف زدن هست که ایشان سومی رو انتخاب کردن عزیز من به نر شما نوع حرف زدن شما از کدوم نوعه نمیخوام توهین کنم اما همیه گفتم و الان هم میگم که اصلا علمی صحبت نمیکنی ( البته خودم هم یه همچین ادعائی ندارم اما شما که خوب حرف شکمی رو از حرف منطقی تشخیص میدید شما دیگه چرا ؟ ) همین ایمیل آخرتون چه منطقی رو از ابتدا تا انتها دنبال میکرد و یه فرد عادی از خواندن این ایمیل غیر از تخریب کلی از افراد چی دیگه ای دستگیرش میشه ؟ دوست عزیز حرفی شکمی نیست که یه شروع خوب یه استدلال عالی و یه نتیجه گیری عالی تر تهش داشته باشه من که از حرفای شما این چیزا رو برداشت نکردم البته اگر هدفتون تخریب بود بهتون تبریک میگم تونستید این کارو بکنید البته نه خیلی خوب چون هنوز جای کار دارید تا یه تخریبچی واقعی بشید برای آموزش هم که میدونید به کجا مراجعه کنید !! اصول گراها ؟ نه بابا همون اپوریسون ها خیلی خوبن از میون همشون هخا رو توصیه میکنم واقعا آدم از شنیدن صحبتاش مخصوصا وقتی در مورد انتخابات ایران صحبت میکنه لذت میبره شما هم با کمی تلاش و پشتکار میتونید یعنی ایرانی میتونه ( این جا عمیقا تاراحتم که چرا باید برای صحبت با بعضیا به طعنه ، کنایه ، مسخره کردن رو بیارم چون برای خودم ارزش بالائی قائلم و دوست ندارم برای جواب دادن به بعضیا !!!! از روش خودشون استفاده کنم اما چه کنم که هر چی از بعضیا !!!! خواستم که روششونو عوض کنن فایده نداشت که نداشت و هر وقت بعضیا !!! روششونو عوض کردن قول میدم خواستشونو اجابت کنم در مورد یکی از نتایج سفرهای استانی البته بعید میدونم کار به اون جاها بکشه .
اصلا دوست ندارم حرفام از هر دری سخنی باشه اما چاره چیه فقط یه چیزی بگم که ته دلم مونده بود و شاید بعد تر ها بشتر در موردش صحبت کردم ، دوستان اگه میتونن به آرشیو بعضی روزنامه های دوران طلائی اصلاحات مراجعه کنن و با دقت مطالبشو بخونن نمیگم چی نوشته بود که مجبور میشم یه سریال جدید رو کلید بزنم و الان متاسفانه اصلا وقت ندارم چون پایان ترمام شروع شده و وقتش نیست اما مطالب چاپ شده در بعضی ار شماره ها واقعا برای ما مسلمونا خجالت آوره . یه چیز تو مایه های اون حقوق زن که قرار بود به مجلس بیاد و زنان بتونن مثل مردان با چند نفر ازد.اج کنن ، البته بعضیا !!!! ( هم دخترای گروه و هم پسرا ) نشون دادن که خیلی با این قضیه مشکل ندارن اما اون بعضیا حوشبختانه هم کمن و هم .... بی خیال بابا خون خودتونو کثیف نکنید چی کار دارید که بلند بگید غلط کردن اشکال به اسلام میگیرن ، اول حرفام که گفتم ایم بعضیا زده حدائی هستن لازم نیست بیشتر بخورن
از صدا و سیما هم به خاطر نشر اکاذیب که یه عده سیاه لشکر رو فرستاده نقاط برفی تو صف 20 متری وایسن که ما مثلا میخوایم رای بدیم شکایت میکنم خدا الهی به زمین گرم بنشونتتون ننه الهی جز جگر بزنی ننه . همین

 

 

afagh_m51@yahoo.com

THE BUTTERFLY AND THE COCOON
پیله و پروانه

A small crack appeared on a cocoon
روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد

A man sat for hours and watched carefully the struggle
of the butterfly to get out of that small crack of cocoon.
شخصی نشست و ساعتها تقلای پروانه برای بیرون آمدن ار سوراخ کوچک پیله را تماشا کرد

Then the butterfly stopped striving it seemed that she was
exhausted and couldn't go on trying.
آن گاه تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده
و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد

The man decided to help the poor creature.
He widened the crack by scissors.
the buterfly came out of cocoon easily, but
her budy was tiny and her wings were wrinkled.
آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کند و با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد
پروانه به راحتی از پیله خارج شد، اما جثه اش ضعیف و بالهایش پروکیده بودند

The man continued watching the butterfly.
He expected to see her wings become expanded to protect her body.
But it didn't happen!
آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد
او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود و از جثۀ او محافظت کند
! اما چنین نشد

As a matter of fact, the butterfly had to crowl
on the ground for the rest of her life, for she could never fly.
در واقع پروانه ناچار شد همۀ عمر را روی زمین بخزد و هرگز نتوانست با بالهایش پرواز کند

The kind man didn't realize that God had arranged the limitation of cocoon,
and the struggle for butterfly to get out of it, so that a certain fluid
could be discharged from her body to enable her to fly afterward.
آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را
خدا برای پروانه قرار داده بود، تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود
و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد

Sometime struggling is the only thing we need to do.
گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم

If God had provided us with on easy life to live without any difficults,
then we became paralysed, couldn't become stronge,
and could not fly.
اگر خداوند مقرر می کرد بدون هیچ مشگلی زندگی کنیم، فلج می شدیم
به اندازۀ کافی قوی نمی شدیم و هرگز نمی توانستیم پرواز کنیم

I asked for strenght, and
He provided me with enough difficulties to become srtong.
I asked for knowledge and
He provided me with problems to solve.
من نیرو خواستم و خداوند مشگلاتی سر راهم قرار داد، تا قوی شوم
من دانش خواستم و خداوند مسائلی برای حل کردن به من داد

I asked asked for prosperting and promotion, and
He provided me with ability to think and hands to work.
I asked for bravery, and
He provided me with obstacles to overcome.
من سعادت و ترقی خواستم و خداوند به من قدرت تفکر و زور بازو داد تا کار کنم
من شهامت خواستم و خداوند موانعی سر راهم قرار داد، تا آنها را از میان بردارم

I asked for motivation, and
He showed me people who needed help.
I asked for love and
He provided me with opportunity to give love to others.
من انگیزه خواستم و خداوند کسانی را به من نشان داد که نیازمند کمک بودند
من محبت خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به دیگران محبت کنم

I didn't get what I wanted...
but
I was provided with what I needed.
... من به آنچه خواستم نرسیدم
اما
آنچه نیاز داشتم، به من داده شد

Don't worry, fight with difficulties and
be sure that you can prevail over them.
نترس، با مشکلات مبارزه کن و بدان که می توانی بر آنها غلبه کنی


از کتاب پیله و پروانه
پرستو ابراهیمی

 

 

hussein_rfa@yahoo.com

چاره‌اي جز هسته‌اي شدن نداريم
غير از انرژي، امنيت ما نيز به اين مسئله گره خورده است.

تحريم اقتصادي چيزي نيست كه بتواند ايران را دچار مشكلات حاد كند اما تبليغات و بزرگ‌نمايي كه همراه با تحريم وارد كشور مي‌شود، ممكن است اهداف صادركنندگان قطعنامه را اجرايي كند؛ يعني ممكن است آن‌قدر فشار رواني به مردم وارد شود كه مخالفت‌هايي از سوي برخي اقشار با اين مسئله صورت گيرد. به همين منظور لازم است كه مسئولان جمهوري اسلامي مردم را از ماهيت اين تحريم‌ها مطلع كنند و در جريان واقعيات بگذارند
به گزارش فارس، ابومحمد عسگرخاني به دعوت دانشگاه امام صادق شب گذشته در اين دانشگاه حاضر شد و به تشريح قطعنامه 1737، چگونگي مواجهه دولتمردان با اين قطعنامه و لزوم افزايش كيفيت و كميت ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران پرداخت.
اين استاد روابط بين‌الملل دانشگاه يادآور شد: من طي سال‌هاي گذشته پيش‌بيني‌هايي درخصوص وقايع مختلف سياسي انجام دادم و تاكنون تقريباً همه آن‌ها به حقيقت پيوسته است. درخصوص بحران بالكان، حمله آمريكا به افغانستان و حمله آمريكا به عراق سال‌ها قبل از وقوع آن پيش‌بيني كرده ‌بودم و جالب اينكه وقتي در وزارت امور خارجه مطرح مي‌كردم كه آمريكا به افغانستان حمله خواهد كرد، نظريه‌ام مورد تمسخر واقع مي‌شد.
وي با بيان اينكه پيروزي احمدي‌نژاد در انتخابات را نيز قبل از برگزاري دور اول انتخابات پيش‌بيني كرده است، تصريح كرد: الان هم مطمئن هستم كه ايران، هسته‌اي خواهد شد و در ليست كشورهاي هسته‌اي قرار خواهد گرفت، اما يك نكته بسيار مهم وجود دارد و آن در جريان قرار دادن مردم ايران درخصوص ماهيت تحريم‌هاي پيش‌بيني شده شوراي امنيت است.
عسگرخاني درخصوص قطعنامه اخير شوراي امنيت عليه ايران اظهار داشت: اين قطعنامه اگرچه به لحاظ اقتصادي اهميت ندارد، اما شروع يك بدعت و حاصل دو دهه تلاش رسمي كشورهاي داراي تسليحات عليه كشورهاي ندار است و ممكن است به قطعنامه‌هاي سخت‌تري تبديل شود.
اين استاد دانشگاه تهران ادامه داد: درصورت بي‌اعتنايي به قطعنامه 1737 قطعنامه‌هاي بعدي صادر خواهد شد كه بر اساس بند 41 فصل 7 منشور ملل است و به اين معني خواهد بود كه درخصوص تحريم يا اقدام نظامي عليه ايران تصميم‌گيري مي‌كنند كه البته اثر تبليغاتي اين قطعنامه‌ها بسيار بيشتر از واقعيت خود قطعنامه است.
وي با بيان اينكه ممكن است نظر به اين قطعنامه، كميته‌اي تشكيل شود كه به صورت تخصصي به مسدود كردن اموال شركت‌ها و افراد بپردازد، تصريح كرد: در اين ميان ممكن است حتي 70 تا 80 نفر از فيزيكدانان يا حتي تجار ايراني هم بنا به تفسيري كه از قطعنامه مي‌شود، اموالشان مسدود شود و يا حتي مورد بازجويي قرار گيرند.
به گفته عسگرخاني، ابراز اين مطلب كه قطعنامه غيرقانوني، بي‌خطر، بي‌فايده، يا ضعيف است، مشكلي را حل نمي‌كند بلكه بايستي به طور واقعي مردم را در جريان قرار داد كه تحريم چيست و شوراي امنيت چه اهدافي را از تحريم دنبال مي‌كند. بايد به مردم گفته شود كه ما چاره‌اي جز هسته‌اي شدن نداريم؛ چرا كه غير از انرژي، امنيت ما نيز به اين مسئله گره خورده است.
اين استاد روابط بين‌الملل دانشگاه تهران با بيان اينكه اين قطعنامه راه بازگشت را نيز براي ايران گذاشته است، اظهار داشت: اما اين راه بازگشت منوط به تعليق كامل فعاليت‌هاي هسته‌اي شده است و هدف كشورهاي غربي هم به اين سمت است كه براي هميشه به صورت كامل فعاليت‌ هسته‌اي ايران را متوقف كنند.
وي با تاكيد بر اينكه ابعاد رواني اين قطعنامه‌ها بسيار بيشتر از اهداف اقتصادي آن است، اظهار داشت: تحريم اقتصادي چيزي نيست كه بتواند ايران را دچار مشكلات حاد كند اما تبليغات و بزرگ‌نمايي كه همراه با تحريم وارد كشور مي‌شود، ممكن است اهداف صادركنندگان قطعنامه را اجرايي كند؛ يعني ممكن است آن‌قدر فشار رواني به مردم وارد شود كه مخالفت‌هايي از سوي برخي اقشار با اين مسئله صورت گيرد. به همين منظور لازم است كه مسئولان جمهوري اسلامي مردم را از ماهيت اين تحريم‌ها مطلع كنند و در جريان واقعيات بگذارند.
اين كارشناس مسايل خلع‌سلاح با بيان اينكه غربي‌ها در صورت عقب‌نشيني مقامات ايران از بحث هسته‌اي به توقف فعاليت‌هاي هسته‌اي هم رضايت نخواهند داد، يادآور شد: درصورتي كه به فرض، ايران در بحث هسته‌اي از مواضع عقب‌نشيني كنند، اين بار كشورهاي غربي از جايگاهي پيروز مسائلي چون تروريسم، حقوق بشر و قوميت‌ها را مطرح مي‌كنند.
عسگرخاني با بيان اينكه هدف غرب از فشار بر ايران به تغيير رژيم سياسي خلاصه نمي‌شود، خاطر نشان كرد:‌ من تاسف مي‌خورم كه اپوزيسيون چه در خارج و چه در داخل، سلطنت‌طلب‌ها، جبهه‌ملي، نهضت‌آزادي، بعضي از اصلاح‌طلب‌ها و حتي برخي از راستي‌ها كه اصلاً رهيافت نظري به تحولات بين‌الملل ندارند، تصور مي‌كنند كه هدف آمريكا تغيير رژيم است و مثلاً اگر پسر شاه يا نهضت آزادي‌ها در ايران به حكومت برسند، مشكلات حل مي‌شود؛ در صورتي كه آمريكا ديگر نيازي به قدرت منطقه‌اي ندارد.
به گفته اين استاد روابط بين‌الملل، غربي‌ها در صددند حكومت جهاني را بر چهار اصل «قدرت اجباري، استفاده از قدرت نهادها، قدرت ساختاري و قدرت توليدي» ايجاد كنند. آنها مي‌خواهند ايران را تجزيه كنند، از قم يك واتيكان بسازند، چند استان نفت‌خيز را به دست خود بگيرند و بقيه استان‌ها را به حال خود رها كنند كه بر اين اساس، قوميت‌ها خود كنفدراسيون‌هايي تشكيل دهند و به اين صورت، ايران را تجزيه كنند؛ همان طور كه درصدند اين بلا را بر سر عراق هم بياورند.
وي با بيان اينكه حقايق روابط بين‌الملل بايستي به مردم كشورمان گفته شود و مردم در جريان اهداف قدرت‌هاي هسته‌اي قرار گيرند، تصريح كرد: اگرچه بحث تحريم مشكلاتي را براي هر كشوري ايجاد مي‌كند، اما در مقابل، هسته‌اي شدن ايران معادلات را به كلي عوض خواهد كرد.
اين كارشناس مسائل خلع سلاح با اشاره به لزوم تسريع در فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران خاطرنشان كرد: اگر مقامات ايران فاصله كمي تا تكميل پروژه هسته‌اي ايران دارند، بايستي آن را اعلام كنند؛ چرا كه خود اين مسئله بازدارنده است.
عسگرخاني با اشاره به اعتراضات خود در دهه‌هاي گذشته، به قرار گرفتن ديپلماسي ايراني در مسير اهداف قدرت‌هاي هسته‌اي خاطرنشان كرد: اگر 4 سال قبل چنين مواضعي اتخاذ مي‌كرديم، اكنون اين مشكلات را نداشتيم؛ چرا تعليق را پذيرفتيم و چرا پيشنهاد داديم با سه كشور اروپايي انگليس، فرانسه و آلمان مي‌خواهيم مذاكره كنيم؟ به خاطر همين بوده كه ديگر نمي‌توان پاي اين سه كشور زياده‌خواه را از پرونده هسته‌اي بيرون كشيد.
وي تصريح كرد: چرا زماني كه فرانسه و چين در پيوستن به CTBT ترديد داشتند، ما پرچم را بلند كرديم و به آن‌ها هم پيشنهاد داديم كه همگي به CTBT - اين معاهده مداخله‌كننده در امور داخلي كشورها- بپيونديم؟ ما آهسته آهسته به داخل گرداب اين معاهدات رفتيم و امنيت خود را توسط اين معاهدات به دست غربي‌ها سپرديم.
اين استاد دانشگاه تهران افزود: من خودم در غرب تحصيل كرده‌ام و مي‌ديدم كه وقتي بحث اين گونه معاهدات را مطرح مي‌كنند، در حقيقت هدف نهايي آنها چيست. به وضوح اعلام مي‌كردند كه هدف از اين معاهدات، شكستن ساختار حكومت كشورهاست.
عسگرخاني با بيان اينكه سياست‌هاي كوتاه آمدن ايران طي سال‌هاي گذشته در مقابل دولت‌هاي غربي فقط به نفع غربي‌ها تمام شده است، اظهار داشت: در مجلس پنجم نامه‌هايي به نمايندگان نوشتم و به آنها درخصوص ماهيت واقعي CTBT توضيح دادم. همان زمان فردي با نام «محمود مهدي‌سلطاني» كه سابق بر اين ديپلمات مطرحي در وزارت امور خارجه بود، با من تماس گرفت و گفت كه او هم در وزارت امور خارجه در حال معرفي ماهيت واقعي اين پيمان‌نامه‌هاست. با هم پيوند همكاري بستيم و ايشان درون وزارت خارجه و من بيرون و در دانشگاه‌ها در خصوص CTBT افشاگري كرديم. ايشان تلاش‌هاي بسياري انجام داد و با نام مستعار در مطبوعات مقاله‌هاي بسيار موثري منتشر كرد. براي من جاي تعجب است كه چرا ايشان بعد از اين اقدامات كه به نفع مصالح كشور بود، مجبور به خانه‌نشيني شد، در حالي كه يكي از متخصص‌ترين افراد در امور خلع سلاح در وزارت خارجه است و پايه‌گذار ادبيات خلع سلاح با رويكرد ضد استعماري در اين وزارتخانه بوده است.
وي با اشاره به تحقيقات خود درخصوص گروهي موسوم به « باند نيويورك » در وزارت امور خارجه خاطرنشان كرد: بعد از 3 سال اول دوران آقاي خاتمي، مركز پژوهش‌هاي مجلس به ارزيابي وزارتخانه‌ها پرداخت و قرعه پروژه بررسي وزارت امور خارجه به من افتاد. من به لحاظ ارتباط نزديكي كه با پرسنل وزارت امور خارجه داشتم و افراد زيادي از آنها زماني دانشجويانم بودند، تحقيقات زيادي از پرسنل وزارت خارجه كردم و متوجه شدم تعدادي از ديپلمات‌هاي اين وزارتخانه كه در نيويورك تحصيل كرده بودند و در همانجا كار مي‌كردند، محدوده‌اي انحصاري براي خود ايجاد كرده بودند كه منافعشان به هم گره خورده بود؛ به طوري كه تمام ماموريت‌ها به كشورهاي اروپايي، ژنو، نيويورك و ... انحصاري شده بود و بين اين افراد مي‌چرخيد.
عسگرخاني افزود: من از انجام اين تحقيق قصد توهين نداشتم، اما اين مسئله‌اي بود كه بخش عمده‌اي از پرسنل وزارت خارجه را رنج مي‌داد. جالب اين كه در بحث هسته‌اي هم اين گروه در تصميم‌گيري‌ها و اجراي ديپلماسي حضور داشتند و ضربه‌هاي بدي از جمله تمديد نامحدود NPT، امضاي CTBT، روشن كردن دستگاه‌هاي لرزه‌نگار در ايران بدون اجازه مجلس و كنوانسيون رامسر داشتند كه از نتايج همين كنوانسيون، اين است كه قطعنامه 1737 درخصوص تجهيزات موشكي ايران هم اظهار نظر كرده است.
وي با بيان اين كه نتايج اين تحقيق از سوي مقامات مربوطه سرپوش گذاشته شد، اظهار داشت: بعد از ظهر يك پنجشنب، درست در حالي كه به شدت از اين مسئله ناراحت بودم، از خبرگزاري ايسنا با من تماس گرفتند و من حقايق باند نيويورك را براي اولين بار مطرح كردم. صبح شنبه اين مسئله در تمام روزنامه‌ها منتشر شد و كار به جايي رسيد كه آقاي خرازي ديدارش با سفير بلژيك را به زمان ديگري موكول كرد تا به اين مسئله رسيدگي كند. به خاطر همين تحقيق، سمت استادي در دانشكده وزارت امور خارجه از من گرفته شد و برخوردهاي بدي با من صورت گرفت.
عسگرخاني ادامه داد: با آمدن آقاي احمدي‌نژاد تعدادي از افراد اين باند از وزارت خارجه كناره‌گيري كردند يا مرخصي‌هاي بدون حقوق گرفتند تا بتوانند دوباره در دولت‌هاي بعدي بازگردند اما هنوز محوريت اين گروه در وزارت خارجه احساس مي‌شود.
وي با بيان اين كه اثبات خيانت يك فرد مسئله بسيار سنگيني است، افزود: من به هيچ وجه قصد اتهام زدن كسي به خيانت را ندارم اما ادعاي خود را در اين خصوص كه در اين افراد جهل و بي‌سوادي وجود داشته است، درست مي‌دانم و معتقدم كه آن‌ها تئوريسين بودند؛ در حالي كه حقوق بين‌المللي كنترل تسليحات را نمي‌دانستند.

 

 

Aliakbar_313@yahoo.com

با کاروان حسيني
كوفه در دوران مسلم بن عقيل

در آغـاز يـادآور مـى شـود كـه مـتـون تـاريـخ ، روز قـيـام مـسـلم بـن عـقـيـل را در كـوفـه بـه اخـتـلاف نـقـل كـرده انـد كـه عـمـده اش مـوارد ذيل است .
1 ـ قـيـام مـسـلم بـن عـقـيـل در كـوفـه روز سـه شـنـبـه ، هـشـت روز گـذشـتـه از ذى حـجـّه سـال شـصـتـم هـجـرى و قـتـل وى روز چـهار شنبه ، نه روز گذشته از اين ماه ، يعنى روز عرفه بود.
2 ـ قـيـام مـسـلم بـن عـقـيـل در كـوفـه هـشـت شـب گـذشـتـه از ذى حـجـّه سال شصت و به قولى نه شب گذشته از اين ماه بود.
3 ـ مسلم ، هشت روز گذشته از ذى حجّه ، يك روز پس از حركت امام حسين (ع ) و به قولى در روز حركت آن حضرت به شهادت رسيد.
4 ـ ((و گـفـتـه مـى شـود روز چـهـار شـنـبـه ، هـفـت روز گـذشـتـه سـال شـصـت از روز عـرفـه ، يـك روز پـس از بـيـرون آمـدن حـسـين از مكّه به قصد كوفه .))
5 ـ مـسـلم بـن عـقـيـل در روز سـه شـنـبـه سـه روز گـذشـتـه از ذى حـجـّه سال شصت ، يعنى سالى كه معاويه در آن مرد، به شهادت رسيد.
ارزيابى اين روايات
مـشـهـور و صـحيح آن است كه امام حسين (ع ) در روز سه شنبه ، هشتم ذى حجّه سـال شـصـت مـكـّه را بـه سـوى عـراق تـرك گـفـت . بـنـابـرايـن ، قـول پـنـجـم ، يـعـنى قول دينورى ، بى ارزش است و تنها در صورتى مى تواند درست بـاشد كه به جاى ((سه ))، ((هشت )) باشد. يعنى اين كه (ثلاث )، تصحيفى از (ثمان ) بوده باشد كه وقوع چنين امرى ممكن است .
امـا قـول چـهـارم كـه مـى گـويـد: و گـفـتـه مـى شـود روز چـهـار شـنـبه ، هفت روز گذشته سـال شـصـت از روز عـرفه ، يك روز پس از بيرون آمدن حسين (ع ) از مكّه به قصد كوفه ))، عـلاوه بـر آن كـه دلالت روشـنـى نـدارد، از ظـاهـرش نـيـز پـيـداسـت كـه قـول نـادرى ، اسـت ، مـگـر ايـن كـه بـه جـاى از روز عرفه بگوييم در روز عـرفـه و بـه جـاى هـفـت روز بگوييم نه كه مى شود: روز چهارشنبه نه روز گذشته در سال شصت ، در روز عرفه ، يك روز پس از خروج حسين (ع ) از مكّه به مقصد كوفه .
چنين تصحيفى ممكن است و از اين موارد بسيار اتفاق مى افتد.
قـول سـوم نـيـز از پايه غلط است ، زيرا مى گويد كه امام روز هفتم ذى حجّه بيرون آمد و اين با روايت مشهور صحيح مغايرت دارد.
آنـچـه از مـيـان ايـن اقـوال مـتـعـدّد بـاقـى مـى مـانـد آن قـول اسـت كـه بـا قول مشهور و صحيح يعنى اين كه امام حسين (ع ) در روز ترويه ، روز هشتم ذى حجّه سال شصت هجرى از مكّه به سوى عراق بيرون آمد، مغايرت ندارد.
بـنـابـراين قيام مسلم بن عقيل در كوفه ، روز سه شنبه ، روز ترويه ، روز هشتم ذى حجّه سـال شـصـت هـجـرى و شهادت وى روز چهارشنبه ، نه روز گذشته از آن ماه يعنى در روز عرفه بود، و اين قوى ترين نظريه است .
يـا اين كه قيام وى روز نهم ذى حجّه اين سال بود، كه در نتيجه شهادتش در روز دهـم ايـن مـاه واقـع مـى شـود، يـعـنى روز عيد قربان ؛ و اين ضعيف ترين نظريه است .
اشاره
در ايـن زمـيـنـه يـك مـساءله مهم باقى مى ماند كه بايد به آن اشاره كنيم و آن اين است كه طـبـرى نـقـلى را مى آورد كه مهمّترين وقايع كوفه ، در دوران حضور مسلم در آن شهر، از جـمـله تـصـمـيـم حـكـومت مركزى شام مبنى بر عزل نعمان بن بشير از والى گرى كوفه ؛ تـعـيـيـن عـبـيـداللّه زيـاد بـه جـاى نـعـمـان و مـاجـراهـايـى كـه تـا روز قتل مسلم روى داد، همگى پس از خروج امام (ع ) از مكّه ، يعنى هنگامى كه حضرت در راه عراق بـود، روى داد. طـبرى در داستان مشورت يزيد با سرجون نصرانى درباره تعيين جانشين نعمان مى نويسد: ((يزيد سرجون مسيحى ، غلام معاويه را فراخواند و گفت : حسين رهسپار كـوفـه گشته است و مسم بن عقيل از كوفيان براى او بيعت مى گيرد و شنيده ام كه نعمان در امـر مقابله با حركت مسلم ، ناتوان است و حتى درباره او سخنان ناخوشايندى شنيده ام ـ و سـپـس نـامـه هـاى كوفيان را براى او خواند و پرسيد ـ نظر تو چيست ؟ چه كسى را بر كوفه بگمارم ؟...))
ايـن عـبـارت كـه ((حـسـيـن رهـسـپـار كـوفـه گـشـتـه اسـت )) از اقـوال نـادرست است . زيرا در هيچ يك از منابع تاريخى ديگر كه داستان مشورت يزيد و سـرجـون را نـقـل كـرده انـد، اين عبارت نيامده است . از اين گذشته خود روايت طـبـرى بـه طـور مـرسـل از عـوانـة بـن حـكـم كـه تـمـايـلات عـثـمـانـى داشـت ، نـقـل شـده اسـت ؛ و آن طـور كـه عـقـلانـى در ((لسان الميزان )) نوشته است ، براى بنى اميه جعل خبر مى كرد. به علاوه خود طبرى داستان اين مشورت را در جاى ديگر از عـمـّار دهنى از ابى جعفر نيز نقل كرده است ، ولى اين عبارت يا عبارتى با اين مفهوم در آن ديـده نـمـى شـود. بـلكـه آنـچـه او نـقـل كـرده بـا ايـن عـبـارت در تـعـارض اسـت . مـثـل آنـجـا كـه مـى گـويـد: ((قـيام مسلم بن عـقـيـل در كـوفـه ، روز سـه شـنـبـه ، هـشـت شـب گـذشـتـه از ذى حـجـّه سـال شـصـت بـود...)) يـعـنـى در هـمان روزى كه امام (ع ) از مكّه بيرون آمد. معناى اين سخن اين است كه همه وقايع دوران حضور مسلم در كوفه ، در هنگامى روى داد كه امـام (ع ) در مـكـّه بـود؛ كـه از جـمـله آنها، واقعه عزل نعمان از كوفه و نصب ابن زياد بر عراق بود.
بـنـابراين نمى توان به روايت نادر طبرى اعتماد كرد؛ زيرا با روايت مشهور در تعارض اسـت كه مى گويد: عزل نعمان از ولايت كوفه و تعيين ابن زياد به جاى او در زمانى به انجام رسيد كه امام حسين (ع ) همچنان در مكّه بود و از آن شهر نكوچيده بود.
ابـن عـبـدالبـرّ نـيـز در كـتـاب ((عـقـد الفـريـد)) مـطـلبـى را نـقـل كـرده اسـت كـه شـايـد بـراى بـرخـى ايـن تـوهـّم را پـيـش آورد كـه عـزل نـعـمان از ولايت كوفه و تعيين ابن زياد به جاى او هنگامى انجام شد كه امام (ع ) در راه عراق بود. ابن عبدالبر مى گويد: ((يزيد براى والى خويش در عراق يعنى عبيداللّه زيـاد نـوشت كه حسين به سوى كوفه حركت كرد و از ميان روزگاران ، روزگار تو و از مـيـان شـهـرهـا، شهر تو و از ميان واليان ، تو مبتلا گشته اى ؛ و در اين امتحان يا آزاد مى شوى يا به بندگى باز مى گردى .))
ايـن تـوهـّم از آنـجـا ناشى مى شود كه تصور شده است اين نامه نخستين نامه اى بود كه يزيد به ابن زياد نوشت ؛ يعنى همان نامه اى كه به وى فرمان داد با شتاب هرچه تمام از بـصـره بـه كـوفـه بـرود. حـال آن كـه قـضـيـه ايـن طـور نـيـسـت ، بـه دليل اين عبارت كه مى گويد: ((والى خود در عراق ))، اين نامه غير از آن نامه نخست است . مـفـهـوم اين عبارت آن است كه در آن روز و پيش از آن نامه ، ابن زياد ولايت بصره و كوفه هر دو را با هم داشته است ؛ چرا كه ولايت بر بصره تنها، ولايت بر همه عراق اطلاق نمى شـده اسـت . يـعـقـوبـى نـيـز خـود هـمـيـن نـامـه را بـا عـبـارتـى روشـن تـر نـقـل كـرده اسـت كـه بـه خـوبـى نـشـان مـى دهـد ايـن نـامـه غـيـر از آن نـامـه اول يـزيـد اسـت . او مـى گويد: حسين (ع ) از مكّه رهسپار عراق گشت . يزيد عبيداله زياد را ولايـت داده بـود و بـه او نـوشـت : شـنـيـده ام كـوفـيـان بـه حسين (ع ) نامه نوشته و از او خواسته اند كه نزد آنان برود؛ و او از مكّه به سوى آنها در حركت است . اينك شهر تو از مـيـان شهرها و روزگار تو از ميان روزگاران بدو مبتلا گشته اند، يا او را مى كشى و يا آن كـه بـه نـسـب خـود و بـه پـدرت عـبـيـد بـاز مـى گـردى ، هـشـدار كـه از دسـتـت نرود.)) از اين روايت به خوبى استفاده مى شود كه ابن زياد پيش از آن كه امام حسين (ع ) از مكّه بيرون بيايد، والى كوفه و بصره گرديده بود. يزيد هم اين نامه را هـنگامى به ابن زياد نوشت كه ولايت كوفه را به وى داده بود، نه آن كه با اين نامه ، او را گمارده باشد. دقّت كنيد!
 

فقط 19 روز تا محرم حسين (ع) باقي مانده

 

 

 

Mobin_s2004@yahoo.com

  •  براي دريافت مداوم مجله الکترونيکي «روزانه» بصورت ايميل، مي توانيد عضو گروه اختصاصي «مبين» شود. براي عضو شدن اينجا را کليک کنيد.

  •     دوست عزيزم اگر شما هر مطلب، دل نوشته، شعر، خبر، داستان، جوک و... داري و فکر مي کني براي اعضا گروه جالب باشه را مي توني به آدرس من (mobin_s2004@yahoo.com) بفرستي تا با نام خودت در  بخش از «مطالب ارسالي اعضا» نوشته بشه.

  •    از همه دوستان عزيزي که لطف مي کنند و براي «روزانه» مطلب مي فرستند بينهايت متشکرم. همه ايميلهايي که براي من مي فرستيد به دستم مي رسند و حتما با نام خود شما در «روزانه» نوشته خواهند شد. فقط بخاطر اينکه حجم مطالب ارسالي از طرف اعضا بسيار زياد هست، و از طرفي در نوشتن مطالب (از نظر تعداد) محدوديت دارم، لذا مطالب دريافتي در نوبت قرار گرفته و به مرور نوشته خواهند شد. اين را گفتم تا اگر مطلب شما دوست خوبم با چند روز تاخير نوشته شد، علتش را بدانيد.

  •    منتظر پيشنهادات، نظرات و خدايي نکرده انتقادادتان در مورد مجله الکترونيکي «روزانه» هستم!

  •    دوباره تاکيد مي کنم که هر مطلب و حرفي داشتيد، جون مادر زنتون فقط به آدرس شخصي من ارسال کنيد، مرسي! 

باقي بقايتان!

 

Copyright © 2005-2006  mobin_s2004@yahoo.com
All Right Reserved © www.mobin-group.com

Mobin_s2004@yahoo.com

Mobin_s2004@yahoo.com

 

11 دی / 1 ژانويه / 11 ذی الحجه

Mobin_s2004@yahoo.com
11 دي ماه هجري خورشيدي
Mobin_s2004@yahoo.com
زماني که فعاليت هاي ديپلماتيك شاه عباس شدت گرفت

شاه عباس يكم

شاه عباس يكم

زمستان سال 1002 خورشيدي (ژانويه1624 ميلادي) را زماني نوشته اند كه براي نخستين بار پس از ساسانيان، يك دولت ايراني براي رسيدن به هدفهاي خود راه ديپلماتيك به مفهوم امروز آن در جهان را در پيش گرفت. شاه عباس اول در غرب ايران با مشكل عثماني و در جنوب با دست اندازي اروپائيان به خليج فارس رو به رو بود كه عنصر تازه اي در دنياي مشرق زميني ها بودند. شاه عباس همچنين از ديدار سياحان و سفرنامه نگاران اروپايي از ايران استقبال كرد و سدي در برابر ورود ميسيونهاي مذهبي اروپايي نيز به وجود نياورد. هدف شاه عباس از تشويق سفرنامه نگاران اروپايي به ايران اين بود كه دربازگشت ذهن اروپاييان را نسبت به دولت مذهبي ايران كه در آن ديار شهرت سختگيري نسبت به مسيحيان يافته بود روشن سازند تا وي با فراهم شدن زمينه، برخي از دولتهاي اروپايي را برضد پاره اي ديگر تحريك كند و با خود متحد سازد تا منطقه خليج فارس از نظاميان اروپايي و ناوهاي توپدار آنها پاك شود. به علاوه، شاه عباس تلاش داشت كه به اروپاييان ثابت كند كه عثماني براي آنها خطر است، نه ايران كه رسالتي جز گرد آوردن همه ايرانيان در زير يك پرچم ندارد.
     نقدعلي بيگ و موسي بيگ از جمله سفيران شاه عباس بودند كه در سال 1624 به اروپا فرستاده شدند. سالها پيش از اين، حسينعلي بيگ بيات از جانب شاه عباس به اروپا فرستاده شده بود.
    دولتهاي اسپانيا و پرتغال پس از شکست نظامي پرتغالي ها، چون ياراي ايستادگي نظامي در برابر شاه عباس را در خود نمي ديدند در جريان مذاکره بافرستادگان شاه عياس، فرصت را غنيمت شمرده و در برابر دريافت اجازه صيد صدف در آبهاي بحرين از همه دعاوي خود در خليج فارس دست كشيدند، اما موسي بيگ موفق نشد كه در سال 1625 ميلادي پارلمان هلند را به قبول شرايط مشابهي راضي كند. دولت هلند پيشنهاد موسي بيگ را پذيرفته بود ولي اجراي آن را موكول به تصويب پارلمان كرده بود كه پس از رد آن از سوي پارلمان، موسي بيگ آن را نوعي بازي و كلك اروپايي عنوان داد (ولي دولتهاي دوران قاجارها از اين تجربه موسي بيگ درس نگرفتند).
    در لندن وقتي به نقدعلي اطلاع دادند كه ايران سفير ديگري به نام رابرت شرلي فرستاده است، وي سفارت شرلي را تكذيب كرد و پادشاه انگلستان «دورمركوتون» را از سوي خود به ايران فرستاد تا كسب حقيقت كند كه وي پس از ملاقات با شاه عباس در سال 1626 ميلادي بر اثر سختي راه درگذشت. چند روز پيش از او هم رابرت شرلي كه با برادرش انتوني و 26 انگليسي ديگر در اوايل سال 1598 ميلادي به ايران آمده بودند مرده بود.

 

تصميم غير منتظره شاه در باره بحرين بدون مشورت با ايرانيان!!

شاه سابق كه ديدار رسمي از هند را از 11 دي ماه 1347آغاز كرده بود روز 14 دي (4 ژانويه 1969 ) در يك مصاحبه مطبوعاتي در هند در پاسخ به سئوالي در باره بحرين [ که احتمالا از پيش تعبيه شده بود] ، بادي در غبغب انداخت و بدون اين كه در نظر بگيرد كه پارلمان ايران با حمايت ملت ، بحرين را استان 14 ايران اعلام داشته و شاه مشروطه حق ندارد تصميمي مغاير مصوبه پارلمان و اراده ملت بگيرد گفت كه اگر بحريني ها نمي خواهند با ما باشند ما حرفي نداريم!. رويدادهاي دو دهه آخر قرن 20 در منطقه خليج فارس ثابت كرد كه چه نيرويي پشت اين تصميم شاه بود.
     اعلام چنين مطلب مهمي در يك مصاحبه عمومي آن هم در كشوري ديگر و قرار دادن ملتي باستاني در برابر يك امر انجام شده عملي نابخشودني بشمار رفته است . شاه با بيان اين مطلب كه حق گفتن آن را نداشت دست خود را در برابر« تاريخ » رو كرد و اخرين سنگردفاع از خود را در «دادگاه تاريخ» ويران ساخت.
     اين تصميم «ملوكانه!» به اندازه اي قطعي بود كه از مردم ايران هم [دريک رفراندم] سئوال نشد كه آيا با تصميم شاه كه بر خلاف قانون اساسي و سوگندي كه براي حفظ حدود و ثغور ايران به جاي آورده است موافقنند يا نه !. همان طور كه پيش بيني مي شد ؛ رفراندم تنها در بحرين انجام شد كه دهن كجي به ايرانيان بود . ناسيوناليستهاي ايراني که اين اقدام شاه را محکوم و بي اعتبار اعلام داشتند گفتند که شاه با اين حرکت خود باعث تحقير ايرانيان شده است.
     22 سال بعد، اين عمل شاه يك مشابه به دست آورد و آن، انحلال اتحاد شوروي به تصميم «سه فرد» از جمله يلتسين بود، بدون اين كه در اين زمينه در روسيه رفراندم برگزار شود، و بنابراين تا ابديت جاي اعتراض به انحلال آن اتحاديه باقي مانده است.

 

وقايع جنگ هشت ساله در چنين روزي

11/10/58
راي شوري امنيت به طرح آمريكا مبني بر تحريم اقتصادي عليه ايران (11 راي موافق و 4 راي ممتنع).

11/10/59
گزارشي از عمليات و اقدامات پيشمرگان كرد عراقي در مناطق شاخه ، قلعه ديزه و حاجي عمران عراق .

گزارش خبرنگار آسوشيتدپرس از قصر شيرين : عراقي ها شهر را ويران كرده كسب امتياز در مذاكرات ، قصر شيرين را ميخواهند .

تلگراف آيت ا … منتظري به علماي اهواز درباره كشتار مردم بي دفاع اين شهر توسط ارتش عراق و انتقاد تلويحي از فرماندهي خودي در جنگ و توصيه به روحانيون مزبور كه اوضاع را به رهبر انقلاب و مجلس شوراي اسلامي گزارش كنند كه تا دير نشده براي رفع قواي متجاوز فكري اساسي بشود .

گزارش راديو لندن از پاسخ و توجيهات مقامات انگليسي درباره عدم تحويل ناوهاي خريداري شده از انگليس به ايران.

گزارش هفته نامه ميدل ايست و خبرگزاري روسي تاس از مراحل مقدماتي تشكيل يك اتحاديه امنيتي در خليج فارس با پيشنهاد آمريكا و سعودي .

بر اساس خاطرات پير سالينجر ، امروز آخرين پيشنهادات آمريكائيها توسط واسطه هاي الجزايري به ايران داده شد و ظاهراً توافقي همه جانبه حاصل گرديد .

 

 

 درگذشت گلشن كردستاني شاعر معاصر ايراني

[11 دي 1371] - گلشن كردستاني شاعر معاصر ايراني بدرود حيات گفت او از كودكي به شعر و شاعري علاقه داشت از اين رو پس از تحصيلات متوسطه و عالي در كنار تدريس در شهرهاي مختلف به سرودن شعر پرداخت استاد گلشن كردستاني هشت سال آخر عمرش در مقام كارشناس و مسئول برنامه ريزي زبان و ادب فارسي در دفتر تحقيقات و برنامه ريزي درسي به خدمت مشغول بود او از سال 1356 در كنار ديگر فعاليتهاي خود به تقرير دفتر شعرهايش، و همچنين تحقيق و مطالعه كتابهاي ادبي و تاريخي پرداخت دو مجموعه شعر« تندر و گلبانگ» ازآثار گلشن كردستاني بشمار مي روند.

Mobin_s2004@yahoo.com
1 ژانويه ميلادي
Mobin_s2004@yahoo.com
تقويم نويسان اروپايي و مبدأ تاريخ ميلادي

امروز اول ژانويه و آغاز سال ميلادي تازه است. تقويم نويسهاي اروپايي(مسيحي) در طول زمان براي خود پنج تقويم در نظر گرفتند. كه در همه انها يكم ژانويه نخستين روز سال ميلادي است .
     يكي از اين تقويمها، تقويم ژوليان است كه مبدأ آن سال153 پيش از ميلاد است. ديگري تقويم سزار (اسپانيا) است با مبدأ 38 پيش از ميلاد. مبدأ تاريخ اكسيون سال 30 پيش از ميلاد و مبدأ تقويم پيسا سال يك پيش از ميلاد است و نيز تقويم گريگوري، كه همگي از دوقرن پيش به تدريج تقويم ميلادي يونيورسال را كه مبدأ آن آغاز سال يكم ميلادي است پذيرفته اند و جهاني شده و نيز قرار بر اين شده است كه تاريخ عمومي با آن نوشته شود و سال انعقاد قراردادها و رويدادها به آن تبديل گردد. ذكر تقويم ملي در كنار آن بلا مانع است.
     شوراي عالي مسيحيت در اجلاس خود در شهر رم كه اول ژانويه سال 1622 برگزار شد، «اول ژانويه» را به عنوان نخستين روز سال نو اروپاييان تعيين و اعلام داشت. تا آن زمان ، مقر پاپ 25 مارس (برحسب سال، چهارم و يا پنجم فروردين) آغاز فصل بهار را كه از دير گاه نوروز ميترائيست هاي اروپايي به اقتباس از نوروز ايرانيان بود نخستين روز سال مي دانست و برگزار مي كرد. به عبارت ديگر پاپها از سال 313 ميلادي كه امپراتوران رومي دست از آزار مسيحيان برداشتند تا سال 1622 به مدت بيش از 13 قرن نوروز ايراني را به عنوان آغاز سال نو خود بر گزار مي كردند . نوروز ايراني شامل هفت روز، نه يک روز( روز اول فصل بهار).

 

سالروز پيروزي انقلاب كوبا و آغاز حكومت فيدل كاسترو

كاسترو پس از پيروزي انقلاب، براي مردم كوبا از برنامه هاي خود سخن مي گويد

«باتيستا» كه او را «ديكتاتور كوبا وعامل بيگانه» توصيف كرده اند در آخرين روز سال ميلادي 1958 بر اثر فشار نيروهاي انقلاب به جمهوري دومينيكن فرار كرد و پناهنده اين دولت شد و اول ژانويه سال 1959 فيدل كاسترو رهبر انقلاب، پيروزي آن را اعلام داشت و زمام امور را به دست گرفت.
     كاسترو در نطق اول ژانويه سال 1959 خود گفت كه علاقه مند به حكومت كردن بر كسي نيست؛ تنها به نام مردم كوبا تا زماني كه احساس كند انقلاب، ديگر تهديد نمي شود زمام امور را به دست خواهد داشت. آرزو و هدف او تنها تامين رفاه برابر براي مردم كوبا و بازگرداندن احترام و حيثيت به آنان و اجراي برنامه هاي آموزش و پرورش و درمان يكنواخت و رايگان و تامين بازنشستگي همگاني و زدودن اندوه و نگراني از بيكاري و تبعيض، و حذف نظام طبقاتي از فرهنگ كوباييان است.
     كاسترو سه روز بعد در سخنراني ديگري كينه توزي، فرصت طلبي، آزمندي و جاه طلبي را آفتهاي يك جامعه خواند. كاسترو در سومين نطق پس از پيروزي انقلاب گفت كه از آن نگران است كه انقلابيون واقعي و دلسوزان مردم و همرزمان او از صحنه كنار بروند و با كناررفتن آنان، فرصت طلبان جايشان را بگيرند و انقلاب را از هدفهايش دور سازند و منحرف و متلاشي كنند. وي از كوبائيان خواست كه مانع خروج پدران انقلاب از صحنه شوند كه تماميت و حاكميت كوبا از دست خواهد رفت. كاسترو گفت كه اجازه نخواهد داد سياستي از خارج بر كوبا تحميل شود و مردم كوبا خودشان الگو و استاندارد براي نظام اجتماعي، اقتصادي و سياسي شان تعيين خواهند كرد و معمار آينده بناي جامعه و نظام اجتماعي شان خواهند بود. وي تاكيد كرد كه هر ملتي حق دارد خط خودش را دنبال كند و در اين راه استقلال كامل داشته باشد.

 

راز ترقي غرب

گي موله نخست وزير پيشين فرانسه كه 31 دسامبر سال 1905 به دنيا آمد و 30 اكتبر سال 1975 درگذشت در مراسم نخستين روز سال 1956 رقابت تاريخي فرانسويان و انگليسيان را كنار گذارد و گفت : مگنا كارتا ‍‍( منشور بزرگ كه پانزدهم ژوئن سال 1215 باتهديد و زور به امضاي پاد شاه وقت انگلستان رسانده شد و پايه حكومت پارلماني اين كشور قرار گرفت ) راز ترقي غرب است ، زيرا كه در آن جان و مال و آزادي مردم از تعرض خودسرانه مصونيت يافته است و از آن پس دست مردمي كه آن را پذيرا شده اند براي پيشرفت باز شد.

 

انگلوساكسونيسم

عراقي ها در ژانويه سال 1989 عنواني « ايسم » داري به كشورهايي از جمله انگلستان ، امريكا ، كانادا ، استراليا و ... دادند كه ظاهرا باقي مانده و مي رود كه مصطلح شود و آن اطلاق « انگلوساكسونيسم » است . عراقي ها دليل اختراع اين عنوان را رفتار و طرز تفكر مشابه بيشتر مردم اين كشورها گفته اند.

برخي ديگر از رويدادهاي 1 ژانويه

  • 1557:   ژاك كورتيه كاشف فرانسوي كانادا درگذشت.

  • 1772:   چك مسافرتي در انگلستان به جريان گذارده شد.

  • 1785:   روزنامه « ديلي يونيورسال رجيستر » نام خود را به تايمز لندن تغيير داد .

  • 1788:   تايمز لندن به تايمز تغيير نام داد كه اين نام تا به امروز حفظ كرده است.

  • 1899:   نيروهاي آمريكايي پس از شكست دادن اسپانيا ، كوبا را كه از مهاجر نشينهاي قديمي اسپانيا بود تصرف كردند و تا سال 1902 در آنجا ماندند.

  • 1901:   كشور استراليا مركب از مهاجران انگليسي و در نخستين سالها زندانيان آن كشور كه با كشتار بيشتر بوميان بر جايشان قرار گرفته بودند به صورت جامعه مشترك المنافع استراليا در آمد.

  • 1914:   نخستين شركت مسافرت هوايي درجهان در فلوريداي آمريكا آغاز بكار كرد ، ولي مردم هنوز از مسافرت با هواپيما بيم داشتند.

  • 1923:   دولت وقت ايران ژنرال وستداهل سوئدي را از رياست پليس ايران بركنار كرد.

  • 1925:   شهر كريستيانا به اسلو ( پايتخت نروژ ) تغيير نام داد.

  • 1951:   باتري اتمي ساخته شد.

  • 1935:   كار ارسال عكس راديويي به نام « راديو فتو » آغاز شد.

  • 1969:   تهران به ده منطقه شهرداري تقسيم شد و برزنها عنوان شهرداري منطقه گرفت.

  • 1970:   آلنده رئيس جمهوري سوسياليست شيلي معادن زغال سنگ اين كشو را ملي كرد.
     

  • Mobin_s2004@yahoo.com
    11 ذی الحجه هجري قمري
    Mobin_s2004@yahoo.com

     وفات « ابو عبدالله محمّد بن عُمَر واقِدي» محدث مورخ برجسته قرن دوم

    [11 ذي الحجه 207] - « ابو عبدالله محمّد بن عُمَر واقِدي» محدث مورخ برجسته قرن دوم هجري قمري بدرود حيات گفت و در گورستان خيزَران بغداد بخاك سپرده شد. او از نوجواني به گردآوري حديث همّت كرد و از علمايي چون« مالِكِ بن اَنَس» و« سُفيانِ ثوري » احاديث معتبر شنيد. واقدي از قديم ترين مورخان عرب محسوب مي شود و كتابهاي متعددي درباره فتوحات عربها و غزوات پيامبر اسلام (ص) تأليف كرده است از جمله اين تأليفات «التّاريخُ و المَغازي و المَبعَث، اَخبار مكه، فُتوحُ الشّام، مَقتَلُ الحُسَين (ع)، تاريخُ الفُقَها و ذِكرُ القرآن» را مي توان بر شمرد.

     

     

     

     

     

     

    کشکول ممتاز

    از کتاب «گنجينه جواهر» (كشكول ممتاز)

    هر كس صورت مادر را ببوسد...

    ابن عباس از حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله نقل مى كند كه : (( ((من قبل بين عينى امه كان له سترا من النار)) ))
    هر كسى كه ميان دو چشم مادرش را ببوسد اين عملش سپر و مانعى مى گردد بين او و آتش جهنم .
    و در كتاب شرعة الاسلام آمده كه : (( ((من قبل رجلى امه فكانما قبل عتبة الكعبه ))))
    هر كسى پاى مادرش را ببوسد گويا آستانه كعبه را بوسيده

     

     

     

     

     

     

     

     

    زبان خوراکیها

    دكتر غياث الدين جزايرى

    املاح و ويتامين ها
    من ويتامين «ب 1» هستم !

    به من ويتامين ضد ورم عصب هم مى گويند
    من از گروه ويتامين هاى ب بوده و به ويتامين ب 1 مشهور شده ام به من انورين ويتامين هم مى گويند، من عامل ضد عصبانيت لقب داشته و براى دستگاه گوارش قلب ، ريه نهايت لزوم را دارم . كمبود من در دستگاه گوارشى اختلالات نظير: بى اشتهايى ، يبوست و نفخ معده توليد مى كند، در قلب ، كمبود من باعث طپش قلب توام با تنگى نفس شده كمى فشار خون و نارسايى قلب را به وجود مى آورد. بزرگترين عارضه گرسنگى پنهانى من بيمارى بربرى است كه در گذشته در خاور دور كه غذاى آنها منحصر به برنج سفيد كرده بود به صورت يك بيمارى بومى وجود داشت و گاهگاهى سرايت آن شدت پيدا كرده و كشت و كشتار بيداد مى كرد بربرى نوعى فلج است كه از پاها شروع شده و بدست مى رسد و ممكن است به عضلات سينه و حجاب حاجز هم برسد، اين بيمارى مبتلايان را لمس و فلج كرده و آنهايى كه مى توانند راه بروند مجبورند با پاهاى ورم كرده و بى حس شده خود لنگان لنگان قدم برداشته و تلو تلو خوران بجلو بروند، اين بيمارى نه تنها در انسان بلكه در پرندگانى كه با برنج سفيد كرده تغذيه مى شوند ظاهر مى گردد. خوشبختانه در سواحل درياى مازندران با اين كه قوت غالب كارگران و كشاورزان و اشخاص بى بضاعت برنج سفيد كرده است معذلك هرگز اين بيمارى به صورت بومى در نيامده و بطور كامل ديده نشده است . علت اين امر را بايستى در اثر نفوذ اسلام و قدرت ايمان مردم دانست ، زيرا مردم اين نواحى بخوردن مشروب عادت ندارند و تعداد معدودى مردم شهرنشين كه تازه بخوردن آن عادت كرده اند بحد كافى غذاهاى ويتامين دار مصرف مى كنند و غالبا كته را با ماست يا پنير و يا شكر سرخ همراه كرده و ميل مى نمايند - اغنيا نيز هميشه برنج را با خورشت هاى گوناگون و سبزى تناول مى نمايند و در سال هاى قبل چند مورد بيمار بربرى در مازندران پيدا شدند كه پس از تحقيق معلوم شد الكلى مى باشند.
    بارى همه روزه ميليونها نفر از اختلالات معدى ، سلسله ى اعصاب ، قلب و عروق رنج مى برند و پزشكان از فرآورده هاى مصنوعى من براى آنها تجويز مى نمايند و غذاشناسان توصيه مى كنند كه بهتر است براى رفع گرسنگى اين ويتامين به فرآورده هاى طبيعى از قبيل ميوه ها و سبزيها توجه شود.
    من محلول در آب بوده و با عرق دفع مى شوم و كسانى كه در فصل گرما زياد كار مى كنند بايستى از من زياد استفاده كنند، من در سبوس گندم و جو، در پوست شلتوك برنج و انواع خربوزه مخصوصا گرمك و همچنين در كاهو - هويج - اسفناج - كلم - گردو - بادام - فندق پيدا مى شوم و احتياج روزانه شما در حال عادى يك يا دو ميلى گرم است .
     

     

     

     

     

     

     

    طنزانه
    طنزگويه هاي اجتماعی «روزانه»

    مردها مثل چي هستند؟

    مردها مثل «مخلوط كن» هستند:
    در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد.

    مردها مثل «آگهي بازرگاني» هستند:
    حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد.

    مردها مثل «كامپيوتر» هستند:
    كاربري‌شان سخت است و هرگز حافظه‌اي قوي ندارند.

    مردها مثل «سيمان» هستند:
    وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني.

    مردها مثل «طالع بيني مجلات» هستند:
    هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي‌گويند.

    مردها مثل «جاي پارك» هستند:
    خوب‌هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده‌اند يا كوچك هستند يا جلوي درب منزل مردم

    مردها مثل «پاپ كورن» (ذرت بو داده) هستند:
    بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي‌گيرند.

    مردها مثل «باران بهاري» هستند:
    هيچوقت نميدانيد كي مي‌آيند، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود.

    مردها مثل «پيكان دست دوم» هستند:
    ارزان هستند و غير قابل اطمينان.

    مردها مثل «موز» هستند:
    هرچه پيرتر ميشوند وارفته‌تر ميشوند.

    مردها مثل «نوزاد» هستند:
    در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته مي‌شويد.
     

     

     

     

     

     

     

     

     

    مسائل زندگي
    کار، مُد، سلامتی، رموز موفقیت و ...

    مردمان

    انواع ماساژ و فوايد آن

    چه کسی دوست ندارد که ماهیچه هایش را ورز دهند و با ماساژ به بالاترین میزان آرامش دست پیدا کند؟ ماساژ در همه جای دنیا جزء نرمش های آرام بخش به حساب می آید و همه کشورها در حال ارتقاء آن هستند و رفته رفته این نرمش در حال وارد شدن به چرخه سلامتی انسان است.
    هزاران نوع مختلف ماساژ وجود دارد که با سلیقه ها و نیازهای متفاوت مردم مطابقت دارد. در این قسمت تعداد انگشت شماری از انواع مختلف ماساژ را برای شما آورده ایم که هر یک از شما چه یک مرد تنومند، چه فرد درحال رشد و در سنین بلوغ، همه و همه می توانید از آنها بهره ببرید.

    ماساژهای ملایم
    ــــــــــــــــــــــــــــ


    ماساژ کالیفرنیایی
    ابتدا کل بدن را چرب می کنید و سپس ضربه های آرامی را پشت سر هم بر آن وارد می کنید. مقدار بسیار کمی فشار در این نوع ماساژ وجود دارد.
    فواید: کل بدن به آرامش دست پیدا می کند و ذهن شما نیز در حالت مناسبی قرار می گیرد. همانطور که مشاهده کردید این ماساژ باعث می شود که حالت نرمی به تمام اعضای بدن شما دست بدهد.
    دلیل نیاز شما به آن: اگر شما در محیطی زندگی می کنید که دائما تحت فشار قرار دارید ماساژ کالیفرنیایی بهترین راه برای تمدد اعصاب و بدست آوردن آرامش است. این ماساژ باعث می شود که باتری بدن شما مجددا شارژ شود و نگرانی هایتان را برای مدت کوتاهی بدست فراموشی بسپارید.

    اِسالِن
    این نوع ماساژ ماهیچه ها را منبسط کرده و گردش خون را به وسیله مالش های طولانی مدت و ملایم تنظیم می نماید. با این کار هشیاری بدن شما بالا رفته و قدرت تفکر شما را به طرز شگفت انگیزی ارتقا می دهد.
    فواید: علاوه بر اینکه آرامش عضلات و سیستم عصبی را برای شما به همراه دارد، غدد لنفاوی و رگ های خونی را هم وادار می کند که تکسین بیشتری دفع کنند و همچنین قابلیت ارتجاعی بافت ها را نیز افزایش می دهد.
    دلیل نیاز به آن: اگر شما در دنیای سرعت زندگی می کنید و نمی توانید برای بدن خود آنطور که باید و شاید اهمیت قائل شوید این تنها کاری است که می تواند جوانی و شادابی را تضمین کند.

    حس درمانی
    نقاطی که در دست ها و پاها از خود نسبت به یک محرک بیرونی عکس العمل نشان می دهند، به تمام نقاط بدن می رسند و از این طریق از فشار وارد بر این قسمتها را کاهش می دهند. این ماساژ گردش خون، و عملکرد ذهن و بدن را بهبود می بخشد.
    فواید: از جمله مزایای این تمرین ارتقای هشیاری روحی و جسمی است. انگیزه، اعتماد به نفس و تمرکز شما افزایش پیدا می کند.
    دلیل نیاز به آن: یک تغییر جزئی در دست ها و پاهای شما می تواند سیستم کل بدن شما را دگرگون سازد پس هر طور که شده به دنبال این نوع ماساژ بروید. حکایات زیادی از گذشته بر جا مانده که دلیل خوبی برای حمایت از این ادعا می باشد.

    ماساژ تایلندی
    این نوع ماساژ به "یوگا برای افراد تنبل" تشبیه شده که در آن تمام عضلات بدن کشیده می شوند و مفاصل نیز باز و بسته می شوند. این کار را باید از کف پای خود شروع کنید و کم کم آنرا به قسمت های بالایی هدایت کنید.
    فواید: متخصصان این نوع ماساژ معتقد هستند که اگر تمرین های آنرا انجام دهید، بدن شما از آن حالت خشکی در می آید و "سطح انرژی" بدن در حال نرمال قرار می گیرد.
    دلیل نیاز به آن: با این کار قابلیت ارتجاعی بدن افزایش پیدا کرده، سلامت تمام نقاط آن تضمین می شود. و بیشتر به افرادی توصیه می شود که بیشتر وقت خود را در پشت میز صرف می کنند.

    وَتسو
    در این نوع ماساژ فرد مورد نظر در داخل آب گرم دراز می کشد و سپس قسمت های مشخصی از بدن او مورد ماساژ قرار می گیرد. به دلیل اینکه جاذبه در آب تا حدی کمتر می شود ماساژ دهنده از آزادی عمل بیشتری برخوردار است.
    فواید: زمانی که در آب شناور هستید بیشتر بر روی تنفس خود تمرکز می کنید و به همین دلیل نفس های عمیق کشیده و به آرامش بیشتری دست پیدا می کنید.
    دلیل نیاز به آن: اگر می خواهید زمانیکه در آب شناور هستید به آرامش کامل دست پیدا کنید، وتسو بهترین انتخاب است.

    ماساژهای محرک جنسی
    این نوع ماساژ بیشتر به عنوان نوعی پیش نوازی قبل از شروع ارتباط جنسی به شمار می رود که از تلفیق چند ماساژ مختلف بوجود آمده و باعث تحریک پوست و خوب، آآ ، اندام های معینی از بدن می شود.
    فواید: می تواند به عنوان تحریک مناسبی برای برقراری ارتباط جنسی باشد و می تواند شریک زندگی شما را به خوبی تحریک کند.
    دلیل نیاز به آن: اگر شما برای شروع رابطه با مشکل مواجه هستید و شریک شما اندکی سرد مزاج است ماساژهای محرک جنسی می توانند گزینه خوبی برای شروع باشند.

    ماساژ استخوانی
    بر اساس درمان از طریق مالش ماهیچه ها و استخوان ها این نوع ماساژ شما را از شر فشار و استرس ذهنی و ماهیچه ای خلاص می کند. بدن را متعادل می کند، درد و استرس را از شما دور نگه می دارد.
    فواید: هشیاری درونی شما را افزایش می دهد و سبب می شود شما مشکلات و ناراحتی هایتان را درمان کنید. ( به اصطلاح نوعی خود درمانی است)
    دلیل نیاز به آن: این ماساژ از سایر ماساژ هایی که ذکر شده تاثیر بیشتری داشته و اثر آن برای مدت زمان بیشتری در بدن شما باقی می ماند. همچنین سلامتی روحی و روانی را نیز به همراه دارد.

    ماساژ های شدید
    ــــــــــــــــــــــــــــ

    حالا از این ماساژهای ملایم و شیرین می گذریم و به انواع سخت تر آن می رسیم. ماساژهای عمیقی که تاثیر آنها بسیار شگرف و عینی است.
    آما
    بر اساس طب سوزنی چین باستان این ماساژ بر روی قسمت های حساس بدن تاثیر گذاشته و میزان انرژی را تنظیم می کند.
    فواید: کانال هایی برای ورود و خروج انرژی باز می کند و مزایای بیشماری را به همراه دارد.
    دلیل نیاز به آن: استرس، کمر درد، اضطراب، سر درد، بیخوابی، و آرتروز تنها نمونه های کوچکی از بیماری هایی هستند که از طریق این نوع ماساژ قابل درمان می باشند.

    ماساژ نقاط حساس
    فشارهای دائمی معمولا بر روی نقاط حساس بدن تاثیر منفی می گذارند و سبب می شوند که مواد زائد در این قسمت ها انباشته شود. این ماساژ باعث دفع تکسین و ترشح آندروفین در بدن می شود.
    فواید: باعث از بین بردن فشار ماهیچه ای شده و دردهایی که از طریق اسیب های ورزش، جراحی و تصادفات به بدن وارد شده را از بین می برد.
    دلیل نیاز به آن: اگر شما ورزشکار هستید، از دردهای دائمی گردن رنج می برید، مچ درد دارید، دچار آماس کیسه های مفصلی، کمر درد، سیاتیک، آرنج درد هستید؛ ماساژ نقاط حساس می تواند به سادگی تمام این دردها را درمان کند.

    شیاتسو
    همانند آما، شیاتسو نیز بر روی نقاط فشار کار می کند، اما علاوه بر آن بر روی گردش خون و کشش مفاصل نیز موثر است.
    فواید: این ماساژ سیستم دفاعی بدن را تقویت می کند و شما را در مقابل کمر درد، سر درد، اسم، و خشکی ستون فقرات نجات می دهد.
    دلیل نیاز به آن: شیاتسو به عنوان یکی از ماساژ های معروف به شمار می رود که تمام مزایای آن از طریق علمی به اثبات رسیده اند. این ماساژ برای دنیای سخت کاری امروز گزینه خوبی است.

    ماساژهای ورزشی
    این ماساژ بیشتر برای ورزشکاران کاربرد دارد و تلفیقی از ماساز سوئدی و شیاتسو است که بر روی ماهیچه های خاصی که ورزشکار بیشتر از آنها استفاده می کند توجه دارد.
    فواید: باعث می شود که ورزشکار کار خود را به بهترین نحو انجام دهد، احساس سستی و تنبلی را از بین می برد، آسیب های ورزشی را التیام می بخشد، از ورم کردن قسمت های مختلف بدن جلوگیری می کند و در آخر به بهبود اندام صدمه دیده کمک می کند.
    دلیل نیاز به آن: اگر شما ورزش را به طور حرفه ای دنبال می کنید، این ماساژ یکی از تمرین های ضروری در دوره آموزشی شماست.

    ماساز سوئدی
    این ورزش به عمق ماهیچه ها و استخوان ها نفوذ می کند و جریان خون به سمت قلب را تسریعمی بخشد.
    فواید: زمان بهبودی از آسیب های وارده بر ماهیچه ها را کاهش می دهد، دفع اوریک اسید و لاکتیک را افزایش می دهد و در آخر قابلیت ارتجاعی رباط و زرد پی را بیشتر می کند.
    دلیل نیاز به آن: اگر شما دچار تنبلی مزمن عضلات هستید و یا اگر شغل شما طوری است که باید همیشه مشغول کارهای سخت فیزیکی باشید، ماساژ سوئدی برای شما نقش دارو را بازی می کند.

    سایر ماساژها
    ـــــــــــــــــــــــ

    بسیاری از پیشگامان امر ماساژ درمانی انواع مختلفی از ماساژ های نوین را معرفی کرده اند که البته فواید آن به طور علمی ثابت نشده است. اما به طور چشمگیری قابل استفاده بوده و نتایج مطلوبی را نیز به دنبال داشته اند. در این قسمت تعدادی از آنها را ذکر می کنیم

    کشش لنفاوی
    مالش های آرام و دایره ای شکل بر روی سیستم لنفاوی بدن تاثیر بسزایی دارد. عدم تحرک باعث جمع شدن میزان بالایی تکسین در بدن انسان می شود و شما می توانید از طریق ماساژ آنها را از بدن خود خارج نمایید.
    فواید: این ماساژ سیستم ایمنی بدن را بهبود می بخشد و همچنین سوخت و ساز شیمیایی را که می تواند استرس و فشار را کنترل نماید، را تنظیم می کند.
    دلیل نیاز به آن: اگر شما به درستی غذا نمی خورید، سیگار می کشید، از مشروبات الکلی استفاده می کنید و بدن شما توانایی تنظیم ترشح مناسب هورمون ها را ندارد و تکسین ها تمام نقاط بدن شما را اشغال کرده اند، بهتر است خیلی سریع به این ماساژ رجوع کنید.

    جین شین دو
    بر اساس طب سوزنی چین و طب سنتی ژاپنی ها، جین شین دو باعث از بین رفتن استرس و پیدا کردن دید تازه ای نسبت به دنیای خارج می شود.
    فواید: جین شین دو نقاط تحت فشار را آرام می کند و احساساتی نظیر: استرس، اضطراب، گناه و خشم را از بین می برد.
    دلیل نیاز به آن: اگر شما جزء آن دسته از افراد خود دار هستید که تمام ناراحتی ها و مشکلات را برای خودتان نگه می داردید این ماساژ راه خوبی برای تخلیه عواطف درونیتان است.

    تراگر
    استفاده مکرر از دست و پا و کمر باعث گرفتگی عضلات این قسمت از بدن می شوند و از طریق این ورزش می توانید تسکین و آرامش را به آنها هدیه کنید.
    فواید: تحرک شما را بیشتر می کند، آرامش خاطر و "سلامت درونی" را برایتان به ارمغان می آورد.
    دلیل نیاز به آن: خشکی مفاصل را از بین می برد و قابلیت انعطاف پذیری بدن را افزایش می دهد.

    ماساژ سنگی
    سنگ های سرد و یا گرم کاملا صاف را که به روغن آغشته شده اند را به بدن فرد فشار می دهیم. این ماساژ معمولا با ماساز سوئدی همراه است.
    فواید: گفته می شود که سنگ های مختلف دارای خواص درمانی متفاوتی هستند به همین دلیل مزایای هر سنگی متفاوت است و با توجه به نیاز مراجعین قابل درمان می باشد.
    دلیل نیاز به آن: برای آندسته از افرادی که به خواص جادویی سنگ ها اعتقاد دارند پیشنهاد می شود.

    ماساژ سر
    با لمس کردن جمجمه که تمام اعصاب بدن انسان در آن قرار دارد و تنش و استرس از آنجا شروع می شود می توانید تمام عملکردهای نادرست را از بین ببرید.
    فواید: این ماساژ به عنوان نوعی خود درمانی به شمار می رود و هر کس به راحتی می تواند این کار را بر روی خود پیاده کند. همچنین عملکرد کلیه سیستم ها بدن را به حالت نرمال باز می گرداند.
    دلیل نیاز به آن: برای بیماری های گردن، ستون مهره ها و تمام بیماری هایی که به دلیل استرس در فرد بروز می کنند و بیماری های روانی بسیار مفید است.

    پفریمر
    این ماساژ را خانمی که خود دچار فلج نسبی بود کشف کرد به همین دلیل نام او را بر روی این ماساژ گذاشتند. این ماساژ فشار های عضله ای را کاهش می دهد و باعث به جریان افتادن خون در رگ ها شده و اعصاب حسی را رها می کن.
    فواید: فرایند اکسید و دی اکسید شدن را در ماهیچه هایی که هیچ حرکتی ندارند تسریع می بخشد و سلامت فرد را تضمین می کند.
    دلیل نیاز به آن: این ماساژ می تواند به کسانیکه از بیماریهای ماهیچه ای نظیر: تصلب بافتها، پارکینسون، سکته، سوء تغذیه رنج می برند می توانند از فواید این ماساژ بهرمند شوند.

    قدرت شفا بخش ماساژ
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    علم ثابت کرده که ماساز باعث از بین رفتن استرس شده و سلامت بدن را افزایش می دهد. به علاوه هنگامیکه کسی شما را ماساژ می دهد احساس فوق العاده ای به شما دست میدهد. با این همه مزایا خیلی سخت است که متقاعد نشوید. پس هر کدام که برایتان مناسب است را انتخاب کنید تا از فواید بیمشار آن بهرمند شوید.
     
     
     

     

     

     

     

     

     

     

    مجله فرهنگي

    ebgh_80@yahoo.com
    مجله فرهنگی، روزهای زوج منتشر می شود

    شماره پانزدهم


     
    سخن سردبیر

    با سلام . از اینکه مدت زیادی انتشار مجله فرهنگی روزانه به تعویق افتاد ، عذر خواهی می کنم   و میلاد مسیح علیه السلام و سال نو میلادی را به کلیه مسیحیان گروه تبریک می گویم .

    دوستان گرامی در نظر دارم دو بخش دیگر هم به مجله فرهنگی اضافه نمایم ، اگر موافق هستید ، لطفا مرا خبر کنید تا این دو بخش را اضافه نمایم . بخش روانشناسی و بخش رمان ( که بصورت دنباله دار منتشر می گردد ) . منتظر نظرات شما هستم . در ضمن دوستانی که وبلاگ های مرتبط با فرهنگ و هنر دارند ، می توانند نشانی وبلاگ خود را برای من ارسال کنند تا ستونی را به این وبلاگ ها اختصاص بدهم . 

    ***
    داستان
    ( کافه ال چه – نویسنده ا ب غ )
     

    تمام بندر پر از پلیس شده بود . جسد ی را از دریا بیرون کشیده بودند که یک شبه تمام بدنش را ماهی ها خورده بودند و قابل شناسایی نبود . هر کس بنا بر وضعیت مستی اش داستانی برای جنازه می تراشید .  

    ***

    دو سالی می شد که در این شهر بندری ، برای تحصیل آمده بودم . آب و هوایش زیاد شرجی نبود ولی همیشه برای فرار از گرما باید تیشرت می پوشیدی . عادت کرده بودم . راس ساعت شش ، هر غروب به کافه ال چه می رفتم که فوسراداره اش می کرد . کافه ای تقریبا خلوت که گهگداری چند جاشوی کشتی برای لب تر کردن و رفع نیازهای جسمانی شان ، از اتاق زیر شیروانی اش استفاده می کردند و همیشه خدا سر چند پاپاسی اینور و آنور، دعوا می شد . گاها هم دو سه پیرمرد برای لب تر کردن و یادی از گذشته و تعریف خاطرات به این کافه می آمدند . کلا مسیو فوسر مشتری غریبه نداشت و اکثرا آشناها بودند . از بدو ورود تنها خلوتگاهم شده بود کافه . اول سفارش یک قهوه فرانسه ، دو سیگار برگ هاوانایی که معمولا ناخداهای کشتی برای فوسر می آوردند تا درآمدی اضافه داشته باشد و یک روزنامه صبح بنام اگزوپری می دادم . سیگار برگ اول را با قهوه دخلش می آوردم وسیگار دوم را با اندیشه هایم مخلوط می کردم . خوب یادم است که وقتی برای اولین بار به اینجا آمدم ، مبهوت شدم . تمام دیوارهای کافه عکس های ال چه و دار و دسته انقلابی اش بود . فوسر آنروز برایم دو ساعت کامل با هیجانی غیر قابل وصفی از رهبرش ارنستو و دیگر هم رزمانش گفت . حتی چند عکس هم برای باور من از دوران جوانی اش با ارنستو داشت که آنها را هم به من نشان داد . این منم ، این ال چه ، این سالواتوره ، این یکی هم که کچله ، آلبرتو . آهان ، اون سیبیل کلفته هم ماتسو بودش که یک تیر صاف خورد تو پیشونیش و مرد . اون روز ال چه یکساعت کامل براش گریه کرد و ... .

    همان روز اول از این کافه متنفر شدم . من اصلا اهل سیاست و مبارزه نبودم و معتقد بودم که باید با حرف زدن مشکلات را حل کرد و نه با گلوله . ولی روز دوم ، تمام عقایدم فراموشم شد . فردای روز اول در یک غروب کلافه کننده  بطور اتفاقی از نزدیک کافه رد می شدم و بدنبال پاتوقی برای خلوتم می گشتم که یک زن سراپا مشکی پوشیده و کلاهی که توری اش ، صورتش را پوشانده بود ، وارد کافه شد . کنجکاوی ام  باعث شد که من هم وارد کافه شوم . در این محله پرت و پاتوق جاشوها ، وجود این زن برایم کاملا عجیب می نمود . فوسر با علاقه از حضورم در کافه اش استقبال کرد و حتی یادم است که پول قهوه را هم از من نگرفت ، می توانستم درکش کنم که بعد از سال ها توانسته گوشی برای خاطراتش پیدا کند . روی یک صندلی نشستم و فوسر برایم قهوه ای آورد و کنارم نشست و شروع به بازخوانی خاطراتش کرد . اثری از زن نبود . تمام آن زمان بین غروب تا شب را فوسر یک روند خاطره تعریف کرد و من بدنبال زن ، چشم می گرداندم . شش ماه هر غروب به آن کافه رفتم ولی آن زن را ندیدم . حتی هفته ای دو جلسه هم از دروسم را حذف کرده بودم تا شاید بتوانم در روز ردی از آن زن پیدا کنم ولی باز هم فایده ای نداشت تا اینکه یکروز او آمد . فوسر به قسمت تیرباران ال چه رسیده بود و گریه می کرد ولی من تمام حواسم متوجه بانویی بود که در مقابلم ، روی یک میز یکنفره به عکس ها خیره بود . فوسر  اشک هایش را پاک کرد و از پشت میزم بلند شد ، برایش نوشیدنی برد و کلامی لاتین به او گفت ، زن کلاهش را کمی پایین آورد و صورتش کاملا پوشیده شد . فوسر کنارم آمد و دوباره شروع کرد به اینکه وضعیت ال چه بعد از تیرباران چگونه بود . شاید فوسر هیچگاه درک نمی کرد که من حاضر بودم در آن لحظه تمام انقلاب های دنیا را برای دیدن صورت آن زن به او ببخشم .

    ***

     علاقه عجیبی به فوسر پیدا کرده بودم . اصلا کافه شده بود خانه دومم . وقتی یک سال تمام گوش شنوای کسی باشی ، مطمینا بخشی از وجودت شخصی می شد که تو را امین خاطراتش می دانست  و فوسر برای من همان حکم را پیدا کرده بود . شاید فقط به خاطر دیدن آن زن بود ولی قطعا فوسر در زندگی ام نقش پر رنگی پیدا کرده بود . دو سال از کافه رفتن من می گذشت . یک شب در بندر بانویی که تسخیرم کرده بود را بی جان و تا خرخره مست دیدم و بهترین موقعیت برای ارتباط را دریافتم . آنشب به منزل دانشجوییم بردمش و چند باری لگن های استفراغش را خالی کردم . روی تخت چوبی ام خوابیده بود و نزدیک های صبح در آغوش گرفتمش و ...

    نزدیک ظهر بیدار شد . نگاهی به پیراهن نیمه بازش کرد و سپس به من خیره شد . همان دقیقه لباسش را پوشید و بیرون رفت و دیگر ندیدمش . غروب که به کافه رفتم ، فوسر را پشت دستگاه قهوه زنی دم . فوسر من باید باهات حرف بزنم .

    وقتی پشت میز نشستیم فوسر گفت : کی ؟ گفتم : امشب . فوسر گفت : کجا ؟ خونه و فوسر سرش را پایین انداخت .

    ***

    فوسر را صدا کنید . کمیسر به یکی از نگهبانان ساحلی گفت . فوسر آمد . کمیسر گفت : فوسر ، این از اقوام توست ؟ فوسر ملحفه را کنار زد . پایش سست شد و کنار جنازه نشست . کمیسر سری تکان داد و جنازه را در آمبولانس گذاشتند . وقتی همه رفتند ، فوسربه کمیسر گفت : آلخاندر می خوام بدونم از کجا فهمیدی که این جنازه ، بچه منه ؟ کمیسر از جیبش چیزی را در آورد و به فوسر داد . این توی جیبش بود . فوسر کاغذی را که کمیسر داده بود را گرفت و آنرا خواند . آنرا بوسید و در جیبش گذاشت . فوسر ! این پسر چه نسبتی با تو داشته ؟ دو سال بود که عاشق سیلویا بود . از روز اول اینو فهمیدم . می خواستم غافلگیرش کنم و برایشان عروسی بگیرم .

    فوسر به کافه برگشت و سیلویا هیچگاه نگذاشت پدرش بفهمد که قبلا ایزاک دامادش شده است . همین .

     
     
     
    بیوگرافی  
    ( آشنایی با کسایی مروزی شاعر قرن چهارم )
     

    مجدالدین ابولحسن یا ابو اسحاق کسایی مروزی در سال 341 هجری قمری متولد شد . از کسایی مروزی هم مانند سایر شاعران قرن چهارم جز آثاری اندک به دست ما نرسیده است ، اما همین مقدار شعر هم او را در ردیف شاعران طراز اول زبان فارسی قرار می دهد .

    کسایی مروزی به سبب استواری عقیده و پاکی ضمیر از مدح خلق به ستایش خاندان عترت و پیامبر اسلام و امام اول شیعیان روی آورده است و این شیعه پاک نهاد شاید اولین شاعر ایرانیست که در شعر خود به مدح حضرت امیرالمومنین علیه السلام پرداخته است و شعر او تا به امروز باقیست . وفاتش مسلما بعد از سال 391 هجری قمری یا در همان سال بوده است .

     
     
    شعر کلاسیک
    ( ستایش حضرت علی علیه السلام – کسایی مروزی )
     
    مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر
    بستود و ثنا کرد و بدو داد همه کار
    آن کیست بدین حال و که بوده ست و که باشد
    جز شیر خداوند جهان ، حیدر کرار
    این دین هدی را به مثل دایره ای دان
    پیغمبر ما مرکز و حیدر خط پرگار
    علم همه عالم به علی داد پیمبر
    چون ابر بهاری که دهد سیل به گلزار
     
     
     
    شعر نو
    ( شعری از خانم دیدار ابراهیمی از اعضای محترم روزانه )
     
    زن
    دهانم را ببندید
    دستهایم را بشکنید
    اندیشه ام را به خاک بسپارید
    و پوشیده در کفنی سیاه
    در تاریکترین کنج خانه پنهانم کنید
     
    در فضایی مشکوک زیستم با دیگران
    در نبردی نابرابر جنگیدم با قداره بندان
    در غربتی غریب مهر ورزیدم در زندان
    و با لهجه ای متروک
    ترانه خواندم از درد
     
    اینک ای کرکس پیر
    بر لاشه ام نشسته ای
    اما با بوی نیم سوخته استخوانم چه خواهی کرد ؟
    که من خستگی کار را آموخته ام
    در میان بوی گس شالیزار
    و در میان کشتزاران گندم
    _ کوله بار طفلم در پشت_
    ریشه جانم را درو کرده ام
    با چشمان کم سویم چه خواهی کرد ؟
    که من با سوت شتاب زده کارخانه ها
    به هوش آمده ام
    و در سیاهچالی به نام کارگاه
    زندگیم را چرخ کرده ام
    با انگشتان خونینم چه خواهی کرد؟
     
    که من با هر طرح نو
    در باغ قالی
    دردی عمیق را بر زخم کهنه ام نشانده ام
    با دستان بلا دیده ام چه خواهی کرد ؟
     
    که من سال های سال
    با زنبیلی تهی از نان
    _مغرور و زخم خورده_
    از کوچه های شهر گذشته ام
    و دستانم را با داغ تاولی درشت
    از شستشوی رخت
    از رفت و روب خانه
    از پخت و پز
    در انتظار معجزه تاریخ
    از هم گشوده ام
    با من چه خواهی کرد ؟
     
     
    در سایه رنجهایم یله دادی
    از تارهای گیسویم
    ریسمان پوسیده قصاص بافتی
    و مشکوک و ناباور
    سفید و کودکم خواندی
     
    شرمم باد که هستیت دادم
     
    اشتهای بی پایانت را
    با مرده تنم فرونشاندی
    و شور بختی شهوت را
    در رگ هایم جاری کردی
    و آنگاه برادرانم را
    قابیل وار
    به وسوسه کشتنم
    فراخواندی
     
    مجنون و بیگانه زنده بگورم کردی
    و سنگهای نجابت را
    بر سرم فرود آوردی
    و من از پشت باران سنگ
    چهره پریده رنگت را به سرخی خون دیدم
     
    دریغا که بی باک و بی تدبیر
    قاتلم را ستایش کردم
     
    اما جلاد
    تاریخ را به خاطر بسپار
    زیرا که در صبحگاه نبرد
    ققنوس وار
    مهیای برخاستنم
    پ.ن.ع
     
     
    شعر خارجی
    ( شعری از ناظم حکمت ، شاعر ترک )
     
    دیدار ابراهیمی - شعر سوراخ
    تنبان سوراخ
    پيراهن سوراخ
    سرآستين سوراخ
    ردا سوراخ
    جيب سوراخ
    جليقه سوراخ
    آبكشي مگربرادر ؟
     
     
    معرفی یک مجله  
     ( نشانی )
     

    صاحب امتیاز و مدیر مسول این ماهنامه محمد صالح اعلا می باشد و سردبیر آن رضا مهدوی هزاره . این مجله با سر و شکل جذاب و بصورت رنگی منتشر می شود و پر است از قطعه های ادبی موجزی که جا برای عکس ها و طراحی باقی می گذارند ، هم چنان که از مجله ای که نام صالح اعلا را یدک می کشد ، انتظار می رود . مجله نشانی به شکل غیر منتظره ای شبیه هیچ نشریه دیگر نیست و این خودش ویژگی مهمی محسوب می شود . شما را به خواندن یک شماره از این مجله دعوت می کنم .

     
    خبر
     
    - پنجم دی ماه مصادف بود با تولد بهرام بیضایی فیلم ساز برجسته کشورمان .
    - ناصرعبدالهی خواننده خوب کشورمان هم درگذشت .  برای روحش ، آمرزش مغفرت داریم .
     
    معرفی کتاب
    ( شب های چهارشنبه – نویسنده آذردخت بهرامی )
     

    دیدار ابراهیمی - اولین داستان از مجموعه شب های چهارشنبه توانست جایزه دوم مسابقه اینترنتی بهرام صادقی را از آن خود کند .این داستان که نام مجموعه هم از آن گرفته شده است داستانی است درباره تردیدهایی که همه ما در درون خود داریم یا می پروریم .داستان انسان امروز که دیگر به هیچ چیز اعتماد ندارد حتی به آن کس که با او زیر یک سقف نفس می کشد .نویسنده به شکل حیرت آوری بدون هیچ مقدمه چینی یا شرح و توضیح اضافه وارد اصل ماجرا می شود و ناگهان خواننده را با موقعیتی روبرو می کند که اگر چه خوشایند نیست دانستن چگونگی و سرانجامش بی درنگ مهم می شود .شروع داستان چنان تاثیر بی واسطه و قاطعی در خواننده می گذارد که دیگر کنار گذاشتن آن برایش ممکن نیست شاید هم این کشش زاییده تخیل فوق العاده زن قهرمان داستان باشد که آن را بی دریغ در نامه ای که برای رقیب فرضی خود می نویسد به رخ می کشد .زن خیالپردازی می کند و خیالپردازی های خود را می پذیرد .اما همه چیز در تخیل شگفت انگیز زن داستان خلاصه نمی شود .صراحت نویسنده در بیان احساسات زنانه و تردیدها و پارادوکس های درونی انسانی که مدام در شک و تردید به سر می برد همدلی خواننده را نسبت به زن قهرمان داستان بر می انگیزد و ضربه نهایی را مخاطب هنگامی می خورد که چند خط پایانی داستان را می خواند .دغدغه فکری و پرسش ذهنی نویسنده یعنی مسئله پیچیده روابط انسانها و بخصوص روابط زن و مرد در بیشتر داستانهای این مجموعه ادامه پیدا می کند

    شاید خیانت یکی از جدی ترین درگیری های ذهنی نویسنده شب های چهارشنبه باشد و شاهد آن هم تکرار پی در پی سوژه هایی با این مضمون در داستانهای این مجموعه است . قیمت این کتاب 900 تومان و توسط انتشارات چشمه منتشر گردیده است .  
     
     
    نقل قول های سینمایی
    ( وودی آلن )
     
    آدم اگر در آپارتمان خودش زنده باشد ، بهتر از اینست که در دل مردم زنده باشد .
     
     
    یک جمله
    ( آگاتا کریستی )
     
    من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد ، تا هر چه پیرتر شدم ، برای او عزیز تر بشوم .
     
     
     ***
    نظرات ، انتقادات ، پیشنهادات و آثار خود را با من در میان و ارسال بفرمایید .
    با احترام ، احسان بهرام غفاری

     

     

     

     

     

     

     

     

    ليگ مبين

    football@mobin-group.com 

    نتايج هفته سوم،
    برنامه هفته چهارم

    سلام.
    جدول های رده بندی هفتۀ سوم لیگ آماده شدن که می تونین اونها رو در انتهای این بخش مشاهده کنین.
    نتایجی که برای این هفته رقم خورد زیاد قابل پیش بینی نبود. برای همین تعداد اندکی از اعضا تونستن که امتیاز خوبی بگیرن.
    برنامۀ هفتۀ چهارم رو هم که حتماً می دونین. برای هفتۀ چهارم لیگ مبین، دو تا بازی از لیگ انگلیس رو انتخاب کردیم، و سه تا بازی هم از لیگ ایران. بازی های لیگ ایران یکشنبه ( 10 دی/31 دسامبر ) و بازی های لیگ انگلیس دوشنبه ( به گفتۀ سایت گل ) و یا احتمالاً سه شنبه ( به گفتۀ سایت یوفا ) برگزار می شن. بنابراین شما عزیزان تا ساعت 12 ظهر یکشنبه 10 دی ماه فرصت دارین تا پیش بینی های خودتونو به آدرس لیگ ارسال کنین.
    این هم از بازی های هفتۀ چهارم :


    ( تیم هایی که نامشان در سمت راست نوشته شده است میزبان هستند )

    سپاهان اصفهان - فولاد خوزستان
    پیکان تهران - مس کرمان
    سایپا - استقلال تهران
    لیورپول - بولتون
    نیوکاسل - منچستر یونایتد

    این رو هم بگم که از هفتۀ آینده افرادی که تا حالا پیش بینی ارسال نکردن از لیگ حذف می شن. بنابراین ممکنه که یه تغییراتی توی جدول ها بوجود بیاد و افراد به جدول های دیگه ای منتقل بشن. ( اینو گفتم که بعداً اگه مثلاً از جدول 2 رفتین به جدول 1 نگین چطور شد!)
    ضمناً اگه هرگونه نظر، انتقاد، و یا پیشنهادی داشتین می تونین به آدرس خصوصی من میل بزنین.
    موفق باشین

    آدرس رسمی لیگ :
    football@mobin-group.com
    آدرس خصوصی مسئول لیگ :
    milad_graydays@yahoo.com

    *****

    براي مشاهده نتايج لیگ مبین تا پایان هفته سوم اینجا را کلیک کنید

     

     

     

     

     

     

     گروه اینترنتی مشکان